ستاد مرکزی اربعین|کمیته فرهنگی، آموزشی

banner-img banner-img-en
logo

 ادبیات و پژوهش


نگاهي به آموزه‌هاي زیارت اربعين

چاپ
يكي از سفارش هاي اهل بيت عليهم السلام به شيعيان خود، انجام زيارت اربعين سيد الشهدا عليه السلام است. اين سفارش در راستاي پاسداشت قيام عاشورا تنظيم شده است و يكي از عوامل مانايي نام و ياد اباعبدالله الحسين عليه السلام و حفظ پيام هاي عاشورا به شمار مي آيد

سيد رضا طاهري

اشاره

يكي از سفارش­هاي اهل بيت عليهم السلام به شيعيان خود، انجام زيارت اربعين سيد الشهدا عليه السلام است. اين سفارش در راستاي پاسداشت قيام عاشورا تنظيم شده است و يكي از عوامل مانايي نام و ياد اباعبدالله الحسين عليه السلام و حفظ پيام­هاي عاشورا به شمار مي­آيد.

اهميت زيارت اربعين به گونه‌اي است كه در حديثي از امام حسن عسكري عليه السلام، از زيارت اربعين به عنوان يكي از نشانه­هاي مؤمن ياد شده است. آن حضرت در اين‌‌باره مي­فرمايد: «نشانه­هاي مؤمن پنج تاست: 1. نماز پنجاه و يك ركعت (واجب و نافله) در طول شبانه روز. 2. انگشتر در دست راست نمودن. 3. زيارت اربعين امام حسين عليه السلام . 4. پيشاني بر خاك گذاردن. 5. بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحيم در نمازهاي جهريه (صبح، مغرب و عشا)».[1]

يكي از مستحبات زيارت اربعين، خواندن دعاي اربعين است. اين دعا كه مرحوم شيخ عباس قمي رحمه الله آن را در كتاب مفاتيح الجنان خود آورده است، آموزه­هاي ارزشمندي دارد. محور اين دعا بر اساس ويژگي­هاي امام حسين عليه السلام و بيان مجاهدت­هاي آن حضرت است. آشنايي با اين دعا تأثير فراواني در افزايش شناخت نسبت به سيدالشهدا عليه السلام خواهد داشت. در اين نوشتار، به فرازهايي از اين دعاي شريف مي‌پردازيم.

1. كليات

الف) زيارت اربعين، يكي از شعائر شيعه

«شعائر» جمع «شعار» است و «شعار» يعني نشان و علامت. نشانه گروهي از مردم كه به وسيله آن يك‌ديگر را مي­شناسند. نشان و علامت سلطان يا امير يا خرقه­اي چون علَم سياه يا سفيد، يا كلمه­ها كه طريقه و آيين او را نمودار مي­سازد.

عرب‌هاي زمان جاهليت در ميدان كارزار شعارهايي مي­دادند كه مناسب با اوضاع روز بود. مثلاً در جنگ اُحد، سپاهيان مخالف اسلام به نام دو بت خود «عُزّي» و «هُبَل» فرياد مي­زدند و قبيله تنوخ در حيره «يا آلَ عباد الله» مي­گفتند.

پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله ، شعار مهاجرين را «يا بني عبدالله» و شعار اوس و خزرج را نيز «يا بني عبدالله» و «يا بني عبيدالله» قرار داد و سپاهيان اسلام را «خليل الله» مي‌خواندند. بعدها نيز به مقتضيات روز شعارهايي ساخته مي‌شد و به كار مي­رفت.[2]

يكي از شعائر مختّص شيعه كه در هيچ مكتب و ملتي، نظير و مشابهي براي آن نمي­توان يافت، مسئله اربعين حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام است كه از ويژگي‌هاي فرهنگ تشيع است. زيارت مخصوص آن حضرت در روز اربعين، شعار مخصوص شيعه است و اين مسئله براي هيچ فردي از ديگر معصومين عليهم السلام حتي براي رسول‌اكرم صلي الله عليه و آله وجود ندارد. زيارت حضرت سيدالشهدا عليه السلام در روز اربعين و اقامه مجلس عزا براي آن حضرت، فقط به ايشان اختصاص دارد.

