ستاد مرکزی اربعین|کمیته فرهنگی، آموزشی

banner-img banner-img-en
logo

 ادبیات و پژوهش


آسيب‌شناسي ستايش‌گري اهل بيت علیهم السلام در نگاه مقام معظم رهبري

چاپ
چنانچه بخواهيم از هنر ستایش‌گري اهل‌بیت علیهم السلام سخن بگوييم بهترين شيوه بهره‌گيري از زبان هنر است؛‌ زيرا كارآترين ابزار،‌ زبان هنري است. شايد از اين روست كه رهبر معظم انقلاب فرموده‌اند: هنر يك شيوة بيان است. يك شيوة ادا كردن است. تنها اين شيوة بيان از هر تبيين ديگر رساتر،‌ دقيق‌تر، نافذتر و ماندگارتر است

ايرج تبريزي

زبان هنر

چنانچه بخواهيم از هنر ستایش‌گري اهل‌بیت علیهم السلام سخن بگوييم بهترين شيوه بهره‌گيري از زبان هنر است؛‌ زيرا كارآترين ابزار،‌ زبان هنري است. شايد از اين روست كه رهبر معظم انقلاب فرموده‌اند:

هنر يك شيوة بيان است. يك شيوة ادا كردن است. تنها اين شيوة بيان از هر تبيين ديگر رساتر،‌ دقيق‌تر، نافذتر و ماندگارتر است.[1]

همچنين فرموده‌اند:

بارها گفته‌ام كه هر پيامي،‌ هر دعوتي،‌ هر تمدّني و هر فرهنگي تا در قالب هنر ريخته نشود، شانس نفوذ و گسترش ندارد و ماندگار نخواهد بود و فرقي هم بين پيام‌هاي حق و باطل نيست.[2]

«ويل دورانت» به اين مطلب به صورتي ديگر اشاره كرده، از جمله:

همه چيز مصريان از ميان رفته و فقط اهرام عظيم و برافراشته از قلب ريگ و خاك بر جاي مانده است. همه چيز يونان جز هنر و فلسفة آن بر باد رفته است. زيبايي جاندارتر از هر چيزي است. هنرمند است كه مي‌تواند اين شكار گريزپاي را بگيرد و در قالب هنر در بند كشد تا الي‌الابد بماند.[3]

و صد البته هنرمند واقعي كسي است كه به جاي شكست و شكايت از تنگناي ميدان عمل،‌ در همان صدف خويش مرواريدهاي تابناك بيافريند. به گفته اقبال لاهوري:

زندگي در صدف خويش گهر ساختن است
 

 

 

در دل شعله فرو رفتن و نگداختن است
 

     
 

هنر ستایش‌گري هم جدا از ساير هنرها نيست. هنرمند در جست و جوي نقش‌ها و پديده‌هاي نو و ايجاد گلستان‌هاي تازه است؛‌ سرخوشي او هم در اين نابساماني‌ها و سرگرداني‌هاي اوست، ستایش‌گري با مرواريدهاي هنري نه فقط از عهدة ماشين‌هاي حساب و رايانه‌ها بر نمي‌آيد، بل، ماشين خدادادي ما، يعني زبان نيز در توصيف هنر آفريني‌ها نارساست. شايد از اين روست كه ترجمة بسياري از آثار شعرا از جمله حافظ به انگليسي يا فرانسوي،‌ آن شور و حال زبان اصلي را ندارد، زيرا:

گفتن ناگفتني‌ها مشكل است
 

 

نيست اين كار زبان كار دل است
 

 

