ستاد مرکزی اربعین|کمیته فرهنگی، آموزشی

banner-img banner-img-en
logo

 ادبیات و پژوهش


امر به معروف و نهي از منكر و آسیب‌های اجتماعی

چاپ
امر به معروف و نهي از منكر دو فرع مهم از فروع دين و از ضروريات دين اسلام به شمار مي‌آيد و با توجه به احكام مشتركي كه دارند همواره در كنار هم مطرح مي‌شوند. مباحث آن در حوزه‌های كلامي و فقهي و اجتماعی مورد طرح و بررسي قرار مي‌گيرد.

علي رضائي بير جندي

Gوَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَF؛[1]

باید از میان شما، جمعی دعوت به نیکی، و امر به معروف و نهی از منکر کنند! و آنها همان رستگارانند.

امر به معروف و نهي از منكر دو فرع مهم از فروع دين و از ضروريات دين اسلام به شمار مي‌آيد و با توجه به احكام مشتركي كه دارند همواره در كنار هم مطرح مي‌شوند. مباحث آن در حوزه‌های كلامي و فقهي و اجتماعی مورد طرح و بررسي قرار مي‌گيرد.

آيات فراوانی از قرآن به آنها به صورت كلي ويا مصداقي پرداخته و نمونه‌هاي عيني و تاريخي از آنها بيان مي‌كند. اين دو اصل قرآني جای‌گاه و اهميت ويژه‌ای در نگاه قرآني دارد، گاه از اين دو اصل در كنار ايمان به خدا و آخرت ياد شده است[2] و گاه پيش‌تر از بر پاداشتن نماز و زكات به عنوان ويژگي اي اساسي مومنان قلمداد شده است.[3] و از ويژگي‌هاي مومنان و حاكمان و امت نمونه عمل به آن دانسته شده است[4] و فقدان و يا مخالفت و يا عمل به عكس آن را از ويژگي‌هاي منافقان برشمرده است.[5]

اين اصل چنان جاي‌گاه و اهميتی در اسلام دارد كه خداوند از آن به عنوان يكي از ويژگي‌هاي شناسايي پيامبر اسلام در كتاب‌هاي آسماني ياد مي‌كند و مي‌فرمايد:

در كتاب تورات و انجيل نوشته شده است كه آن رسول امّي كسي است كه آنان را به معروف دستور مي‌دهد و از منكر و زشت باز مي‌دارد. [6]

آيات قرآني بيان مي‌دارد كه امت‌هاي پيشين به جهت ناديده گرفتن اين دستور الهي از سوي پيامبرانشان لعن شده‌اند.[7] و يا به گناه ترك امر به معروف و نهي از منكر از سوي خداوند به عذابي سخت گرفتار شدند.[8] و بر اين كه بني اسرائيل مردماني هستند كه جز اندكي از ايشان از فساد باز نمي داشتند، مورد سرزنش سخت قرار گرفته و توبيخ شده‌اند.[9] و حتي لقمان به عنوان يكي از مهم ترين اصول فرزندش را به آن فرا مي‌خواند و مي‌گويد:

اي پسرم! نماز به پا دارد و امر به معروف كن و از منكر باز دار و بر آن چه به تو مي‌رسد شكيبايي كن! [10]

همه آن‌چه گفته شد آياتي بود كه بر اهميت و جای‌گاه مهم و اساسي اين اصول تاكيد مي‌ورزند و آن را بسيار حياتي بر شمرده و خواهان مراعات آن از سوي مومنان و عمل به اين وظيفه مي‌شود.

امر به معروف ونهی از منکر رسالتی اجتماعي

شايان گفتن است كه مومن افزون بر اين كه خود مي‌بايست اهل معروف و دوري از منكر و زشتي‌ها باشد، موظف است ديگران را به سوي معروف بخواند و از منكرات دور نمايد، به اين معنا كه اين اصول بيانگر مسئله توجه اسلام به امور و مسائل اجتماعي است. در حقيقت از همان آغاز پس از خودسازي همّت و اهتمام مومنان را به ديگر سازي توجه مي‌دهد. چنان كه در آيات سوره عصر پس از بيان اين كه مومنان چه كساني هستند و اين كه به خودسازي مي‌پردازند به مسئله اجتماعي پرداخته و از ويژگي‌هاي مومنان راه يافته و رهايي يافته و از زيان گريخته به مسئله سفارش ديگران به حق (ايمان) و عمل به كارهاي شايسته و صالح مي‌پردازد تا بيان كند كه اسلام دینی است كه به دو جنبه فردي و اجتماعي توجه دارد.