از اين مسئله مي­توان به عمق فاجعه عاشورا و اهتمام اهل بيت عليهم السلام به زنده نگه داشتن پيام عاشورا پي برد و اينكه آن بزرگواران با توصيه و تشويق درباره زيارت امام حسين عليه السلام در روز اربعين، همواره درصدد تازه نگه داشتن حادثه خونين عاشورا بودند.[3]

2. گريه چهل روزه آسمان و زمين بر امام حسين عليه السلام

مي­توان گفت بزرگداشت اربعين امام حسين عليه السلام ارتباط تنگاتنگي با گرامي‌داشت گريه چهل روزه آسمان و زمين، پس از شهادت سيدالشهدا عليه السلام و براي آن حضرت دارد. چنان‌كه در برخي از روايات آمده است كه آسمان و زمين تا چهل روز بر سيدالشهدا عليه السلام خون گريست. از امام صادق عليه السلام در اين باره نقل شده است كه فرمود:

اي زراره! بدان كه آسمان به مدت چهل روز بر حسين عليه السلام خون گريست و زمين به مدت چهل روز تيره و تار گشت و خورشيد به مدت چهل روز با كسوف و حالت خون رنگ به اندوه و ماتم نشست و درياها به تلاطم درآمد و ملائكه تا چهل روز بر حسين عليه السلام گريستند و هيچ زني از ما خضاب ننمود و روغن و سرمه استفاده ننمود تا زماني كه سر عبيدالله بن زياد را براي ما فرستادند.[4]

عبدالله بن هلال مي­گويد: از امام صادق عليه السلام شنيدم كه مي­فرمود: آسمان در شهادت جان‌گداز امام حسين عليه السلام و حضرت يحيي بن زكريا عليه السلام به سوگ و ماتم نشست و گريست و بر كس ديگري جز آن دو گريه نكرده است.

پرسيدم: گريه آسمان چه بود؟ فرمود: به مدت چهل روز، هنگام طلوع و غروب، سرخي مخصوصي در آسمان ظاهر مي­شد. عرض كردم: اين گريه آسمان بود؟ فرمود: آري.[5]

همچنين شخصي به نام عبدالخالق عبدربّه نقل مي­كند كه از امام صادق عليه السلام در تفسير اين آيه شريفه كه مي­فرمايد: «يَا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَامٍ اسْمُهُ يَحْيَي لَمْ نَجْعَل لَّهُ مِن قَبْلُ سَمِيًّا؛ اي زكريا! ما تو را به فرزندي بشارت مي­دهيم كه نامش «يحيي» است و پيش از اين هم‌نامي براي او قرار نداديم».[6] شنيدم كه فرمود: حسين بن علي عليه السلام پيش از خودش هم‌نامي نداشت. چنان‌كه حضرت يحيي عليه السلام نيز پيش از اين هم‌نامي نداشت. و آسمان در سوگ آن دو به مدت چهل روز گريست، و بر كس ديگري جز آن دو گريه نكرد. راوي مي­گويد: پرسيدم گريه آسمان چه بود؟ فرمود: هنگام طلوع و غروب، سرخي مخصوصي در آسمان ظاهر مي­شد.[7]

نگاهي به آموزه­هاي زيارت اربعين

1. آغاز زيارت با سلام

معمولاً زيارت‌نامه­هاي اهل بيت عليهم السلام با سلام بر آنها آغاز مي­شود. چنان‌كه زيارت اربعين نيز اين‌گونه است. اين زيارت با اين عبارت شروع مي­شود:

«اَلسَّلامْ علي وَلِّي اللهِ وَ حَبيبهِ؛ السلامُ علي خَليلِ اللهِ و نَجيبه... ؛ سلام بر ولي خدا و دوست او؛ سلام بر محبوب خدا و برگزيده او... ».

