ستاد مرکزی اربعین|کمیته فرهنگی، آموزشی

banner-img banner-img-en
logo

 ادبیات و پژوهش


مروارید حکمت

چاپ
اشاره آنچه در پي می‌آيد چهل حديث كوتاه و حکمت‌های برگزيده و آموزنده از سخنان حیات‌بخش و كلمات پر بهاي اسوة بزرگ بشريت و الگوي برتر انسانيت، سيد و سالار شهيدان، حضرت اباعبدالله الحسينعلیه السلام است كه هر يك همچون دُرّي ناب و مرواريدي گرانبها، در دو بخش «اوامر» و «نواهی» تحت عنوان «مروارید حکمت» تهیه و تنظيم گرديد. اميد آنكه اين مجموعة گران‌سنگ، مبلغان ارجمند را ره توشه تبلیغ وعموم طبقات به ويژه نسل جوان و نوجوان را مایة رشد و فلاح و چراغ راه و مورد توجّه و عنایت ویژة فرزند و منتقم خون امام عاشورا، حضرت بقیة‌الله الاعظم ارواحنا فداه قرار گیرد.

عزّت الله واعظی

بخش اوّل: اَوامِر

1 ـ الگوی شایسته

قال الحسين علیه السلام: اِسمَعُوا مَقالَتي وَ اُكتُبُوا قَولي...، اِن تَسمَعُوا قَولي و تُطيعُوا اَمري اَهدِكُم اِلي سَبيلِ الرَّشاد، فَمَن اَطاعَنی کانَ مِنَ المُرشَدین وَ مَن عَصانی کانَ مِنَ المُهلَکین؛[1]

سخنانم را بشنويد و گفتارم را بنويسيد كه اگر گفتارم را بشنويد و از دستوراتم پيروي نماييد شما را به راه رشد و رستگاری و سعادت و كمال راهنمايي و هدايت می‌كنم پس هر کس از من پیروی کند، رستگار و سعادتمند است و هر کس نافرمانی‌ام کند از هلاک شدگان خواهد بود.

ناگفته نماند که اين سيره و روش همه پيشوايان معصوم: است چنان‌كه خطاب به آنان می‌گوييم:

كَلامُكُم نُورٌ وَ اَمرُكُم رُشدٌ وَ وَصيَّتُكُم التَّقوي؛[2]

سخنان شما اهل‌بيت عصمت و طهارت، سراسر نور و آگاهي و دستورهای شما مايه رشد و سعادت و كمال! و توصیه و سفارش شما همواره تقوا و پرهيزكاري و اجتناب از گناهان و معاصي است.

2 ـ آثار تقـوا

قال الحسين علیه السلام: اوُصيكُم بِتَقوَي الله فَاِنَّ الله قَد ضَمِنَ لِمَن اِتَّقاهُ، اَن يُحِوَّلَه عَما يَكرَه اِلي ما يُحِبُّ، و يَرزَقهُ مِن حَيثُ لا يَحتَسِب؛[3]

شما را به تقواي الهي و ترس از خدا سفارش می‌كنم، زيرا خداوند براي كسي كه تقواي الهي داشته باشد ضمانت كرده، كه حالش را از آنچه كراهت و ناخوش دارد، به آنچه كه دوست می‌دارد، تغيير دهد، و از آنجايي كه گمان نمی‌برد، روزي اش را فراهم سازد.

3 ـ آزادگی

قال الحسين علیه السلام: یا شیعَهَ الِ أبی سُفیان!

اِن لَم يَكُن لَکُم دينٌ وكُنتُم لا تَخافُونَ المَعاد! فَكُوُنوا اَحرارَاً في دُنياكُم؛[4]

ای پیروان دودمان ابوسفیان! اگر دين نداريد، و از عذاب روز قيامت نمی‌ترسيد، پس در دنياي خود آزاده باشيد.

4 ـ رستگاران حقیقی

قال الحسين علیه السلام: اَعلَمُوا اَنَّ الدُّنيا حُلوُها وَ مُرُّها حُلمٌ و الاِنتِباهُ في الاخرةِ وَالفائِزُ مَن فاز فيها و الشّقيُّ مَن شَقِيَ فيها![5]

بدانيد كه شيريني و تلخي دنيا، خواب و رويايي بيش نيست، و آگاهي و بيداري واقعي در آخرت است، آن كسي كه در آنجا به رستگاري رسد، رستگار و خوشبخت است، و انكه در آنجاگرفتار عذاب الهي شود، تيره روز و بدبخت است.