از آن جايي كه امر به معروف و نهي از منكر جنبه فردي نداشته و وظيفه‌ای اجتماعي است و در روابط انسان با ديگران معنا و مفهوم مي‌يابد، به گونه‌ای است كه به جنبه سياسي يعني به مسائلي چون ولايت ارتباط پيدا مي‌كند و اسلام را از حوزه دين فردي به شريعتي سياسي تبديل مي‌نمايد. در حقيقت همين مسئله امر به معروف و نهي از منكر از جمله براهين و ادّله استواري است كه مي‌توان به كمك آن اسلام سياسي را اثبات كرد؛ زيرا بدون سلطه و ولايت امكان اين وجود ندارد تا فردي، ديگري را به عمل به كارهاي پسنديده ومعروفي دعوت و يا از اعمال منكر و زشت بازدارد.

قرآن در آيات چندي به ولايت مومنان بر يك ديگر توجه داده است و در زمینه امر به معروف و نهی از منکر اول به رابطه ولائی بین مومنان می‌پردازد سپس به وظیفه امر به معروف ونهی از منکر توجّه می‌دهد. كه بيانگر آن است كه نوعي ولايت سياسي در حوزه دين و شريعت تجويز شده است. به نظر مي‌رسد كه ناديده گرفتن اين بعد سياسي دين از سوي برخي تنها از جهت عدم آشنايي با دين اسلام و يا از جهت تحريف و مقابله با حقايق ديني است.

قرآن با تعبيراتي گوناگون به موضوع امر به معروف و نهي از منكر پرداخته تا وجوب عيني آن را بر مومنان اثبات كند؛ تعبيراتي چون ولايت برخي بر بعضی ديگر (توبه، آيه 71) امر به عرف (اعراف، آيه 199)، امر به عدل (نحل، آيه 90) امر به قسط(آل‌عمران، آيه21) و نهي از سوء ( اعراف، آيه 165)، نهي از فحشاء (نحل آيه 90)، نهي از فساد (هود، آيه 116) و نهي از گناه (مائده، آيه 63) نمونه‌هاي از اين دست آيات است كه به اين مهم اشاره داشته و وجوب آن را اثبات مي‌كند. محتواي اين آيات و آيات ديگري از قرآن بر ضرورت و لزوم امر به معروف و نهي از منكر در جامعه اسلامي و سرزنش و نكوهش امت و كساني اشاره دارد كه آن را ترك كرده و به سرنوشت شومي دچار و گرفتار گشته‌اند.

هم چنين براي معروف و منكر در آيات قرآني مصاديق بي شماري بيان شده است كه برخي شمار مصاديق معروف در قرآن 44 مورد و مصاديق منكر را 48 مورد بر شمرده‌اند.[11]

نهضت حسيني و وظيفه امر به معروف و نهي از منكر

اما آن‌چه در اين جا مورد توجه اين نوشتار است، تاثير اين مسئله در نهضت امام حسين علیه السلام و رخداد طف است.

هدف قيام امام حسين علیه السلام را مي‌توان به آسانى و بدون تكلّف از سخنان آن حضرت استنباط كرد.

آن‌گاه كه امام علیه السلام بر اثر تهاجم عمّال حكومت ناچار شد از مدينه خارج گردد، در ضمن نوشته‌هاى، هدف حركت خود را چنين شرح داد:

1.

إِنّى لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَلا بَطَرًا وَلا مُفْسِدًا وَلا ظالِمًا وَإِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاِْصْلاحِ فى أُمَّةِ جَدّى، أُريدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهى عَنِ الْمُنْكَرِ وَأَسيرَ بِسيرَةِ جَدّى وَأَبى عَلِىِّ بْنِ أَبي‌طالِب؛[12]

من از روى خود خواهى و خوشگذرانى و يا براى فساد و ستمگرى قيام نكردم، من فقط براى اصلاح در امّت جدّم از وطن خارج شدم. مي‌خواهم امر به معروف و نهى از منكر كنم و به سيره و روش جدّم و پدرم على بن ابي‌طالب عمل كنم.

در اين سخن چند نكته مهم، شايان توجه است: 1. اصلاح امت، 2. امر به معروف و نهى از منكر، 3. تحقّقِ سيره و روش پيامبر و على علیهم السلام.