مداح يا ستایش‌گر شايسته كسي است كه دقيق ببيند، دقيق بشنود، دقيق درك كند و آنچه دريافته است با چيره دستي بر زبان آورد و با بيان سحرآفرين، دل‌هاي مشتاق را صيد كند، نه آنكه به هر شكلي و در قالب هر سخني فقط دل‌ها را بسوزاند و به قول برخي هدفش گريه گرفتن باشد. سوگ محرابي و مرثيه خواني براي ورود به ارزش‌هاي كربلاست. البته نگاه سنتي معمولاً نگاهي سوگمندانه است كه خواسته‌اند عواطف را تهييج كنند، اما نگاه سياسي، حماسي و مطنطن و عارفانه نيز به قضيه عاشورا بايد در وراي آن باشد. يكي از ضعف‌ها نگاه بريده (= برشي) به حادثة كربلاست،‌ نبايد فقط گودال قتلگاه را ديد و پيام امام حسين علیه السلام و زينب3 را نشنيد.

حضرت آية‌الله خامنه‌اي مي‌فرمايند از سه بعد يا سه ديدگاه مي‌شود به نهضت حسيني نگريست:

يك بُعد، مبارزة حق در مقابل باطل مقتدر است كه امام حسين علیه السلام و حركت انقلابي و اصلاحي او چنين كرد. بُعد دوم تجسّم معنويت و اخلاق در نهضت حسين بن علي علیه السلام است. در اين نهضت عرصة مبارزه‌اي ديده مي‌شود كه غير از جنبة اجتماعي، سياسي و حركت انقلابي و مبارزة علني حق و باطل است .... بُعد سوم كه بيشتر در بين مردم رايج است، فجايع، مصيبت‌ها، غصه‌ها، غم‌ها و خون دل‌هاي عاشوراست؛‌ لكن در همين صحنة سوم هم عزّت و افتخار هست. كساني كه اهل نظر و فكر و تأمل‌اند بايد هر سه بعد را دنبال كنند.[4]

مداحان و ذاكران اهل‌بیت علیهم السلام بايد با التفات به اينها و با زبان هنر با مخاطب ارتباط برقرار كنند؛‌ در اثر يا آثار هر مداح نبايد نشانه‌هايي از مسامحه كاري و حشو و مترادف‌هاي بي نقش و عبارات بي‌شيرازه باشد. دربارة گزينش كلمات سخن‌هاي بسيار گفته‌اند. حافظ مي‌گويد:

غلام آن كلماتم كه آتش افروزد
 

 

نه آنكه آب سرد زند بر آتش تيز
 

 

از جمله گفته‌اند كه صفت بايد مانند آذرخشي خيره كننده سراپاي موصوف را نورباران كند؛ فعل نيز محور كلام است و به آن جان و جنبش مي‌بخشد. گزينش ماهرانة فعل وصف را زنده و زيبا مي‌سازد. اگر بخواهيم زبان هنري ما توانا و بيان ما درست و روان باشد، بايد سنجيده و بي وقفه تمرين و مطالعه كنيم.

رهبر فرزانة انقلاب در همين زمينه مي‌فرمايند:

مي‌دانيد كه ادبيات ما امروز تا حد زيادي در گرو همين خواندن‌ها و گفتن‌هاست. شعرهاي خوب و مايه‌هاي شعري مطلوب انتخاب كنيد .... ما شعراي خوبي داريم،‌ شما مي‌توانيد ادبيات فاخر فارسي را با محتواهايي كه حامل همان پيام است، در سطح تودة مردم منتشر كنيد.[5]

ديگر نمي‌توان به شيوة سوفسطائيان مردم را فريب داد، بايد طوري سخن گفت كه خواص بپسندند و عوام بفهمند، نهج‌البلاغه به ما بسيار كمك مي‌كند زيرا خود مولا فرمود:

ما فرمانروايان سخنيم، درخت سخنوري در ما ريشه كرده و شاخه‌ها آورده است.