«سلام به معناي سلامت است و «السلام عليكم»، يعني سلامت از جانب خدا بر شما باد. سلام كردن، ساده­ترين، آسان­ترين و ارزشمندترين وسيله براي ابراز ارادت، تكريم و تعظيم مخاطب و تحكيم پيوندهاي اجتماعي است. سلام، نوعي تحيت و درود است و اصل «تحيت» به معناي طلب حيات براي مخاطب است، خواه حيات ظاهري باشد يا حيات باطني، مادي باشد يا معنوي. سلام بر امام حسين عليه السلام به معناي باور داشتن به حيات معنوي آن حضرت و شنيدن سلام ما از سوي ايشان است، چنان‌كه در مفاتيح الجنان در فصل آداب زيارت، در قسمت اذن دخول حرم­هاي شريف مي­خوانيم: «خدايا من در غيبت صاحب اين مزار و حرم شريف ـ مانند حيات مبارك او ـ معتقد به احترامش هستم. خدايا، من مي­دانم رسول تو صلي الله عليه و آله و خلفاي تو عليهم السلام زنده­اند و پيش تو روزي مي­خورند، مرا مي­بينند، كلام مرا مي­شنوند و سلامم را جواب مي­دهند، ولي تو كلام آنها را از گوش من پوشاندي. »... از آنجا كه همه انسان‌ها اعم از معصوم و غيرمعصوم، به لحاظ قوس صعود در حال حركت به سوي كمال مطلق هستند و اين كمال‌جويي و ترفيع درجه، در بهشت نيز ظهور دارد، سلام­هاي ما به معصومين عليهم السلام ، مايه ترفيع درجات آنها مي­شود؛ چون سبب مي­شود سلامت ويژه­اي از ناحيه ذات پاك خداوند به آنان افاضه شود. افزون بر اين، سلام براي خودِ سلام كننده نيز اجر، منزلت و رفعت درجه خواهد داشت.[8]

2. اكرام خداوند و شهادت امام حسين عليه السلام

موضوع «شهادت» يكي از محورهاي ياد شده در زيارت اربعين است. در اين محور از «شهادت» به عنوان نشانه گرامي‌داشت و اِكرام خداوند به امام حسين عليه السلام ياد شده است. چنان‌كه در اين باره مي­خوانيم: «اَكرَمتَهُ بِالشَهادَة؛ او را به واسطه شهادت، گرامي داشتي».

صائب تبريزي مي­گويد:

گردن مكش ز تيغ شهادت كه اين زلال             از جويبار ساقي كوثر گذشته است[9]

شهادت، از اسراري است كه نامحرمان را بدان راهي نيست و از مقام‌هايي است كه تنها «برگزيدگان» بدان دست مي­يابند. شهادت، حياتي است روحي كه مردگان قادر به ادراك آن نيستند و نوري است قدسي كه شب‌پره­ها را به وصل آن، راهي نيست. شهادت، حقيقتي است كه در دل خود، «ايثار»، «ستم‌ستيزي»، «كمال‌طلبي»، «اعتراض به تجاوز و زياده‌خواهي» و «عدم تسليم در برابر زور» را نهفته دارد. شهادت، «فريادي رسا» در كوير سوزان جهان مادي است كه هيچ‌گاه خاموش نمي‌شود و چشمه جوشاني در دل تيرگي­ها و تباهي­هاست كه هيچ‌گاه از جوشش نمي­ايستد. شهيد مطهري بر اين باور است كه «پشت سر هر شهادتي يك روشنايي پيدا مي­شود. اين سخن، سخن بسيار درستي است و ارزش شهيد و شهدا را ثابت مي­كند. از نظر اجتماعي، مَثَل شهيد و شهادت كه روشني ايجاد مي­كند، مَثَل يك سلسله كارهاي خير فردي است كه در قلب فرد، ايجاد روشني مي­كند. نظير ايثار، انصاف دادن، مبارزه با هواي نفس، در حقيقت شهادت براي اجتماع، نوعي تصفيه نفس است براي اجتماع».[10]

3. امام حسين عليه السلام و پاكي نسل

يكي از موضوع‌هاي مطرح شده در زيارت اربعين، پاكي نسلي است كه آن حضرت از آن به دنيا آمد. در اين باره در اين زيارت چنين مي­خوانيم: «وَاجتَبيتَهُ بِطيبِ الوِلادَةِ؛ و او را به پاكي نسل، برگزيدي».