5 ـ مال سودمند

 قال الحسین علیه السلام:

مالُکَ اِن یَکُن لَکَ کُنتَ له مُنفقاً! فلا تُبقَِهِ بَعَدکَ فَیَکُن ذخیرةً لِغیِرک وتکونُ انتَ المُطالَبَ بهِ المأخوذَ بِحسابِهِ واعلم اَنّکَ لاتبقی لهُ ولایبقی علیکَ فَکُلهُ قَبلَ اَن یأکُلَکَ؛[6]

مال تو اگر برای تو باشد آن را انفاق خواهی کرد! بنابر این آن را برای کسانی دیگر، پس از خود مگذار که سرمایه غیر تو می‌شود درحالیکه آن را از تو می‌خواهند و حساب آن را از تو می‌کشند و بدان که تو برای حفظ مالت نمی‌مانی و مال تو هم به تو وفا نخواهد کرد پس از آن استفاده کن و در مسیر رضای حق مصرف نما پیش از آنکه مرگت فرار رسد و آن تو را بخورد!

6 ـ برترین سرمایه

قال الحسين علیه السلام: عِبادَالله! اتَّقُوا اللهَ وَ کُونُوا مِنَ الدُّنیا عَلی حَذَرٍ! فاِنّ الدُّنيا لَو بَقِيَت لِاَحَدٍ او بَقِيَ عَلَيها اَحَدٌ لَكانَتِ الانبياءُ اَحَقُّ بِالبَقاء وَ اَولي بِالرِّضا، و اَرضي بالقَضاء غَيرُ اَنَّ اللهَ تعالي خَلَقَ الدُّنيا لِلبَلاءِ وَخَلَق اَهلَها لِلفناءِ، فَجديدُها بالٍ، و نعيمها مُضمَحِلٌّ و سُرورُها مُكفَهِرٌّ، والمَنزل بُلغَهٌ، و الدّار قَلعَه؛[7]

بندگان خدا! از خدا پروا کنید و از دنيا بر حذر باشيد چرا كه اگر بنا بود دنيا براي كسي باقي بماند يا كسي براي هميشه در دنيا باشد پيامبران براي ماندن در دنيا از همه سزاوار تر بودند و جلب رضايت آنها ( به ماندن در دنيا ) مقدم تر و چنين حكمي ( براي خداوند ) پسنديده تر بود، و حال آنکه می‌دانيد كه چنين نيست، زیرا خداوند متعال دنيا را جايي براي آزمايش و مردمانش را براي از بين رفتن، آفريده است بنابراين تازه‌هايش كهنه و زوال‌پذير و نعمت‌هايش نابودشدني است و شادي‌هايش به غم تبديل می‌گردد، و جايگاه و ايستگاهي كوتاه مدت و خانه‌ای كم‌ارزش و پست است.

 

وَ فِی موضِعٍ آخر قال: اِنَّ الصّبرَ مِن الدّینِ و الکَرَم؛[8]

صبر و شکیبایی، نشانة دینداری و بزرگ منشی است.

7 ـ نعمت گره‌گشایی

قال الحسين علیه السلام:

اِعلَمُوا اَنَّ حَوائِجُ النّاسِ اِلَيكُم مِن نِعَمِ اللهِ عَلَيكُم فَلا تَمِلُّوا النِّعَمَ فَتَحوَّلَ اِلي غِيرِكُم فَتَعُودَ نَقِماً؛[9]

بدانيد كه حاجت‌ها و نياز‌هاي مردم كه به سوي شما می‌رسد و شما می‌توانيد آنها را برآورده نماييد از نعمت‌هاي الهي است كه به شما عنايت شده! بنابراين، از اين نعمت‌ها ملول و رنجيده خاطر نشويد و آنها را به ديگري مسپاريد که دچار قهر و عذاب الهی می‌شوید.