2. آن حضرت در مقام ديگرى فرموده است:

أَللّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ ما كانَ مِنّا تَنافُسًا فى سِلْطان وَلاَاِلْتماسًا مَنْ فُضُولِ الْحُطامِ وَلكِنَّ لِنَرُدَّ الْمَعالِمَ مِنْ دينِكَ وَنَظْهِرَ الاِْصْلاحَ فى بِلادِكَ وَيَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مَنْ عِبادِكَ ويُعْمَلَ بِفَرائِضِكَ وَسُنَنِكَ وَأَحْكامِكَ؛

بار خدايا! تو مى‌دانى كه آنچه از ما اظهار شده براى رقابت در قدرت و دست‌يابى به كالاى دنيا نبوده، بلكه هدف ما اين است كه نشانه‌هاى دينت را به جاى خود برگردانيم و بلادت را اصلاح نماييم، تا ستمديدگان از بندگانت امنيت يابند و به واجبات و سنّت‌ها و دستورهاى دينت عمل شود.

در اين سخن هم چند نكته قابل توجّه است:1. برگرداندن نشانه و علائم دين به جاى اصلى خود،2. اصلاحات در همه شهرها،3. ايجاد امنيت براى مردم،4. فراهم ساختن زمينه عمل به واجبات و مستحبات و احكام الهى.

3. در برخورد با سپاه حرّ بن يزيد رياحى فرمود:

أَيُّهَا النّاسُ فَإِنَّكُمْ إِنْ تَتَّقُوااللهَ وَتَعْرِفُوا الْحَقَّ لاَِهْلِهِ يَكُنْ أَرْضى للهِ وَنَحْنُ أَهْلُ بَيْتِ مُحَمَّد6 أَوْلى بِوِلايَةِ هذا الاَْمْرِ مِنْ هؤُلاءِ الْمُدَّعينَ ما لَيْسَ لَهُمْ وَالسّائرينَ بِالْجَوْرِ وَالْعُدْوانِ؛[13]

اى مردم اگر شما از خدا بترسيد و حقّ را براى اهلش بشناسيد، اين كار بهتر موجب خشنودى خداوند خواهد بود. ما اهل‌بیت پيامبر6، به ولايت و رهبرى، از اين مدّعيانِ نالايق و عاملان جور و تجاوز، شايسته‌تريم.

4. و نيز در مقام ديگر فرمود:

إِنّا أَحَقُّ بِذلِكَ الْحَقِّ الْمُسْتَحَقِّ عَلَيْنا مِمَّنْ تَوَلاّهُ؛[14]

ما اهل‌بیت به حكومت و زمامدارى ـ نسبت به كسانى كه آن را تصرّف كرده‌اند ـ سزاوارتريم.

از اين دو بخش از سخن امام علیه السلام نيز به وضوح استفاده می‌شود كه آن حضرت خود را شايسته رهبرى و زمامدارى بر مردم می‌داند، نه يزيد فاسد و دستگاه جائر او را. بنابراين، هدف امام حسين علیه السلام در اين قيام، تحقّقِ كاملِ حقّ بوده است.

امورى كه آن حضرت به عنوان فلسفه قيامش به آنها اشاره مى‌كند، از قبيل: اصلاح امّت، امر به معروف و نهى از منكر، تحقّق سيره پيامبر6 و على علیه السلام، برگرداندن علائم و نشانه‌هاى دين به جاى خود، اصلاحات در شهرها، امنیت اجتماعى، فراهم ساختن زمينه اجراى احكام، همه و همه اين امور، زمانى قابل تحقّق و اجراست كه ولايت و حكومت در مجرا و مسير اصلى اش قرار گيرد و به دست امام علیه السلام بيفتد؛ لذا فرمود:

ما اهل‌بیت شايسته اين مقاميم نه متصرّفانِ متجاوز و جائر.

پس هدف نهايى آن حضرت، تشكيل حكومت اسلامى بر اساس سيره پيامبر6 و على علیه السلام بوده است؛ كه در پرتو آن، احكام الهى اجرا می‌شود و نشانه‌هاى دين آشكار و شهرها اصلاح و امنیت پابرجا و امر به معروف و نهى از منكر انجام، و سيره و سنّت پيامبر6 و على علیه السلام متحقّق، و در نتيجه كار امّت اصلاح می‌گردد.