در حديثي از امام صادق عليه السلام در اين باره مي­خوانيم: «خداوند ما را علّيين آفريد و ارواح ما را از بالاي آن آفريد و ارواح شيعيان ما را از علّيين آفريده و پيكر آنها را از پايين علّيين آفريد و از اين جهت ميان ما و آنان خويشي و نزديكي است و دل‌هاي آنها به سوي ما مشتاق است».[11]

آن حضرت در حديثي ديگر در اين باره مي­فرمايد: «همانا كه خداوند ما را از نور عظمت خود آفريد و سپس آفرينش ما را از گِلي نهفته در زير عرش قرار داد و آن نور را در كالبد ما نهاد و ما خلق شديم. »[12] بر اساس روايات ياد شده، امامان معصوم عليهم السلام از جنس علّيين هستند و از نورانيت ويژه­اي برخوردارند. در نتيجه، از نسلي پاك بودند و هر فرزندي كه از آنها به دنيا مي­آيد، داراي طهارت نسل است. درباره پاكي ولادت و نسل امام حسين عليه السلام در فراز ديگري از دعاي اربعين چنين مي­خوانيم: «اَشهَدُ اَنَّكَ كُنتَ نوراً في الأصلابِ الشامِخَةِ و الاَرحامِ المُطَهَّرَةِ، لَمْ تُنَجِّسْكَ الجاهِليةُ بِاَنجاسِها و لَم تُلبِسكَ المُدلَهِمّاتُ من ثِيابِها؛ گواهي مي­دهم كه تو نوري بودي در اَصلاب پدرانِ عالي رتبه و ارحام مادران پاك طينت، كه پليدي­هاي جاهليت، دامن تو را فرا نگرفت و جامه­هاي تيره عصر جاهليت، تو را نپوشانيد».

4. حسين عليه السلام وارث پيامبران

يكي از ويژگي­هايي كه از سيدالشهدا در زيارت اربعين ياد شده، اين است كه حسين عليه السلام ، وارث پيامبران است. «وَ اَعطَيتَهُ مَوارِيثَ الاَنبياء؛ [خدايا] تو ميراث همه پيامبران را به او اعطا كردي».

امام رضا عليه السلام فرمود: «به راستي كه محمد صلي الله عليه و آله ، امين خدا بود در خلقش و چون وفات كرد، ما اهل بيت عليهم السلام وارثانش بوديم و ما امناي خدا در زمين هستيم... و به راستي كه ما هر مردي را ببينيم، مي­شناسيم كه از روي حقيقت، مؤمن است يا منافق. ما نجيب و ناجي هستيم و ما بازماندگان پيغمبرانيم و ما صاحبان امتياز در كتاب خداي عزوجل هستيم. ما از همه مردم به رسول خدا نزديك‌تريم. خدا به ما آموخته و رسانيده، آنچه را بايد بدانيم و ما به علم پيامبران را سپرده و ما وارثان رسول اولوالعزم هستيم.[13]

در دعاي وارث نيز از امام حسين عليه السلام اين‌گونه به عنوان وارث پيامبران ياد شده است: «السَّلامُ عَلَيكَ يا وارِثَ آدَمَ صَفْوَةِ اللهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يا وارِثَ نُوحٍ نَبِي اللهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يا وارِثَ ابراهيمَ خَليلِ اللهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يا وارِثَ مُوسي كَلِيمِ اللهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يا وارِثَ عِيسي رُوحِ اللهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يا وارِثَ مُحَمَّدٍ حَبيبِ اللهِ؛ سلام بر تو اي وارث آدم، برگزيده خدا، سلام بر تو اي وارث نوح، پيامبر خدا، سلام بر تو اي وارث ابراهيم، دوست خدا، سلام بر تو اي وارث موسي، هم سخن خدا، سلام بر تو اي وارث عيسي روح الله، سلام بر تو اي وارث محمد، محبوب خدا».