8 ـ حفظ آبرو و شخصیت

قال الحسين علیه السلام: صُن وَجَهَكَ عَن بَذلَهِ المَسئَلَه وَ اِرفَع حاجَتَكَ فِي رُقعَهِ! فَاِنِّی آتٍ فِیها ماسارَّکَ انشاء الله؛[10]

مردی از انصار خدمت امام حسین علیه السلام رفت و تصمیم داشت که از آن حضرت در خواستی کند، امام علیه السلام به او فرمود: ای برادر انصاری! شخصيت و آبرويت را از درخواست كردن حضوري و رو در رو حفظ نما، تا مبادا به خاطر خواهش و در خواست، آن را بریزی و خواسته و نيازت را از طريق نوشتن نامه (غير حضوري) عنوان کن، که من آنچه را در نامه‌ات می‌آید و تو را خرسند می‌سازد به خواست خدا برآورده می‌سازند.

9 ـ صبر و تسلیم

قال الحسين علیه السلام: اِصبِر علي ما تَكرَهُ فيما يُلزِمُك الحقَّ وَ اصبِر عَمّا تُحبُّ فيما يَدعُوكَ اليهِ الهوي؛[11]

بر آنچه خوشايند تو نيست اما خداوند تو را به آن ملزم كرده، صبوري نما و بر آنچه كه دوست داري امّا هواي نفست تو را به آن فرا می‌خواند و از خدا دور می‌سازد بپرهيز.

10 ـ استفاده از فرصت

قال الحسين علیه السلام: بادِرُوا بِصِحّهِ الاجسامِ فِي مُدَّهِ الاَعمارِ، كَاَنَّكم بِبَغتاتِ طَوارِقِهِ؛[12]

برای حفظ سلامت خود بکوشید و از فرصت سلامت خود در مدت باقيمانده زندگي‌تان برای رسیدن به کمال و سعادت و خوشبختی استفاده کنید كه شما در مسير حوادث ناگهاني قرار داريد.

11 ـ بصیرت در عمل

قال الحسين علیه السلام: اِعمَل عَمَلَ رَجُلٍ يَعلَمُ اَنَّهُ مَأخوذٌ بِالاِجرامِ مَجزِيٌّ بِالاِحسانِ؛[13]

همانند بنده‌ای رفتار كن كه می‌داند به كناه و خطاکاری خود گرفتار و کیفر می‌شود و به نيك رفتاري خود پاداش دریافت می‌کند.

12ـ نهی از ردّ سائل

قال الحسين علیه السلام: صاحِبُ الحاجَهِ لَم یُکرِم وَجهَهُ عَن سُؤالِکَ، فَاَ کرِم وَجهَکَ عَن رَدِّه؛[14]

حاجتمندی که به شما روی آورده با سؤال کردن آبروی خود را نزد شما برده، پس شما به آبروی خود حرمت نهاده، او را رد نکنید.

13ـ تلاش و رهایی

قال الحسين علیه السلام: اِتَّقُوا اللهَ عِبادَ اللهِ! وَ جِدُّوا فِی الطَّلَبِ وَ الهَرَبِ؛[15]

ای بندگان خدا! تقوای الهی را پیشه خود سازید و پیوسته در به دست آوردن کمال و سعادت کوشا باشید و برای رهایی از عذاب الهی و سقوط در درّه‌های هولناک بدبختی، جدیّت و تلاش نمایید.

14ـ موعظه و اندرز

قال الحسين علیه السلام: اِنتَفِعوُا بِالمَواعِظِ! فَکَفی بِاللهِ مُعتَصِماً وَ نَصیراً وَ کَفی بِالکِتابِ حَجیجاً وَ خَصیماً وَ کَفی بِالجَنَّهِ ثَواباً وَ کَفی بِالنّار عقاباً و وبالاً؛[16]

ای مردم! از مواعظ و نصایح بهره گیرید. پس همین کافی است که خدا نگهدار و یاور و پشتیبان! و کافی است که قرآن حجت و راهنمای انسان! و کافی است که بهشت، ثواب عمل انسان‌های نیکوکار! و کافی است که آتش جهنّم، عذاب و کیفر بدکاران باشد.

15ـ رعایت اولویت

قال الحسين علیه السلام: اِذا اَضَرَّتِ النَّوافِلُ بِالفَریضَهِ فَارفُضُوها؛[17]

هرگاه انجام مستحبات، به واجبات آسیب رساند آنها را رها کنید و به انجام واجبات همت گمارید.