نكته شايان توجّه اين كه تلاش خالصانه براى تشكيل حكومت اسلامى كه منبع و منشأ تمام خيرات و بركات است ـ و شعبه مهّم ولايت على و آل على علیه السلام هم كه همان قبول حاكميّت و پذيرش تفسير آنان از دين است ـ غير از حكومت و سلطنت استبدادى و رياست طلبى و كشورگشايى بر اساس هواهاى نفسانى است كه منشأ تمام مفاسد و شُرور است.

با توجّه به توضیح داده شده می‌توان گفت: اجرا و عمل کامل به اين دو وظيفه الهي و انساني در دوران اخیر از جانب امام; و یاران فداکار و حاضر در صحنــه او بود كه انقلاب اسلامي در ايران پيروز شود و بزرگ‌ترين قدرت فاسد و طاغوتي منطقه از بين برود، چرا كه بالاترين درجـه امر به معروف، تشكيل حكومت اسلامي و حفظ و تداوم آن و گسترش نفوذ و حيطه حاكميت آن است و برتريـن شكل نهي ازمنكر، محو باطل و نابودي حكومت فاسد و نامشروع است و امروز عمل به همين دو وظيفه ايجاب مي‌كند تا با حفظ میراث امام و شهدا در داخل كشور در برابر كژي‌ها و انحرافات ساكت و بي‌تفاوت ننشينيم بلكه با آن به مبارزه جدّي برخيزيم و به راستي و صلاح و سداد تبديل سازيم و به موجب احسـاس مسئوليت در قبــال سرنوشت ديگر مسلمين و مظلومين و مستضعفين جهان بي‌تفاوت نباشيم و پيام رهایي‌بخش انقلاب را به گوش ستمديدگان مظلوم و تشنگان عدالت برسانيم و از اين رهگذر زمینه‌ساز دولت يار و برپائي حكومت آزادي‌بخش جهاني اسلام به رهبري امام عصر4 باشيم.

اين دو اصل، ضامن اجراي تكاليف الهي و دستورهای دين وحفظ جامعه از آسيب‌هاي دروني وبيروني و درهمة زمينه‌هاست واز لوازم قطعي حكومت اسلامـي و حفظ آن است! و اگر اين دو اصل را دولت و مردم رعايت كنند اهرم قوي و نيرومندي است براي حفظ نظام از كيد دشمنان خارجي وجلوگيري از انحرافات و سوء استفاده‌هاي احتمـالي و فسـاد اداري و دفع و رفع و ريشه كردن مفاسد اجتماعي و عامل بسيار موثر براي فراخواندن كارگزاران جامعه به سمت صلاح و فلاح و گرايش به ارزش‌ها و توجه به معنويات و بي‌اعتنا بودن و پشت پازدن به ضد ارزش‌ها و اعمال خلاف اخلاق و شئون انساني و نتايج و آثار ارزشمند بي‌شمار ديگري كه بر هيچ خردمندي پوشيده نيست.

اما اگر اين دو فريضه فراموش و تعطيل شود و تز «به من چه؟» «به تو چه؟» در انديشه‌ها رشد يابد و در قضاوت‌ها مقبول افتد و رسالت و مكتبي و وظيفه ديني و انساني فراموشمان شود واحساس مسئوليت درقبال زحمات امام و خون‌هاي شهيدان از يادمان برود و حساسيت انقلابي در جامعـه تضعيف گردد يا از بين رود و تدريجـاً روحية بی‌تفاوتی و قبول تز «آهسته برو كه گربه شاخت نزند» بر‌آحاد جامعه يا اكثريت آن حاكم گردد و يـا براي جلب منافع شخصي، روحية تملق وچاپلوسي و بله قربان گویي و تائيد و حمايت ناصواب رشد پيدا كند و مصالح عمومي ناديده گرفته شود وآگاهان جامعه به فكر چاره نباشند و در تغيير اين وضعيت ناميمون وارد عمل نشوند خطرجدّي اي براي حيات انقلاب و آرمان مقدس امام و شهيدان و رهبري انقلاب و مديران دلسوز انقلاب و كشور است كه ممكن است در آينده دور يا كوتاه مدت آثار سوء و نتايج ويرانگر آن گريبان‌گير همه شود و فساد در ابعاد و اشكال گوناگون، حكومت وجامعه را فراگيرد و اين آتش دامن همه را بگيرد و اين دود به چشم همگان رود و همچون ويروس سرطان ديري نپايد كه جامعه را فلج و از پاي بيندازد و به زندگي جمعي چهره حيواني دهد.