بديهي است، منظور از ارث بردن امام حسين عليه السلام از پيامبران، بهره داشتن آن حضرت از همه ويژگي­هاي زيبايي است كه در پيامبران ديگر، بازتاب يافته است. به عبارت ديگر، سيدالشهدا، همه ويژگي­هايي را كه در پيامبران ديگر وجود داشت، يك‌جا در خود جمع كرد. چنان‌كه شاعر به زيبايي در اين باره سروده است:

حُسن يوسف، دَم عيسي، يد بيضا داري    آنچه خوبان همه دارند، تو تنها داري

5. حسين عليه السلام حجت خدا بر روي زمين

خداوند، همواره بر روي زمين، حجت­هايي دارد تا به واسطه آنها، خوبان به كمالي كه شايسته آنهاست دست يابند و بدان، در صورتي كه از روي عمد و اختيار، به راه تباهي رفتند، عذري نداشته باشند و حجت بر آنها تمام شده باشد. يكي از اين حجت­هاي بزرگ الهي بر روي زمين، امام حسين عليه السلام است. در زيارت اربعين در اين‌باره چنين مي­خوانيم: «وَ جَعَلتَهُ حُجَّةً علي خَلقِكَ فَاَعذَرَ فِي الدُّعاء؛ و او را حجت بر آفريدگانت قرار دادي، پس او هم در اتمام حجت بر خلق، رفع هر عذري از امت نمود».

حضرت علي عليه السلام فرمود: «همانا كه خداوند تبارك و تعالي ما را پاك كرد و مقام عصمت بخشيده و ما را گواهان خلقش ساخته و حجت او در زمينش ما را قرار داده است».[14]

شخصي به نام بُرَيد عِجلي مي­گويد از امام صادق عليه السلام درباره تفسير اين آيه شريفه كه مي­فرمايد: «وَ كَذلِكَ جَعَلناكُم اُمَّةً وَسَطاً لِتكُونُوا شُهَداءَ عَلَي الناسِ؛ و اين‌چنين شما را امت وسط قرار داديم تا بر مردم، گواه باشيد.»[15] پرسيدم. فرمود: منظور از امت وسط و گواهان بر خلق، ما هستيم و ماييم حجت­هاي خداوند بر روي زمينش.[16]

6. حسين عليه السلام و رهانيدن آدم‌ها از ناداني و گمراهي

يكي از ويژگي­هايي كه در زيارت اربعين براي امام حسين عليه السلام نقل شده، «رهانيدن آدم‌ها از ناداني و گمراهي» است. در اين باره مي­خوانيم: «وَ مَنَحَ النُّصحَ وَ بَذَلَ مُهجَتَهُ فيكَ لِيستَنقِذَ عِبادَكَ مِنَ الجَهالَةِ وَ حَيرَةِ الضَّلالَة؛ و نصيحت امت را با مهرباني و عطوفت انجام داد و خون پاكش را در راه تو به خاك ريخت، تا بندگانت را از ناداني و سرگرداني برآمده از گمراهي نجات دهد».

بر اساس اين فراز از زيارت اربعين، موضوعِ رهانيدن بندگان از گمراهي و ناداني، به اندازه‌اي اهميت دارد كه سالار شهيدان عليه السلام راضي شد جان خويش را فدا و از شهادت و كشته شدن در راه خدا استقبال كند.