16ـ جدیّت و تلاش

قال الحسين علیه السلام: جِدّوُا فِی اِحیاءِ ما دَثَرَ بَینَکُم وَ اِسهالِ مَا تَوَعَّرَ عَلَیکُم وَ اُلفَهِ ما داغَ مِنکُم؛[18] Gاُولِی الاَمرِ مِنکُم فَاِن تَنازَعتُم فِی شَئیٍ فَرُدُّوهُ اِلَی الله و الرَّسُولِF[19]

ای مردم! از ما پیروی کنید که اطاعت و فرمانبری از ما بر شما واجب است چرا که به اطاعت خدا و رسول او مقرون و وابسته است. خداوند در قرآن می‌فرماید: خدا و پیامبر خدا و ولی امر از میان خودتان را اطاعت کنید و اگر در چیزی اختلاف نمودید حکم آن را به خدا و رسول او واگذارید.

17ـ اندیشه و تدبیر

قال الحسين علیه السلام: یابنَ آدم! تَفَکَّر، وَ قُل اَینَ ملوکُ الدُّنیا و اَربابُهَا الَّذینَ عَمَّرُوا خَرابَهاوَ احتَفِرُوا اَنهارَها وَ غَرَسُوا اَشجارَها وَ مَدَّنوا مَدائِنَها فَفارَقُوها وَ هُم کارِهُون! وَ وَرِثَها قُومٌ آخَرُون وَ نَحنُ بِهِم عَمّا قَلیلٍ لاحِقُون؛[20]

ای فرزند آدم! بیندیش و بگو، پادشاهان و دنیاطلبان کجا رفتند؟ همانان‌که خرابه‌های دنیا را آباد ساخته و نهرها جاری کرده و درخت‌ها کاشتند و شهرها بنا کردند و سرانجام از آن جدا گشتند در حالی که خوش نداشتند آن‌ها را برای دیگران واگذاردند. وگروهی دیگر وارث آنان شدند، ما نیز به زودی به آنان می‌پیوندیم.

18ـ راهی به سوی گناه!

قال الحسين علیه السلام:

اِفعَل خَمسَهَ اشیاءَ واذنِب ماشِئتَ!

فأَوَّلُ ذلِکَ: لا تَأکُل رزقَ الله وَ اذنِب ما شِئتَ. والثّانی: اُخرُج مِن وِلایهِ اللهِ و اذنِب ما شِئُتَ

الثّالـثُ: اُطلُــب مُوضِـعـاً لایَـراکَ اللهُ فیــه و اذنِب ما شِئتَ.

والرّابعُ: اِذا جاءَ مَلَکُ الموتِ لِیَقیِضَ رُوحَکَ فَادفَعهُ عَن نفسِکَ وَ اذنِب ماشِئتَ.

و الخامِسُ: إذا أدخَلَکَ ما لِکٌ فِی النّارِ فَلا تَدخُلِ فی النّار وَ اذنِب ما شِئت؛[21]

امام حسین علیه السلام در پاسخ به کسی که از حضرتش راهی برای ارتکاب گناه جست‌وجو می‌کرد بی آنکه عقوبت الهی دامنگیرش شود! فرمود:

پنج کار را انجام بده و آن‌گاه هر چه می‌خواهی گناه کن!

اول: روزی خدارا نخور سپس هرچه می‌خواهی گناه کن.

دوم: از قلمرو حکومت خدا بیرون برو! آن‌گاه هرچه می‌خواهی گناه کن.

سوم: جایی را انتخاب کن که خداوند تو را نبیند، آن‌گاه هر چه می‌خواهی گناه کن.

چهارم: وقتی عزرائیل (فرشته مرگ) برای گرفتن جان توآمد او را از خود بران، آن‌گاه هرچه می‌خواهی گناه کن.

پنجم: زمانی که مالک دوزخ تو را بسوی آتش می‌برد، در آتش وارد مشو، آن‌گاه هر چه می‌خواهی گناه کن.

شخص اندکی به فکر فرو رفت و از سؤالش شرمنده شد و در برابر پاسخ‌های امام حسین علیه السلام چاره ای جز توبه و تصمیم بر ترک گناه نداشت!