گسترش امر به معروف و نهى از منكر

بى‌ترديد اگر همه مردم به اين اصل مهم امر به معروف و نهى از منكر پاي‌بند باشند و هر كس در محدوده زندگى خويش زشت‌كاران را از زشتى باز دارد و به كردار نيك فرمان دهد، دشمن هرگز روزنه‌ای براى نفوذ نخواهد يافت.

رهبر هميشه بيدار انقلاب اسلامى حضرت آية‌الله العظمى خامنه‌ای در بخشى از سخنان خويش به اهميت اين حقيقت اشاره كرده و مى‌فرمايد:

مسئله امر به معروف، تكليف هميشگى مسلمان‌هاست. جامعه اسلامى به امر به معروف و نهى از منكر زنده مى‌ماند. قوام حكومت اسلامى به امر به معروف و نهى از منكر...

منكرات هم اخلاقى، هم سياسى و هم اقتصادى است؛ همه جا هم جاى نهى از منكر است؛ يك دانشجو هم مى‌تواند در محيط درس و علم، نهى از منكر كند. يك كارمند شريف هم در حيط كار خود مى‌تواند نهى از منكر كند؛ يك كاسب مؤمن هم در محيط كار خود مى‌تواند نهى از منكر كند؛ يك هنرمند هم با وسايل هنرى خود مى‌تواند نهى از منكر كند. و این مهم حاصل نمی‌شود جز با تمهیداتی که مسئولان و دلسوزان نظام باید در برابرآسیب‌های اجتماعی بیندیشند که اینک به برخی از آنها اشاره می‌کنیم.

1. تقویت ایمان مردم

با يقين به حقايق با عظمتى چون آفريدگار جهان، پيامبران الهى و رستاخيز نوعى تعهد در انسان پديد مى‌آورد و ميزان مصونيت او را در برابر يورش هواهای نفسانی و تزیین‌های شیطانی افزايش مى‌دهد. به عبارت ديگر، تقويت باورهاى دينى و پى ريزى بينشى درست در زمينه مذهب و سياست مى‌تواند چون سنگرى نفوذناپذير مردم را در برابر بمباران فرهنگى دشمن درون وبیرون محافظت نمايد و دشمنان را ناكام و نااميد سازد. بى ترديد، چنين ايمانى جامعه را به جهت‌گيرى صحيح رفتارى رهنمون مى‌شود و نه تنها از كژ روى و ناهنجاري‌ها باز مى‌دارد. بلكه انسان‌ها و جوامع ديگر را نيز به صلاح و سداد دعوت مي‌نمايد.

قرآن كريم در اين باره مى‌فرمايد:

Gإِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُم بِإِيمَانِهِمْF؛

(ولی) کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، پروردگارشان آنها را در پرتو ایمانشان هدایت می‌کند.[15]

مردم بايد بدانند كه دشمنان با يورش فرهنگى مى‌خواهند هسته مقاومت درونى ملت‌ها و انسان‌ها را با امواج تبليغات ضد فرهنگى خود منهدم سازد قبل از آنكه بخواهد دروازه را با نيروى نظامى بگشايد و اشغال‌گرانه وارد شهر شود، به تجربه دريافته است كه مى‌تواند با زحمت كمتر، ابتدا از دروازه دل‌ها و انديشه‌ها و خواسته‌هاى آدم‌ها بگذرد و به درون افكار و انديشه‌ها راه يابد و پس از آن به آسانى آنچه را كه مى‌خواهد در اختيار بگيرد. يعنى فتح مغزها و انديشه‌ها، فتح آرمان‌ها و ايمان‌ها و در يك كلام فتح فرهنگ‌ها. اگر چنين شود، آن‌گاه خود آدم‌ها دروازه را از داخل به روى آنان باز خواهند كرد.

2. زدودن فقر اقتصادى

تنگ‌دستى را شايد بتوان از پليدترين پديده‌هاى جامعه به شمار آورد. حقيقت ناگوارى كه پيشوايان دين آن را به كفر نزديك دانسته‌اند و دانشمندان از آن به عاملى براى آغاز انحراف و بزهكارى ياد كرده‌اند.