يكي از فلسفه­هاي وجودي امام معصوم عليه السلام، هدايت انسان‌ها و رهانيدن آنها از جهل و گمراهي است. داود جَصّاص مي­گويد از امام صادق عليه السلام درباره تفسير اين آيه شريفه كه مي­فرمايد: «وَ عَلامَاتٍ وَ بِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ؛ و علاماتي است و هم اينكه ايشان به وسيله ستاره هدايت مي­شوند»:[17] شنيدم كه فرمود: مقصود از ستاره، رسول خداست و منظور از علامات و نشانه­ها ما اهل بيت هستيم.[18]

«در واقع، هر امتي در هر زمان و مكاني كه از فيضي مادي يا معنوي بهره­مند مي‌شود، از بركت وجودي ائمه اطهار عليهم السلام است. سرّش آن است كه آن پيشوايان نور، مجاري هر گونه فيض تكويني و تشريعي خدا هستند و به واسطه آنها ارتباط ميان عالم هستي و خداوند برقرار مي­گردد و در اين باره فرقي نيست كه آن فيض به عالَم فرشتگان برسد يا به عالم انسان‌ها، يا حيوانات و نباتات و جمادات».[19]

امام باقر عليه السلام فرمود: «رسول خدا صلي الله عليه و آله دروازه الهي است كه از غير آن نمي­توان وارد شد و راه روشني است كه هر كس آن را طي كند، به خدا مي­رسد. علي عليه السلام نيز چنين است و يكايك امامان نيز همين گونه هستند. خداوند آنان را اركان زمين قرار داد تا اهلش را مضطرب نگرداند و عمودهاي اسلام و نگهبانان راه­هاي هدايت گردانيد، به گونه­اي كه كسي هدايت نمي­شود، مگر به هدايت آنها و كسي گمراه نمي­گردد، مگر به كوتاهي در حق آنها».[20]

امام رضا عليه السلام درباره جايگاه امام در هدايت­گري و رهانيدن آدم‌ها از ناداني و گمراهي، وجود او را به ماه و ستاره مانند كرده كه در شب‌هاي ظلماني، مايه هدايت انسان‌ها و سبب رهانيدن آنان از تباهي و گمراهي است: «امام، ماه درخشنده و چراغ پرتوافكن و روشنايي تابنده و ستاره راهنما در ناپيدايي شب­هاي ظلماني و راهنماي هدايت و نجات‌بخش از تباهي است. امام، شعله فروزنده بر تپه و گرمي‌ده بر سرمازده و راهنماي در مهلكه­هاست».[21]

7. بازتاب تولّي و تبرّي در زيارت اربعين

تولّي در فرهنگ اسلام، عبارت از پذيرش حكومت، سرپرستي و دوستي خدا و پيامبر و كساني است كه از جانب آنها تعيين شدند و پيوند نزديكي با افراد و گروه‌هايي دارند كه محبوب خدا هستند. به بيان ديگر، تولّي يعني به هم پيوستگي و اتصال شديد مؤمناني كه هدف واحدي را تعقيب مي­كنند، اما تبرّي يعني دوري جستن از فرد و جرياني كه جهت الهي ندارد و دشمن خدا محسوب مي‏شود. به بيان ديگر، تبرّي يعني جدا شدن از جبهه باطل.[22]

در حقيقت، يكي از برجسته­ترين ويژگي­هاي ايمان، تولّي و تبرّي است كه حتي در نباتات و حيوانات به صورت جذب و دفع وجود دارد و در انسان‌ها به صورت حبّ و بغض يا نفرت و ارادت، جلوه مي‏كند. هر حيوان يا درختي، دوست داشتني‏ها و پسنديده‏هاي خود را جذب مي‏كند و ناپسندها را از خود مي‏راند و هر انساني بر اساس بينش خويش، برخي چيزها را پسنديده مي‏داند و به آن محبت مي‏ورزد و برخي ديگر را ناپسند مي‏شمارد و مورد بغض و غضب خويش قرار مي‏دهد. تولّي و تبرّي، همانند «ايمان به خدا» و «كفر به طاغوت»، دو بال براي سلوك به سوي كمال و تعالي و ترقي است كه هيچ يك به تنهايي كفايت از ديگري نمي‏كند و با يكي از آن دو نمي‏توان صعود كرد.[23]