به عبارتي مشغول كردن چشم و گوش مخاطبان كافي نيست، سر و كار مداح بايد با جان و دل مخاطبان باشد و در آن نفوذ كند. هيچ چيز غير طبيعي‌تر و بي‌مزه‌تر از آن نيست كه مداح بخواهد مطالب مبتذل يا دروغ را با طرزي خاص و با شكوه ادا كند، هيچ چيز مانند اين موضوع گوينده يا خواننده را حقير و پست نشان نمي‌دهد؛ مخاطبان روشن ضمير از شنيدن اين قبيل مطالب كه بعضاً ناشي از كم سوادي مداح است،‌ احساس نفرت مي‌كنند كه چرا بايد وقت خود را صرف شنيدن عبارت‌ها و حرف‌هايي كنند كه چيزي بر آنان نمي‌افزايد و عمرشان را هدر مي‌دهد.

حضرت آية‌الله خامنه‌اي درباره غلط‌ها در سه سمينار در سال‌هاي 67، 70 و 71 مطالبي سودمند و آموزنده جمعاً به مدت شش ساعت فرموده‌اند كه جا دارد مداحان به آن توجه كنند و زبان فارسي را كارآمد نگاه دارند، اين نمي‌شود مگر آنكه مطالعه كنند، تا مطالب مفيد و پرمحتوايي نباشد كه در قالب الفاظ بريزند، كار، نقش ايوان است:

نقش ديوار خانه‌اي تو هنوز
 

 

گر همين صورتي و القابي
 

 

سعدي

رهبر معظم انقلاب در اين‌باره مي‌فرمايند:

حافظ شيرازي صرفاً يك هنرمند نيست، بل معارف بلندي نيز در كلمات او وجود دارد، اين معارف هم فقط با هنرمند بودن به دست نمي‌آيد، بل يك پشتوانة فلسفي و فكري لازم دارد.[6]

يعني حافظ اهل معرفت و مطالعه بوده است و كاربرد هر كلمة او حساب و كتابي دارد. مثلاً‌ به اين بيت از حافظ بنگريد كه با چه ظرافتي كلمات را كنار هم چيده است.

اينجاست كه رهبر معظم انقلاب يادآور مي‌شود كه:

آن هزار نكتة باريك‌تر ز مو كه گاهي آدم‌هاي غير هنرمند نمي‌توانند يك نكته‌اش را هم درك كنند، هنرمند با همان روح هنري و با آن چراغ هنر كه در درون او برافروخته شده است، ظرايف و دقايق و حقايقي را ابراز مي‌كند .... در واقع هنر يك موهبت الهي و يك حقيقت بسيار فاخر است .... به گمانم، از قول رومن رولان خواندم كه گفته بود در يك كار هنري،‌ يك درصد هنر، نود و نه درصد اخلاق، يا احتياطاً اين طور بگوييم، ده درصد هنر، نود درصد اخلاق، به نظرم رسيد كه اين حرف، حرف دقيقي نيست. اگر از من سؤال كنند، من مي‌گويم صد درصد هنر و صد در صد اخلاق،‌ اينها با هم منافات ندارند. بايد صد در صد كار را با خلاقيت هنري ارائه و صد در صد آن را از مضمون عالي و تعالي بخش و پيش برنده و فضيلت ساز پر كرد .... فضيلت سوزي و هتك اخلاق نكنيم .... هنر ديني آن است كه بتواند معارفي را كه همة اديان ـ و بيش از همه دين مبين اسلام ـ به نشر آن در بين انسانها همت گماشته‌اند و جان‌هاي پاكي در راه نشر اين حقايق نثار شده است،‌ نشر بدهد،‌ جاودانه كند و در ذهن‌ها ماندگار سازد.[7]

حضرت آیة‌الله خامنه‌اي براي ذاكران و مدّاحان شأني ويژه قائل‌اند، ايشان انتظار دارند كه مدّاحان پاي خود را جاي پاي «دعبل»،‌ «كميت» و «سيد حميري» بگذارند. به همين لحاظ فرموده‌اند:

شجرة سلسلة معنوي شما به «دعبل» و «كميت» و «سيد حميري» و از اين قبيل مي‌رسد،‌ همان كساني كه در سخت‌ترين دوران‌هاي تاريخ اسلام و پرچمي بر دوش گرفتند كه هر كس آن پرچم را بر دوش مي‌گرفت،‌ سخت‌ترين شكنجه‌ها بر او اعمال مي‌شد. مسئله آن بود كه اين اشعار حامل يك پيام و يك رسالت بود. دعبل مي‌گفت كه من پنجاه سال است كه دار خود را بر دوش مي‌كشم. اگر اين پيام نبود كاري با آنها نداشتند .... سيد حميري كسي است كه خواندن اشعار او حتي در مجالس سه نفره و چهار نفره ممنوع بود،‌ چرا؟ براي آنكه حامل همان پيام بود. كميت كسي است كه به جرم محبت اهل‌بیت علیهم السلام پس از سال‌ها دربدري به دست حكام بني‌اميه مظلومانه به شهادت رسيد .... هيچ خليفه‌اي در زمان دعبل نيامد مگر اينكه دعبل يك داغ باطله‌اي از شعر خود بر پيشاني او كوبيد .... و براي هر كدام بر يك كتيبة پاك نشدني و محو نشدني در تاريخ نقش زشتي كشيد كه از ده‌ها سخنراني بالاتر بود .... شما بايد آن پيامي را كه به مادحان اهل‌بیت ارزش مي‌داده حفظ كنيد و آن پيام عبارت است از: پيام حفظ دين حق الهي در ساية ولايت اهل‌بیت، مبارزه با دشمنان اهل‌بیت، مبارزه با دشمنان حق و مبارزه با تمام طواغيت و عصيان‌گراني كه در مقابل حق قرار دارند.[8]

مداحان با ذوق مي‌توانند از ادبيات و شعر اين دهه از انقلاب اسلامي كه بوي زندگي و عطر عاطفه دارد و از حالت فردگرايي و عمدتاً لائيك خارج است، و «منِ» شاعر تبديل به «ما»،‌ يعني فردي اجتماعي شده بهره‌برداري كنند.

ادبيات انقلاب اسلامي در حقيقت جوانة نوظهور و نهالي نازك اندام بر پيكر ادبيات كهن و ريشه‌دار اين مرز و بوم است. اين نهال نوپا كه تناوري و شكوه آن را از هم كنون مي‌توان مجسم كرد،‌ در آغاز راهي است كه تحولي بديع، كم نظير و سرنوشت‌ساز براي فرهنگ ما به ارمغان خواهد آورد. اين جوانة باطراوت از ميان حماسه و خون پا به عرصة وجود نهاد و از عمق عزت و آزادگي ما ريشه گرفت. مداحان و ستایش‌گران اهل‌بیت علیهم السلام بايد از اين ادبيات در جهت تقويت مباني ديني خود و صدور انقلاب اسلامي به جهانيان و خلق آهنگين اشعار پر طُمطُراق بهره جويند.

حضرت آیة‌الله خامنه‌اي در همين زمينه مطالبي مبسوط در سخنراني‌هاي خود ابراز فرموده‌اند؛ از جمله در جايي مي‌فرمايند:

توقع انقلاب از هنر و هنرمند، مبتني بر نگاه زيبا شناختي در زمينة هنر است،‌ توقع زيادي هم نيست. ملتي در يك دفاع هشت ساله با همة وجود به ميدان آمد؛ جوانان به جبهه رفتند و از فداكاري در راه ارزشي كه براي آنان وجود داشت، استقبال كردند ....