بى‌ترديد بسيارى از ناهنجاري‌هاى اجتماعى چون سرقت، ولگردى، گدايى، خود فروشى و... به علت تنگدستى و بى چيزى به وجود مى‌آيد. نگاهى گذرا به بزه‌كاران و ساكنان ندامت‌گاه‌ها، ما را بدين حقيقت دردآور رهنمون مى‌شود كه شمار بسيارى از آنان در اثر تهيدستى، پاى در اين راه شوم و بدفرجام نهاده‌اند. پديده فقر در هر جامعه‌ای كه چهره كريه خود را به نمايش بگذارد، مانند سيلى بنيان كن تمامى ارزش‌هاى انسانى را از بن ويران مى‌كند و كاخ‌هاى كرامت و شرافت آدمى را به بيغوله‌هاى ننگ و بدنامى تبديل مى‌كند و در برابر پديده‌هاى اجتماعى خطرناكى همچون رشوه دهى و رشوه گيرى فريب و روباه صفتى دزدى، حرص و طمع، دست‌اندازى به اموال ديگران، كم فروشى و... ارزش‌هاى فرهنگى جامعه را در كام شعله‌هاى سركش خود خواهد سوزاند.

3. احياى عزت نفس

از جمله راه‌هاى مبارزه با سلطه بیگانگان، احياى روحيه عزت نفس در بين اقشار مختلف جامعه مى‌باشد. بنابراين لازم است با تقويت اين روحيه و زدودن احساس خود كم بينى مردم جامعه اسلامى را از تقليد كوركورانه از روش‌هاى زندگى بيگانگان باز داشت.

4. مبارزه با روحيه تجمل‌گرايى

امروزه اثر مستقيم روحيه تجمل گرايى بر واردات كالاهاى مصرفى لوكس و پيروى از مدهاى گوناگونى كه حجم انبوهى از فرهنگ و ارزش‌هاى غربى را يدك مى‌كشند، بر كسى پوشيده نيست نگاهى به زندگى روزانه مرفهين بى‌درد نشانِ اين واقعيت است كه پيروى از مد، حتى در شيوه خوراك آنان نيز دگرگونى پديد آورده است. البته زيان روحيه رفاه جويى و تجمل گرايى تنها در تغيير شيوه پوشش، خوراك و رفتارهاى اجتماعى و شخصى آشكار نمى شود بلكه در بالا رفتن ميزان بزهكاري‌ها و زير پا نهادن اصول اخلاقى نيز اثرى شگرف دارد. افزايش خواسته‌هاى افراد كه در سايه چنين روحيه‌ای پديد مى‌آيد انگيزه‌ای نيرومند براى سرقت، كلاهبردارى، رشوه و... به شمار مى‌آيند.

از اين رو، در مبارزه فرهنگى، زدودن روحيه تجمل گرايى از دل‌هاى مردم بايد به گونه‌ای جدى مورد توجه قرار گيرد. و اثرات منفى آن براى جامعه تبيين شود تا جامعه با نگرشى آگاهانه به مسائل بينديشند و از روى آوردن و تسليم بى چون و چرا در برابر امواج ويرانگر اين شبيخون مخرب در امان باشند.

5. اشباع نيازهاى طبيعى انسان از راه‌هاى مشروع

انسان مجموعه‌ای در هم پيچيده از غرايز گوناگون است. غرايزى كه پيوسته او را به جنبش در كوچه‌هاى پر پيچ و خم زندگى فرا مى‌خواند. اين خواسته‌‌ها به گونه‌ای نيرومندند كه مى‌توانند انسان را در پى خويش به بيغوله‌هاى تاريك و ناشناخته انحراف بكشانند. با توجه بدين حقيقت برآورده نشدن اين غرايز در حد معقول و يا زياده روى در كامروايى غريزى مى‌تواند خطر ساز باشد. رها ساختن نامعقول مردم در بهره گيرى هر چه بيشتر و به هر شكل ممكن از اين نيروهاى مقدس، آنان را از تلاش در سازندگى خويش و جامعه باز مى‌دارد و جلوگيرى از ارضاى غرايز در حد مشروع، يا ناتوانى در برآوردن نيازهاى طبيعى نيز زمينه را براى روى آوردن همه جانبه به سوى برنامه‌هاى مخرب دشمن فراهم مى‌آورد؛ انبوه مردم سوخته در آتش غرايز را در دام سركشى و گسستن بندهاى اخلاق و عفاف گرفتار مى‌سازد.