در فرازي از زيارت اربعين، موضوع تولّي و تبرّي مطرح شده و زيارت‌كننده، خداوند را بر اين موضوع گواه مي‏گيرد كه وي با دوستان امام حسين عليه السلام ، دوست و با دشمنانش، دشمن است: «اَللّهُمَّ اِنّي اُشهِدُكَ اَنّي وَلِيٌّ لِمَن والاهُ وَ عَدُوٌّ لِمَن عاداهُ؛ پروردگارا! تو را گواه مي‏گيرم كه من با همه كساني كه با او (امام حسين) دوستند، دوست هستم، و با همه كساني كه با او دشمن هستند، دشمن هستم».

مقام معظم رهبري مي‏فرمايد:

تولّي و تبرّي، مسلمانان را به هم مرتبط مي‏كند، به گونه‏اي كه هيچ عاملي نتواند آنان را از يك‌ديگر جدا كند و يك انضباط حزبي برقرار مي‏كند؛ زيرا جمعيتي كه در اقليت هستند، ممكن است فكرشان تحت‌الشعاع فكر اكثريت قرار گيرد و شخصيت آنها در لابه‏لاي شخصيت‏هاي بقيه مردم نابود گردد. اسلام آنها را براي مبارزه با هضم طبيعي، به هم پيوند زده و از ساير جبهه‏ها جدا ساخته است. همچون عده‏اي كوهنورد، كه بايد از يك راه صعب‌العبور كوهستاني و پر پيچ و خم و گردنه بگذرند تا به قله كوه برسند. اينها به همديگر مي‏چسبند و كمرهايشان را به هم محكم مي‏بندند كه اگر يكي از آنها افتاد، بقيه او را نگه دارند. اين حالت، نمايشگر حالت به هم پيوستگي و جوشيدگي شديد مسلمانان است كه از آن در قرآن و حديث، به «تولّي و تبرّي» تعبير مي‏شود.[24]

وقتي اهميت تولّي و تبرّي آشكار مي‏شود كه بدانيم محبت قلبي نسبت به كسي، گرايش قلبي به او را نيز در پي دارد و گرايش قلبي نيز به طور طبيعي، به همانندسازي با محبوب و الگوسازي او در اخلاق و رفتار مي‏انجامد. در نتيجه، آنچه از محبوب جلوه مي‏كند، در شخص مُحب نيز بروز مي‏كند. بر اين اساس، اسلام، سازوكار فرهنگي و اخلاقي مهمي به نام تولّي و تبرّي را بنيان نهاد تا بر اثر آن، پيروانش جهت‏گيري دوستي‏هاي خويش را انسان‌هاي صالح و شايسته قرار دهند و در پي آن، بذر ويژگي‏هاي زيبا و رفتار شايسته را با تولّي آنان در دل و جان خويش بكارند و از آن سو نيز موضوع تبرّي را بيان فرموده است تا به وسيله آن، پيروانش در برابر آسيب‏هاي اخلاقي و رفتاري برآمده از دوستي، با انسان‌هاي ناشايست و ستمگر، ايمن بمانند.

 

منابع

  1. ادب فناي مقربان، عبدالله جوادي آملي، قم، اسراء، 1381.
  2. اربعين در فرهنگ شيعه، سيد محمدحسن حسيني طهراني، قم، عرش انديشه، 1427ه‍ .ق.
  3. اصول كافي، محمد بن يعقوب كليني، ترجمه و شرح: محمدباقر كمره‏اي، تهران، اسوه، 1385.
  4. بحارالانوار، محمدباقر مجلسي، بيروت، مؤسسه الوفاء، 1404ه‍ .ق.
  5. تحف‌العقول، ابومحمد حسن بن علي بن حسين بن شعبه حرّاني، ترجمه: صادق حسن زاده، قم، آل علي، 1383.
  6. تولّي و تبرّي، جعفري وفا، تهران، اداره آموزش‌هاي عقيدتي سياسي ـ نمايندگي ولي فقيه در سپاه، 1382.
  7. ديوان اشعار، صائب تبريزي، تهران، شركت انتشارات علمي و فرهنگي، 1387.
  8. عوالي اللّئالي، ابن ابي جمهور احسائي، قم، سيدالشهداء، 1405ه‍ .ق.
  9. كامل الزيارات، ابن قولويه قمي، ابوالقاسم جعفر بن محمد، ترجمه سيد علي حسيني، قم، دارالفكر، 1389.
  10. يادداشت‏هاي استاد مطهري، مرتضي مطهري، تهران، صدرا، 1385.