19ـ نهی از ادّعای بی جا

قال الحسين علیه السلام لِرَجُلٍ قالَ: یَابنَ رَسُولِ اللهِ اَنَا مِن شیعَتِکُم: اِتّقِ اللهَ وَ لا تَدَّعِیَنَّ شَیئاً! یَقُولُ اللهُ: کَذِبتَ وَ فَجَرتَ فِی دَعواکَ! اِنَّ شِیعَتَنا مَن سَلُمَت قُلُوبُهُم مِن کُلِّ غِشٍّ وَ غَلٍّ وَ دَغَلٍ وَ لکِن قُل اَنَا مِن مَوالِیکُم وَ مُحِبّیکُم؛[22]

سیّد الشّهدا علیه السلام در پاسخ به شخصی که به آن حضرت گفته بود: ای فرزند رسول خدا6 من از شیعیان شما هستم! فرمود: از خدا بترس و چیزی را ادّعا مکن که خداوند تو را در ادعایت دروغگو و خائن خطاب کند!

همانا قلوب شیعیان ما از هرگونه خدعه و خیانت و کینه پاک و سالم است، بلکه بگو من از دلدادگان و علاقه‌مندان شما خاندان عصمت و طهارت هستم.

20 ـ قبر و عبرت

قال الحسين علیه السلام حِینَ رَأَی القُبُورَ: مَا أَحسَنَ ظَوَاهِرَهَا وَ إِنَّمَا الدَّوَاهِی فِی بُطُونِهَا، فَاللهَ، عِبَادَاللهِ! لا تَشغَلُوا بِالدُّنیَا، فَإِنَّ القَبرَبَیتُ العَمَلِ فَاعمَلُوا وَ لا تَغفُلُوا، ثُمَّ أَنشَدَ علیه السلام:

یَا مَن بِدُنیَا اِشتَغَلَ
 

 

قَـد غَـرَّهُ طُـولُ الأَمَلِ
 

اَلمَوتُ یَأتِی بَغتَـهً
 

 

وَالقَبرُ صُندُوقُ العَمَلِ؛[23]
 

 

حضرت سید الشهدا علیه السلام هنگام مشاهدة قبور فرمود: چقدر ظاهر آنها زیباست! در حاالی که مصایب و شداید در درون آنها نهفته است. پس ای بندگان خدا! از خدا بترسید و به ظواهر فریبندة دنیا مشغول نشوید، زیرا قبر خانة عمل است، پس در عمل کوشا باشید و از آخرت غفلت نورزید، سپس حضرت این اشعار را خواند:

ای که به دنیا مشغولی و آرزوهای بلند تو را فریفته است! مرگ ناگهان از راه می‌رسد و قبر صندوق عمل است

بخش دوم: نواهي

21 ـ انصاف

قال الحسين علیه السلام: لا تَقُولَنَّ فِي اَخيكَ المُؤمِنِ اِذا تَواري عَنكَ اِلّا ما تُحِبُّ اَن يَقُولَ فِيكَ اِذا تَوارَيتَ عَنهُ؛[24]

هرگز در غياب برادر ديني ات سخن مگو مگر آن سخني كه دوست داري او در غياب تو بگويد ( يا دوست داري در غيابت گفته شود).

22 ـ پرهیز از ظلم

قال الحسين علیه السلام: اِيّاكَ وَ ظُلمَ مَن لا يَجِدُ عَلَيكَ ناصِراً اِلّا الله جَلَّ وَ عَزَّ؛[25]

از ظلم کردن به کسی که در برابر تو یاور و پشتیبانی غیر از خداوند صاحب عزّت و جلالت ندارد بپرهیز!

23 ـ نهی از منکر

قال الحسين علیه السلام: لا يَنبَغي لِنَفسٍ مُؤمَنةٍ تَري مَن يَعصِيَ اللهَ فَلا تُنكِرُ عَلَيهِ؛[26]

سزاوار نيست انسان مؤمن كسي را بنگرد كه نا فرماني خداوند را مي‌كند و نهي از منكر ننماید!

24 ـ کنترل زبان

قال الحسين علیه السلام: لاتَقُولُوا بِاَلسِنَتِكُم ما يَنقُصُ عَن قَدرِكُم؛[27]

چيزي كه از ازرش و منزلت شما می‌كاهد به زبان نياوريد.

25 ـ تقدّم سـلام

قال الحسين علیه السلام: لا تَأذَنوُا لِاَحَدٍ حتّي يُسَلِّم؛[28]

مردی با امام حسین علیه السلام شروع به حرف زدن کرد و گفت: خدا تو را عافیت بخشد، حالت چگونه است؟

امام درپاسخ فرمود: عافاکَ الله!؛ خدا تو را هم عافیت دهد.