توقع انقلاب از هنر و هنرمند، مبتني بر نگاه زيبا شناختي در زمينة هنر است، توقع انقلاب از هنر و هنرمند يك توقع زورگويانه و زياده خواهانه نيست، مبتني بر همان مباني زيبا شناختي هنر است. هنر آن است كه زيبايي‌ها را درك كند. اين زيبايي‌ها لزوماً گل و بلبل نيست، گاهي اوقات، انداختن يك نفر در آتش و تحمل آن‌ها، زيباتر از هر گلی و بلبلی است. هنرمند باید این را ببیند، درک کند و آن را با زبان هنر تبیین نماید.... آن جایی که پای حفظ ارزش‌ها و تداوم بخشیدن به آنهاست، یا صحبت از استحالۀ ارزش‌هاست، یک خط‌کشی وجود دارد؛ شما نمی‌توانید بگویید من نه این طرف هستم، نه آن طرف، مگر می‌شود؟ این می‌شود بی هویتی، مگر می‌شود آدم به یک ارزش هم معتقد باشد، هم نباشد، یک ارزشی را هم پاس بدارد، هم ندارد؟ این‌جا آدم باید موضع انتخاب کند و پای آن بایستد.[9]

شعر و ادبیات انقلاب اسلامی

انقلاب حماسه‌ای جاودانی در تاریخ کشور ماست، به تبع آن ادبیات انقلاب اسلامی هم حماسۀ خونین هفده شهریور و حماسۀ دانش آموزانی است که روی نیمکت مدارس و در کنار معلمانشان در زیر رگبار گلوله و موشک دشمن جان دادند. تنها در یک مورد انگشتان پراکنده و بدن‌های تکه‌تکه شدۀ آنان را از روی پشت بام‌ها جمع کردند. ادبیات انقلاب خون‌هایی است که بر دیوارۀ سنگرها پاشیده شد. گورهای دسته جمعی است که در دزفول و سایر گلستان‌های شهدا چشم هر انسانی را می‌گریاند، حماسۀ شهدای بی شمار و دست‌های جوانی است که در غرب بر ضامن نارنجک یخ زد. سفره‌های عقدی است که چیده نشده برچیده شد، گاهواره‌های تهی خانه‌های ویران، نخل‌های سوخته و بدن‌های پوست کنده شده از سلاح شیمیایی و در اسید گذاشته شده به قصد بهبود شهدای زجر کشیده است. اینها خمیر مایه و بخشی از ادبیات و فرهنگ انقلاب اسلامی است.کدام ذاکر و مداح دل سوخته‌ای می‌تواند از کنار این فجایع به آسانی عبور کند و خود را ملزم و متعهد به ابلاغ پیام آن نداند.

در همین زمینه رهبر فرزانۀ انقلاب در استفاده از زبان هنر و ادبیات می‌فرمایند:

زبانی که می‌تواند پیام انقلاب را به اعماق جامعه رسوخ دهد، زبان شعر و ادبیات است، زبان هنر است...... واقعأ پنجاه سال دیگر بسیار مشکل است به آیندگان این جامعه و فرزندان ما که این روزگار را ندیده‌اند، فهماند که در روزگار انقلاب، در روزگار جنگ تحمیلی..... هنگام پیروزی انقلاب، هنگام ورود امام، در این سال‌های عجیبی که هر لحظه‌اش یک حادثه است، در این کشور و در این جامعه چه گذشته است... تنها چیزی که می‌تواند این پیام را به نسل‌های بعد منتقل کند، همین شعر و هنر ادبیات است.... انقلاب در قالب هنر و ادبیات، آسان‌تر و صادقانه‌تر از هر قالب دیگری قابل صدور است.... و شعر و هنر، زیباترین قالب برای همه پیام‌های نوین و مایه گسترش و نفوذ این پیام‌ها تا همه جای خطه وسیع دل‌ها و جان‌های انسانی است.[10]