6. پيش‌گيرى از نفوذ عوامل فرهنگى دشمن

عناصر خود فروخته فرهنگى، مطبوعات و مجله‌هاى گمراه كننده، فيلم‌هاى مبتذل و... نمونه‌هايى از عوامل فرهنگى دشمن به شمار مى‌آيند. امام امت; در این‌باره می‌فرماید:

اکنون وصیت من... آن است که نگذارند این دستگاه‌های خبری و مطبوعات و مجله‌ها، از اسلام و مصالح کشور منحرف شوند و باید همه بدانیم که آزادی به شکل غربی آن‌که موجب تباهی جوانان و دختران و پسران می‌شود، از نظر اسلام و عقل محکوم است و تبلیغات و مقالات و سخنرانی‌ها و کتب و مجلات برخلاف اسلام است و عفت عمومی و مصالح کشور، حرام است و بر همه ما و همه مسلمانان جلوگیری از آنها واجب است. و از آزادی‌های مخرب باید جلوگیری شود. و از آنچه در نظر شرع حرام و آنچه برخلاف مسیر ملت و کشور اسلامی و مخالف با حیثیت جمهوری اسلامی است، به طور قاطع اگر جلوگیری نشود، همه مسئول می‌باشند.

7. استفاده از همه ابزارهاى ممكن براى دفاع فرهنگى

اگر دشمن براى شكست ما به هر وسيله ممكن چنگ مى‌زند، ما نيز بايد به حكم دستور قرآنى Gوَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍF؛ هر نیرویی در قدرت دارید، برای مقابله با آنها [= دشمنان‌]، آماده سازید![16] از هر وسيله مشروع سلاحى بسازيم و از فرهنگ اسلامى خويش پاسدارى كنيم. در اين راه بايد از يك سو امكانات فرهنگى، هنرى و ورزشى توسعه يابد؛ تا جوانان به تفريحات سالم روى آورند و از سوى ديگر بايد همه كوشش‌های فرهنگی و... در دفاع از ارزش‌های الهی هدایت شود.

رهبر فقید انقلاب اسلامی امام خمینی1 در این‌باره می‌فرماید:

در رژیم سابق تمام چیزها، خصوصاً فرهنگ و هنر محتوایش عوض شده بود. یعنی کسی که نام سینما را می‌شنید، خیال می‌کرد که آن‌جا باید مرکز فساد و سوء اخلاق و مرکز مخالفت با همه چیز باشد. و یا کلمه تئاتر در ذهن انسان چیز مبتذلی بود که از آن بهره فساد برده شود؛ هکذا همه چیز دیگر. و عمده این است که ما ذهن این جوان‌ها و حتی پیرها و روشنفکرها نماها را آماده کنیم که ما خودمان آدم هستیم و این‌طور نیست که در همه چیز دستمان را پیش دیگران دراز کنیم... بنابراین مدت‌ها باید زحمت بکشیم و باور کنیم که خودمان دارای یک فرهنگ بزرگ انسانی با ارزش‌های اسلامی هستیم. و اگر امروز کمبود نیروی انسانی هست، به خاطر همین است که افکار به آن طرز تفکر عادت کرده است؛ لذا ساختن تئاتری که مطابق با اخلاق انسانی ـ اسلامی باشد، زحمت دارد. و سینما هم اگر بخواهد چنین باشد، نیازمند به صرف مدتها وقت است و هرگز در متن سینما و تئاتر نوشته نشده است که باید مرکز فساد باشند.

8. تدوین معیارهای نوین ارزیابی آثار فرهنگی

بى‌ترديد هدايت كوشش‌هاى جامعه در مسير فرهنگ الهى، تلاشى همه جانبه و
دير پا مى‌طلبد.

دست‌اندرکاران امور فرهنگی برای دست‌یابی بدین هدف، باید از یک‌سو به تدوین معیارهای جدید ارزیابی آثار فرهنگی ـ هنری بپردازند، زیرا هرگز معیارهای دشمن با معیارهای برآمده از فرهنگ ما یک‌سان نیست. و از سوی دیگر، باید از نیروی جوانان مؤمن در پاسداری از ارزش‌های الهی سود برد، و از منزوی ساختن آنان تنها به دلیل تازه‌کار بودن و دست نیافتن به تشویق‌ها و جوایز غریبان بر حذر بود.

رهبر بیدار انقلاب اسلامی، حضرت آیة‌الله العظمی خامنه‌ای در این‌باره می‌فرماید:

میدان بدهید به همه و هرکس که می‌خواهد برای این ملت کار کند. ما می‌گوییم اجازه منزوی شدن عناصر خودی را ندهید... من می‌گویم اگر می‌خواهید هنر این کشور رشد و اعتلا پیدا کند، به هنرمند جوان مؤمن تکیه بکنید. زیرا او می‌تواند از اسلام و انقلاب و کشور دفاع کند.