آن‌گاه اضافه کرد: السّلامُ قبلَ الکلام؛[29]

سلام کردن، بر سخن گفتن مقدّم است.

سپس فرمود: تا کسی سلام نکرد، به او اجازة سخن گفتن ندهید. و فرمود: البَخیلُ مِن بَخِلَ بالسّلام؛[30]

بخیل کسی است که از سلام کردن خودداری ورزد.

در حالی که: لِلسَّلامِ سَبعُونَ حَسَنَهً، تِسعٌ وَ سِتُّونَ لِلمُبتَدی وَ واحِدَهٌ لِلرّاد؛[31]

سلام کردن هفتاد حسنه و پاداش دارد! شصت و نه تای آن برای سلام کننده است و یکی برای پاسخ دهنده!

26 ـ عزّت نفس

قال الحسين علیه السلام: لا تَرفَع حاجَتَكَ اِلّا اِلي اَحَدٍ ثِلاثَهٍ: اِلي ذي دينٍ اَو مُروَّهٍ اَو حَسَبٍ. فَاَمّا ذُو الدّینِ فَیَصُونُ دینُهُ وَ اَمَّا ذُو المُرُوَّهِ فَانّه یَستَحیِی لِمُرُوَتِهِ وَ اَمّا ذُو الحَسَبِ فَیَعلَمُ اَنَّکَ لَم تَکرَهُ وَ جَهَتُکَ اَن تَبذُ لًَهُ لَهُ فِی حاجَتِک فَهُو یَصُونُ وَجَهَک اَن یَرُدَّکَ بِغَیرِ قَضاءِ حاجتِکَ؛[32]

هرگز دست حاجت پیش کسی دراز نکن مگر آن کسی که یکی از این سه گروه باشد:

 1. ديندار 2. جوانمرد 3. از تباری شریف و با شخصيت

زیرا انسان دیندار، دینش او را حفظ می‌کند و انسان جوانمرد به خاطر جوانمردیش حیا می‌کند و انسانی که شریف است می‌داند که تو ناپسند نمی‌شمردی که برای خواستن حاجت از او آبرویت را در مقابلش بریزی، پس آبرویت را حفظ می‌کند و بدون پاسخ تو را برنمی‌گرداند.

27 ـ کلام بی‌مورد

قال الحسين بن علي علیه السلام يَوماً لابن عبّاس:

ياَبنَ عَبّاس! لا تََكَلَّمَنَّ فيما لا يَعنيك فَاِنّني اَخافُ عَلَيكَ فيهِ الوِزرَ. و لا تَكَلَّمَنَّ فيما یَعنیك حَتّي تَري لِلكَلامِ مُوضِعاً، فَرُبَّ مُتِكَلِّمٍ قَد تَكَلَّمَ بِحَقٍّ فَعيبَ؛[33]

روزی امام حسین علیه السلام به ابن عباس فرمود: سخني مگو كه به تو مربوط نمی‌شود، زيرا از پيامدهای منفی آن برای تو نگرانم!

سخني را كه به تو مربوط می‌شود جز در جاي مناسبش مگو، زيرا چه بسا گوينده‌ای كه حق را نابجا گفت و مورد عیب‌جویی و شماتت مردم قرار گرفت.

28 ـ نهی از مجادله

قال الحسين علیه السلام: لا تُمارينَّ حَليماً و لا سَفيهَاً، فَاِنَ الحَليمَ يُقليِكَ، وَالسَّفيهَ يُرديِكَ؛[34]

با دو گروه ( بردبار و گستاخ ) بگو مگو و يك و دو مكن، زيرا حليم نسبت به تو نفرت يافته و از توجدا می‌شود و گستاخ بی خرد تو را آزار می‌دهد و خوار و پست می‌سازد.

29 ـ بهای انسان

قال الحسين علیه السلام: لَیسَ لِاَ نفُسِکُم ثَمَنٌ الّا الجَنّهُ فَلا تَبیعُوها بِغَیرِها فَاِنّهُ مَن رَضِیَ مِنَ اللهِ بِالدُّنیا فَقَد رَضِیَ بِالخَسیسِ؛[35]

برای وجود شما بهایی غیر از بهشت نیست پس آن را به کمتر از آن مفروشید! زیرا بی‌تردید اگر کسی به دنیا راضی و به آن خشنود شود و از خدا ببرد قطعاً به چیز پست و بی‌ارزشی، راضی و دلخوش گردیده است.