امروزه همۀ شبکه‌های رادیو تلویزیونی جهانی، مجلات اغواگر، فیلم‌های بد آموز در سراسر شبانه روز با تبلیغات وسیع و شگردهای گوناگون در صدد مخدوش جلوه دادن چهره انقلاب اسلامی در جهان‌اند و به طور متوسط بیش از چهل میلیون کلمه در شبانه روز به وسیلۀ روان شناسان، روان‌کاوان و مفسّران خبری از خدا بی خبر بر ضد انقلاب سخن پراکنی می‌شود، به راستی وظیفۀ ما در برابر هجوم بی وقفه دشمن و دروغ‌پردازی‌ها و توطئۀ چینی‌های آنان چیست؟ اینجاست که رهبر معظم انقلاب می‌فرماید:

برادران، این انقلاب دشمن دارد، دشمنان جدّی هم دارد، این انقلاب در برابر آن دشمنان. روی دوش ایمان مردم قرار گرفته است و این ایمان باید عمق و صفا و جلا پیدا کند.... کدام زبان از زبان، مداحان اهل بیت علیهم السلام؟ این شما هستید که باید شعر‌های استوار و قوی، از لحاظ معیار شعری بالا و در عین حال حامل پیام انقلاب.... برای مردم بخوانید.... اول چیزی که باید مورد توجه قرار گیرد، پیام انقلاب است. در مصیبت، در مدح و در اخلاقیات..... چه بهتر که شعر با زبان مردمی که شما دارید و با آهنگی که درست می‌کنید..... به مردم آموخته شود.... امریکا را بشناسید و به مردم بشناسانید، هر صحبتی که می‌کنید و هر منبری که می‌روید و هر جا که می‌خوانید، یزید این روزگار و شمر این روزگار و بنی‌امیه و استثمارگر این روزگار را مشخص کنید.[11]

شهید مطهری نیز در زمینۀ مطالب اخیر صحبت‌های شیوایی بیان داشته‌اند که به گوشه‌ای از آن اشاره می‌شود:

...... اگر حسین‌بن‌علی امروز بود و خودش می‌گفت برای من عزادارای کنید، می‌گفت چه شعاری بدهید. آیا می‌گفت بخوانید «نوجوان اکبر من» یا می‌گفت بگویید «زینب مضطرم، الوداع،الوداع» چیز‌هایی که من [امام حسین] در عمرم هرگز به این جور شعارهای پست کثیف ذلّت آور تن ندادم و یک کلمه از این حرف‌ها نگفتم. اگر حسین‌بن‌علی بود، می‌گفت: اگر می‌خواهی برای من عزاداری کنی، برای من سینه و زنجیر بزنی، شعار امروز تو، باید فلسطین باشد. شمر امروز «موشه دایان» است. شمر هزار ‌و سیصد سال پیش مُرد، شمر امروز را بشناس.[12]

صلابت سخن و استواری لفظ یکی از محسنات شعر انقلاب است و زبان شاعر و اصطلاحاتی که معمولا به کار می‌برد برای مردم مأنوس و آشناست.بی شک ادبیات انقلاب اسلامی صبغه و جلوۀ اسلام خواهي دارد و عصارۀ آن ستم ستیزی و حماسه سازی است.

حضرت آیة‌الله خامنه‌ای در همین زمینه می‌فرمایند:

.... درباره مفاهیم گوناگون اسلامی اشعار بسیار عالی گفته شدۀ منتها اینها زمینه‌هایی از فکر اسلامی است که جنبه‌های انقلابی و رگه‌های انقلابی ندارد.... ترجیع‌بند معروف جمال‌الدین‌عبد‌الرّزاق و هاتف و برخی از شعر‌های دیگر، از لحاظ هنری ممتاز است و واقعاً بعضی در حد اوج هنری است. آنچه در مقدمۀ نظامی یا در برخی کتب عرفانی وجود دارد یا قصايد سعدی در توحید و اخلاقیات، اینها همه مفاهیم اسلامی است، اما اینها علی‌رغم داشتن حیثیت و بعد بالای هنری، شعر انقلاب نیست. اگر چه انقلابي می‌تواند از آنها استفاده کند. اسلامی است، هنری هم هست اما انقلاب نیست.[13]

مداحان انقلاب باید با زبان شاعران نوپرداز آشنا باشند و در هر فرصتی از آنان بهره گیرند. چون مقاله به درازا می‌کشد لاجرم مطلب در همین جا خاتمه یافت؛ گر چه نمونه‌هایی از اشعار نغز بعد از پیروزی انقلاب اسلامی هم آماده شده بود.