 

 

 

[1]. عوالي اللّئالي، احسائي، ج 4، ص 37

[2]. اربعين در فرهنگ شيعه، حسيني طهراني، ص 15

[3]. همان، ص 75

[4]. همان، ص 71

[5]. كامل الزيارات، ابن قولويه قمي، ص 325

[6]. مريم: 7

[7]. بحارالانوار، مجلسي، ج 45، ص 211

[8]. ادب فناي مقربان، جوادي آملي، صص 89، 94، 95 و 100

[9]. ديوان اشعار، صائب، ج 2، ص 965

[10]. يادداشت‏هاي استاد مطهري، مطهري، ج 6، ص 89

[11]. اصول كافي، كليني، ج 3، ص 87

[12]. همان

[13]. همان، ج 2، ص 195

[14]. اصول كافي، ج 2، ص 93

[15]. بقره: 138

[16]. همان: 89

[17]. نحل: 16

[18]. اصول كافي، ج 2، ص 143

[19]. ادب فناي مقربان، ص 210

[20]. همان، ص 115

[21]. تحف‌العقول، حرّاني، ص 797

[22]. تولّي و تبرّي، وفا جعفری، صص 17 و 18

[23]. ادب فناي مقربان، ج 1، ص 59

[24]. تولّي و تبرّي، ص 20



منابع: مقالات پژوهشکده حج و زیارت
ارسال کننده: مدیر پورتال
 عضویت در کانال آموزش و فرهنگ اربعین

چاپ

برچسب ها اربعين، کربلا، حسين(ع)

مطالب مشابه


1
اربعین عطش‎‎های پرپر
کاروان خاطرات، بازگشته است از جایی که چهل روز گذشته است از ماتم‎های سرخ، از عطش‎های پرپر شده است
 1395/04/27
2
پژوهشی در اربعین حسینی(علیه السلام)
محسن رنجبر. حضور اهل بیت(علیهم السلام) در اولین اربعین شهادت امام حسین(علیه السلام) بر سر مزار آن حضرت در کربلا از مسائلی است که در قرون اخیر برخی محققان شیعه درباره آن تشکیک کرده اند. در مقابل، برخی دیگر از اندیشمندان، درصدد رد این تشکیک و اثبات اربعین اول شده اند. این نوشتار ابتدا به دلایل منکران اربعین اول پرداخته و در ادامه به پاسخ گویی آن ها می پردازد، سپس با استفاده از قراین و شواهد دیگر، دیدگاه موافقان اربعین اول را تأیید می کند.
 1395/04/27
3
تحقیقی در باره اربعین حسینی
مسئله اربعین سید الشهداء(علیه السلام) و این که آیا خاندان آن حضرت پس از رهایی از اسارت یزید قصد عزیمت به کربلا را داشته و نیز آیا توانسته اند در آن روز به زیارت آن مضجع شریف نایل آیند و مرقد مطهرش را زیارت کنند، از جمله مسائلی است که از دیرباز صاحب نظران در باره آن اختلاف نظر داشته و هریک با استشهاد به ادله تاریخی برای اثبات یا نفی آن تلاش کرده اند
 1395/04/27

نظرات


ارسال نظر


Arbaeentitr

 فعالیت ها و برنامه ها

 احادیث

 ادعیه و زیارات