30 ـ خوف از خدا

قال الحسين علیه السلام: لا يَأمَنُ يوم القيامة اِلّا مَن خافَ اللهَ فِي الدنيا؛[36]

هيچ كس روز قيامت در امان نيست مگر آنكه در دنيا ترس از خدا را در دل داشته باشد.

31 ـ شادی حقیقی

قال الحسين علیه السلام: لا تَفرَح اِلّا بِما نِلتَ مِن طاعَهِ الله تَعالي؛

و جز به فرمانبرداري خدا شادمان مشو (جز به آنچه در مقام طاعت و بندگی خدا انجام داده ای خوشحال مباش)

32 ـ عاقل کیست؟

قال الحسين علیه السلام: العاقِلُ لا یُحَدِّثُ مَن یَخافُ تَکذیبَهُ وَ لا یَسئَل مَن یَخافُ مَنعُهُ وَ لا یَثِقُ بِمَن یَخافُ غَدرَهُ وَ لا یَرجُوا مَن لا یُوثِقُ بِرَجائِهِ؛[37]

عاقل برای کسی که از تکذیب او هراس دارد، سخن نمی‌گوید و از کسی که از جلوگیری و منع او می‌ترسد، درخواست نمی‌کند و به کسی که از نیرنگ و خیانت او خائف است اعتماد نمی‌کند و به کسی که امیدی به او نیست امیدوار نمی‌شود.

33 ـ وارستگی از دنیا

قال الحسين علیه السلام: لا تَغُرَّنَّكُم هذهِ الدُّنيا، فَاِنَّها تَقطَعُ رَجاءَ مَن رَكَنَ اِلَيها، وَ تَخيبُ طَمَعَ مَن طَمَعَ فيها؛[38]

اي مردم! دنيا و مظاهر فریبندة آن شما را نفريبد، چرا كه هر كس به آن دل ببندد و تكيه كند، رشته اميدش بگسلد و هر كس در آن طمع ورزد، مأيوس شود!

34 ـ پرهیز از هوای نفس

قال الحسين علیه السلام: اِتَّقُوا هذِهِ الاَهواءَ الّتی جِماعُها الضَّلالَهُ و میعادُهَا النّارُ؛[39]

از هواهای نفسانی بپرهیزید که حاصل آن گمراهی و سرانجام آن آتش جهنم است.

35 ـ پرهیز از خود فراموشی

اِيّاكَ اَن تَكُون مِمَّن يَخافُ عَلَي العِبادِ من ذنوبهم وَ يَأمنُ العُقُوبَهَ من ذَنبِهِ، فانّ الله تبارک و تعالی لا یَخدَعُ عَن جَنَّتِهِ و لا یُنالُ الّا بطاعتِهِ إن شاء الله؛[40]

بترس از اين‌كه از كساني باشي كه بندگان خدا را از گناهانشان می‌ترسند، بيم و هراس دارند، و خود از كيفر و عقوبت گناه خويش، آسوده خاطر است، زیرا خداوند تبارک و تعالی درباره بهشتش گول نمی‌خورد! کسی را از بهشت محروم نمی‌کند و کسی را برخوردار از نعمت‌های خود نمی‌کند مگر بواسطة عبادت و بندگی خود.

36 ـ پرهیز از غیبت

قال الحسين علیه السلام لِرَجُلٍ اِغتابَ عِندَهُ رَجُلاً: یا هَذا! کُفَّ عَنِ الغَیبَهِ فَاِنَّها اِدامُ کِلابِ النّار؛[41]

امام حسین علیه السلام با مخاطب قرار دادن شخصی که نزد او از کسی غیبت می‌کرد، فرمود: ای مرد! زبانت را از غیبت بازدار که غیبت کردن، خورشت یا لقمه سگان دوزخ است.

37 ـ تعهد و توانایی

قال الحسين علیه السلام: لا تَتَكَلَّف ما لا تُطيقُ؛[42]

آنچه را طاقت نداري به عهده مگير (خود را به کاری که توان انجامش را نداری به زحمت مینداز)

 

 

 

 

[1]. بحارالانوار، ج44، ص127 و 340.

[2]. همان، ص127 و 340؛ مفاتیح‌الجنان، فرازی از زیارت جامعه کبیره.

[3]. صحیفه الحسین، ص232.