نتيجه

همان‌گونه که امام; همچون شیر می‌غرید و همچون تیغ می‌برید، همچون
باران می‌بارید و همچون خورشید گرمی می‌بخشید و همچون آیینه تصویر‌گر
حقایق بود، کلامش به حکمت لقمان می‌مانست و در عمق و اصالت به ذوالفقار
علی شباهت داشت و در قاطعیت و دشمن شکنی به مواعظ پیامبر شبیه بود،
مداحان خاندان عصمت و طهارت نیز باید به اوتاسی جویند و همچون او کلام وحی
را در پرنیان سخن بپیچند و در ژرفای جان‌ها بریزند و رشتة محبت بر گردن
دل‌ها بیفکنند. او که با اشاراتی هزاران هزار ذبیح عاشق را تا مسلخ دوست می‌کشاند
و میلیون‌ها دل را قاف تا قاف قرب راهبری می‌کرد، اینان نیز پیروان مراد باشند.
بدانند که او نه تنها بت، که بت تراش را شکست و پنجه در پنجۀ ابرقدرت‌های
ستمگر انداخت. شاعر خوش قریحه ثابت محمودی خطاب به آن بزرگمرد آسمانی
چه زیبا سرود:

نباید از شب و تشویش با تو صحبت کرد
 

 

 

ز عقل مصلحت اندیش با تو صحبت کرد
 

دل از تلاوت وحی کلام تو پنداشت
 

 

 

که جبرئیل دمی پیش با تو صحبت کرد
 

     
 

گذشتۀ افتخارآمیز ادبیات انقلاب اسلامی از ادبیات حماسی در جریان جنگ‌های ایران و روس گرفته تا نهضت جنگل و نهضت نفت، حماسۀ عرفانی قیام پانزده خرداد 42 ش تا پیروزی انقلاب اسلامی،همه و همه برای مادحان و ستایش‌گران خوش ذوق پیام دارد. شاید بتوان ادبیات جهادی بر ضد تجاوز روس و تهییج و تحریک مد افعان و بیدار کردن روح حماسی مردم در جنگ‌های ایران و روس را نقطۀ عطف در تکوین ادبیات انقلاب اسلامی نامید. این ادبیات کما بیش در نهضت تنباکو، نهضت جنگل، قیام شهید مدرس و نیز در بخشی از نهضت ملی شدن نفت تجلیاتی داشته و سرانجام به طور مشخص در انقلاب اسلامی نمایان شده است که بازتاب‌های آن را می‌توان در موضع‌گیری‌های امام خمینی; و در اعلامیه‌ها، خطابه‌ها و آثار مکتوب ایشان مشاهده کرد. شعار اصلی انقلاب را آن سردار فاتح بزرگ قلب‌ها، امام خمینی; پیروزی خون بر شمشیر نامید که خود، از رایت سرخ حسین علیه السلام در محرم آموخته بود و در پیوند آن به کربلا‌های تاریخ فرمود: « جنگ ما، جنگ حق و باطل بود و تمام‌شدنی نیست. جنگ فقر و غنا بود. جنگ ما جنگ ایمان و رذالت بود و این جنگ از آدم تا ختم زندگی وجود دارد». بلی

رسم عاشق‌کشی و شیوۀ شهرآشوبی
 

 

 

جامه‌ای بود که بر قامت او دوخته بود
 

     
 

بر قامت آن سردار بزرگ تاریخ و به تبع آن بر قامت هر کس که در مسیرا و در تعالی دین حق به هر وسیله از جمله زبان قلم، بیان، مدح و ستایش‌گری و غیره
گام می‌زند

 

 

 

[1]. در گفت‌و‌گو با اعضای «سومین کنگرۀ شعر و ادب دانشجویان سراسر کشور، جهاد دانشگاهی»، 27 آذر 1365ش.