در قرآن کریم و روایات اهل‌بیت علیهم السلام در رابطه با این دو فریضه (ضرورت امر به معروف و نهی از منکر، شرایط، مراتب و مراحل، شیوه‌ها و کیفیت اجرای آن دو و نظائر اینها) رهنمودهای ارزشمند و فراوانی ارائه گردیده است جالب آنکه نه تنها در اسلام بلکه به لحاظ اهمیت و ضرورت این دو، برابر روایاتی از پیشوایان دین «امر به معروف و نهی از منکر» دو واجب الهی در ادیان پیشین نیز جزء کار و رسالت انبیاء و جزء دستورالعمل مهم آسمانی‌شان بوده است.

و امیرالمؤمنین علیه السلام در وصیت به امام حسن و امام حسین8، لحظاتی قبل شهادت بیان فرمود:

اگر این دو واجب در جامعه ترک شود تدریجاً بیگانگان بر سرنوشت و مقدمات شما حاکم می‌گردند، آنگاه هرچه نیکان شما دعا کنند نتیجه و اثری نخواهد داشت.

پیداست که حفظ دین و تضمین سلامت و امنیت جامعه و رعایت شئون انسانی و اسلامی و حاکمیت و ارزش‌های مذهبی و اجتماعی با همة ابعادش به این دو بسته است و در سایة عمل به این دو وظیفه الهی است که عقول و اندیشه‌ها بارور و استعدادها شکوفا می‌گردد و جامعه از خطر انحرافات و ناهجاری‌های درونی و بیرونی و در نهایت از سقوط در پرتگاه‌ها صیانت می‌شود و روی به کمال می‌نهد.

 

 

 

 

[1]. آل‌عمران، آیه104.

[2]. آل‌عمران، آيه114.

[3]. توبه، آيه71.

[4]. نحل، آيه90 ؛ اعراف، آيه157.

[5]. توبه، آيه67.

[6]. اعراف، آيه157.

[7]. مائده، آيه 78 و 79.

[8]. اعراف، آيه165.

[9]. هود، آيه116.

[10]. لقمان، آيه17.

[11]. حسین نوری همدانی، امر به معروف و نهي از منكر، ص 83 ـ 84، دفتر تبليغات، 1377.

[12]. بحارالانوار، ج44، ص329.

[13]. الفتوح، ج5، ص137.

[14]. اعیان الشیعه، ج1، ص590.

[15]. یونس، آیه10.

[16]. انفال، آیه60.



منابع: ره توشه محرم
ارسال کننده: مدیر پورتال
 عضویت در کانال آموزش و فرهنگ اربعین

چاپ

برچسب ها امام حسین - امربه معروف

مطالب مشابه


1
اربعین عطش‎‎های پرپر
کاروان خاطرات، بازگشته است از جایی که چهل روز گذشته است از ماتم‎های سرخ، از عطش‎های پرپر شده است
 1395/04/27
2
پژوهشی در اربعین حسینی(علیه السلام)
محسن رنجبر. حضور اهل بیت(علیهم السلام) در اولین اربعین شهادت امام حسین(علیه السلام) بر سر مزار آن حضرت در کربلا از مسائلی است که در قرون اخیر برخی محققان شیعه درباره آن تشکیک کرده اند. در مقابل، برخی دیگر از اندیشمندان، درصدد رد این تشکیک و اثبات اربعین اول شده اند. این نوشتار ابتدا به دلایل منکران اربعین اول پرداخته و در ادامه به پاسخ گویی آن ها می پردازد، سپس با استفاده از قراین و شواهد دیگر، دیدگاه موافقان اربعین اول را تأیید می کند.
 1395/04/27
3
تحقیقی در باره اربعین حسینی
مسئله اربعین سید الشهداء(علیه السلام) و این که آیا خاندان آن حضرت پس از رهایی از اسارت یزید قصد عزیمت به کربلا را داشته و نیز آیا توانسته اند در آن روز به زیارت آن مضجع شریف نایل آیند و مرقد مطهرش را زیارت کنند، از جمله مسائلی است که از دیرباز صاحب نظران در باره آن اختلاف نظر داشته و هریک با استشهاد به ادله تاریخی برای اثبات یا نفی آن تلاش کرده اند
 1395/04/27

نظرات


ارسال نظر


Arbaeentitr

 فعالیت ها و برنامه ها

 احادیث

 ادعیه و زیارات