[4]. لهوف، ص120؛ مقتل خوارزمی، ج2، ص33.

[5]. بحارالانوار، ج11، ص149؛ نهج الشّهاده، ص169.

[6]. بحارالانوار، ج71، ص357.

[7]. مسند الامام الشهید، ج3، ص150؛ تاریخ ابن عساکر، شرح حال امام حسین، ص215.

[8]. بحارالانوار، ج22، ص411.

[9]. الفصول المهمّه، ص178.

[10]. صحیفه الحسین، ص334.

[11]. نزهة الناظر و تنبیه الخاطر، ص85؛ اصول کافی، ج1، ص302.

[12]. تحف العقول، ص243.

[13]. صحیفه الحسین، ص324؛ بحارالانوار، ج78، ص127.

[14]. بحارالانوار، ج44، ص196؛ کشف الغمه، ج2، ص208.

[15]. تحف العقول، ص408.

[16]. همان، ص410.

[17]. همان، ص408.

[18]. صحیفه الحسین، ص238.

[19]. سوره نساء، آیه58.

[20]. بلاغه الحسین، ص33.

[21]. بحارالانوار، ج75، ص126.

[22]. تفسیر الامام العسکری، ص309؛ بحارالانوار، ج68، ص156.

[23]. احقاق الحق، ج11، ص628.

[24]. بحارالانوار، ج78، ص127.

[25]. همان، ص118؛ تحف العقول، ص251.

[26]. كنز العمّال، ج3، ص85.

[27]. جلاء العيون، ج2، ص205؛ نفس المهموم، ص355.

[28]. بحارالانوار، ج78، ص117؛ مستدرک الوسائل، ج8، ص358.

[29]. تحف العقول، ص250.

[30]. همان.

[31]. همان.

[32]. تحف العقول، ص245.

[33]. اعلام الدین، ص145؛ کنز الفوائد، ص194.

[34]. صحیفه الحسین، ص344.

[35]. الانوار البهیه، ص43.

[36]. بحارالانوار، ج44، ص192.

[37]. موسوعه کلمات الامام الحسین، ص742.

[38]. مناقب ابن شهرآشوب، ج4، ص100.

[39]. موسوعه کلمات الامام الحسین، ص848؛ احقاق الحق، ج11، ص591.

[40]. صحیفه الحسین علیه السلام، ص232.

[41]. تحف العقول، ص175.

[42]. بلاغه الحسین، ص276.



منابع: ره توشه محرم
ارسال کننده: مدیر پورتال
 عضویت در کانال آموزش و فرهنگ اربعین

چاپ

برچسب ها چهل حدیث، امام حسین

مطالب مشابه


1
اربعین عطش‎‎های پرپر
کاروان خاطرات، بازگشته است از جایی که چهل روز گذشته است از ماتم‎های سرخ، از عطش‎های پرپر شده است
 1395/04/27
2
پژوهشی در اربعین حسینی(علیه السلام)
محسن رنجبر. حضور اهل بیت(علیهم السلام) در اولین اربعین شهادت امام حسین(علیه السلام) بر سر مزار آن حضرت در کربلا از مسائلی است که در قرون اخیر برخی محققان شیعه درباره آن تشکیک کرده اند. در مقابل، برخی دیگر از اندیشمندان، درصدد رد این تشکیک و اثبات اربعین اول شده اند. این نوشتار ابتدا به دلایل منکران اربعین اول پرداخته و در ادامه به پاسخ گویی آن ها می پردازد، سپس با استفاده از قراین و شواهد دیگر، دیدگاه موافقان اربعین اول را تأیید می کند.
 1395/04/27
3
تحقیقی در باره اربعین حسینی
مسئله اربعین سید الشهداء(علیه السلام) و این که آیا خاندان آن حضرت پس از رهایی از اسارت یزید قصد عزیمت به کربلا را داشته و نیز آیا توانسته اند در آن روز به زیارت آن مضجع شریف نایل آیند و مرقد مطهرش را زیارت کنند، از جمله مسائلی است که از دیرباز صاحب نظران در باره آن اختلاف نظر داشته و هریک با استشهاد به ادله تاریخی برای اثبات یا نفی آن تلاش کرده اند
 1395/04/27

نظرات


ارسال نظر


Arbaeentitr

 فعالیت ها و برنامه ها

 احادیث

 ادعیه و زیارات