[2]. همان.

[3]. ویل دورانت، لذات فلسفه، ترجمه عباس زریاب خویی، آموزش انقلاب اسلامی، تهران، 1373، ص232.

[4]. یالثّارات، شمارۀ 412، 18 بهمن 1385 ش،ص6، ابعاد نهضت عظیم حسینی در طول تاریخ [از دیدگاه مقام معظم رهبری]

[5]. سخنان رهبر معظم انقلاب خطاب به مداحان و ذاکران اهل بیت: در تاریخ 23 اسفند 1363 ا.ش

[6]. حلقۀ اهل هنر، سروش، چاپ اول (تهران- 1380) ص‌47، بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی خطاب به هنرمندان.

[7]. همان، ص‌49 و 51.

[8]. بخشی از سخنان مقام معظم رهبری در مراسم دیدار با مداحان و ذاکران در تاریخ 20 بهمن 1366 ا.ش.

[9].حلقة اهل هنر، ص‌55، 58 و 59.

[10]. هنر از دیدگاه مقام معظم رهبری، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ سوم (تهران- 1372 ش، صص‌11، 12و 20.

[11]. همان، ص‌114.

[12]. پژوهۀ صهیونیّت مولفان، مجموعه مقالات، ضیاءاندیشه (تهران-1376) چاپ اول،ص‌383 به نقل از شهید مطهری، حماسه حسینی، ص‌64.

[13]. هنر از دیدگاه مقام معظم رهبری، ص‌14.


دانلود فایل پیوست
منابع: ره توشه محرم
ارسال کننده: مدیر پورتال
 عضویت در کانال آموزش و فرهنگ اربعین

چاپ

برچسب ها ستایشگری، آیت الله خامنه ای، رهبرمعظم انقلاب

مطالب مشابه


1
اربعین عطش‎‎های پرپر
کاروان خاطرات، بازگشته است از جایی که چهل روز گذشته است از ماتم‎های سرخ، از عطش‎های پرپر شده است
 1395/04/27
2
پژوهشی در اربعین حسینی(علیه السلام)
محسن رنجبر. حضور اهل بیت(علیهم السلام) در اولین اربعین شهادت امام حسین(علیه السلام) بر سر مزار آن حضرت در کربلا از مسائلی است که در قرون اخیر برخی محققان شیعه درباره آن تشکیک کرده اند. در مقابل، برخی دیگر از اندیشمندان، درصدد رد این تشکیک و اثبات اربعین اول شده اند. این نوشتار ابتدا به دلایل منکران اربعین اول پرداخته و در ادامه به پاسخ گویی آن ها می پردازد، سپس با استفاده از قراین و شواهد دیگر، دیدگاه موافقان اربعین اول را تأیید می کند.
 1395/04/27
3
تحقیقی در باره اربعین حسینی
مسئله اربعین سید الشهداء(علیه السلام) و این که آیا خاندان آن حضرت پس از رهایی از اسارت یزید قصد عزیمت به کربلا را داشته و نیز آیا توانسته اند در آن روز به زیارت آن مضجع شریف نایل آیند و مرقد مطهرش را زیارت کنند، از جمله مسائلی است که از دیرباز صاحب نظران در باره آن اختلاف نظر داشته و هریک با استشهاد به ادله تاریخی برای اثبات یا نفی آن تلاش کرده اند
 1395/04/27

نظرات


ارسال نظر


Arbaeentitr

 فعالیت ها و برنامه ها

 احادیث

 ادعیه و زیارات