ستاد مرکزی اربعین|کمیته فرهنگی، آموزشی

banner-img banner-img-en
logo

 ادبیات و پژوهش


مواجهه زائرانه

چاپ
باستان¬شناسان و مورّخان ادیان، اطلاعات مهمی را از میراث زائران و سنت و معنویت و آداب و ادبیات زیارت در فرهنگ‌ها و آیین‌های مختلف در دوران‌های گذشته، در اختیار ما می‌نهند. از مطالعات تطبیقی ـ تاریخی و پدیدارشناختی زیارت و زائری و مناسبت آن با دیانت و دینداری نیز چنین استنباط می‌شود که نسبت، رابطه یا مواجهة‌ زائرانه با اشیا با امر الوهی، قدسی و متعالی‌ ـ که هر سه از عناصر بنیادین تجربه‌های دینی هستند ـ سخت، استوار و درهم تنیده است.

هستی آدمی، تنها زیستگاه امر زیبا نیست؛ در لایه‌های درونی‌تر وجود او امور الوهی و قدسی نیز آشیانه دارد. به همین دلیل نیز انسان تنها در مواجهه با امر زیبا و مشاهده‌ هرآنچه که بهره‌ای از زیبایی ـ یا به مفهوم جامع‌تر از حسن ـ  داشته، احساس نشاط، انبساط، خرسندی و سرور نکرده است. امر مقدس، الوهی و متعالی نیز هستی او را برمی‌انگیخته است. هر اندازه آن یک را در بسط و هیجان و خیزش و رویش عواطف احساس کرده و زیسته‌ایم، این یک را در انبساط لایه‌های درونی‌تر روح، نشاط معنوی، تمرکز، تأمل، مراقبت و سلوک معنوی در اعمال، هم‌زیستی، هم‌سویی روح با ساحات و مراتب متعالي و سرمدی هستی، تجربه کرده‌ایم. انسان زيبايي­ها را دوست ‌دارد، لیکن گام از چنین دوستی و تجربه‌ای فراتر نهاده و خود دست به ابداع آثار زیبا زده است. اما تجربه آدمی از امر زیبا و سنت ذوقی و زیباشناختی‌ای که با چیزها برقرار می‌کند، به رغم خویشاوندی چنین نسبت و تجربتی با امر قدسی، از سنخ آن نیست. زندگی آدمی سرشار از تجربه‌ها و رابطه‌های زیباشناختی از طبیعت و هرآنچه بهره‌ای از زیبایی داشته، بوده است. زیبایی خیزش و خروش امواج دریا، لطافت و سپیدی شفاف شکوفه‌های درختان بادام در بهار، شکوه رنگارنگ و آرام بیشه­زارهای پاییزی، وقار پرواز بلند شاهین در آبی آسمان، تقابل استواری و فراز کوه با پستی و فرود دشت روح ما را برانگیخته است. اینها همه نسبت‌ها و تجربه‌های ذوقی زیباشناختی است که انسان با اشیا برقرار کرده است. ليكن اگر لحظه‌ای که محو مشاهده سپیدی شکوفه‌های شفاف و پرلطف درختي، در بهار هستیم، اعجازی، مکاشفه‌ای، اشراقی یا تجلی و تابشی،‌ تنها یک لحظه و در یک طرفة‌العین،‌ در همان مقام مشاهده و تماشای آن چیزی که به آن خیره شده‌ایم، به وقوع بپیوندد، و دیداری حاصل شود ناگهان نسبت تجربه و رابطه ما با واقعیتی که در منظر نگاه ما قرار گرفته است، دگرگون می‌شود و رابطه ما در سطحی دیگر به اهتزار درمی‌آید و احساس می‌کنیم که وارد مقام و منطقه‌ای الوهی، قدسی و متعالی‌تر شده‌ایم، آن لحظه و آن مکان و مقام نیز از آن پس،‌ برای ما حرمت و قداستي خاص پیدا می‌کند و خود را زائر پیشگاه واقعیتی می‌یابیم که بهره و فیضی از مراتب متعالی‌تر وجود یافته است.

تاریخ ادیان و تجربه‌های دینی و زندگی زائران سرشار از چنین مشاهدات، مکاشفات، نشئات و نفحات روحانی و جذوات نورانی بوده است. لحظه اشراق و مشاهدة وجه‌اللهی موسی7 در طور سینا به‌وقوع پیوست‌و‌حضرت مصطفی٩ در غار حرا و نمونه‌های مشابه دیگر، همه مؤید تجربه‌های روحانی و معنوی‌تر از نسبت زیباشناختی انسان با اشیاست.

در قرآن کریم آیات و اشاراتی در همین رابطه آمده است:

سُبحانَ الَّذي أَسرى‏ بِعَبدِهِ لَيلاً مِنَ المَسجِدِ الحَرامِ إِلَى المَسجِدِ الأَقصَى الَّذي بارَكنا حَولَهُ لِنُرِيَهُ مِن آياتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّميعُ البَصيرُ.[1]

پاک و منزه است خدايي که بنده‌اش را در يک شب از مسجد الحرام به مسجد الاقصي ـ که گرداگردش را پر برکت ساخته‌ايم ـ برد تا برخي از آيات خود را به او نشان دهيم، چرا که او شنوا و بيناست.

یا در سوره طه آمده است :

إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخلَع نَعلَيكَ إِنَّكَ بِالوادِ المُقَدَّسِ طُوىً .[2]

من پروردگار توام،‌کفش‌هايت را بيرون آر، که تو در سرزمين مقدس طوي هستي.

و در آیه دیگر چنین آمده است :

وَ كَذلِكَ أَعثَرنا عَلَيهِم لِيَعلَمُوا أَنَّ وَعدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ أَنَّ السَّاعَةَ لا رَيبَ فيها إِذ يَتَنازَعُونَ بَينَهُم أَمرَهُم فَقالُوا ابنُوا عَلَيهِم بُنياناً رَبُّهُم أَعلَمُ بِهِم قالَ الَّذينَ غَلَبُوا عَلى‏ أَمرِهِم لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيهِم مَسجِداً.[3]

و اينچنين مردم را متوجه حال آنها کرديم، تا بدانند که وعده خداوند (در مورد رستاخيز) حق است‌ و در پايان جهان و قيام قيامت شکي نيست، در آن هنگام که ميان خود درباره کار خويش نزاع داشتند، گروهي گفتند: «بنايي بر آنان بسازيد (تا براي هميشه از نظر پنهان شوند و از آنها سخن نگوييد که‌) پروردگارشان از وضع آنها آگاه‌تر است.» ولي آنها که از رازشان آگاهي يافتند (و آن را دليلي بر رستاخيز ديدند) گفتند‌: ما مسجدي در کنار (مدفن) آنها مي‌سازيم (تا خاطره آنان فراموش نشود).

و نیز در سوره بقره چنین آمده است:

وَلِلَّهِ المَشرِقُ وَ المَغرِبُ فَأَينَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَليمٌ. [4]

مشرق و مغرب از آن خداست. و به هر سو رو کنيد، خدا آنجاست، خداوند بي‌نياز و داناست.

این نگاه به عالم نگاه زائرانه است، نه آنکه هستی را کارگاه و موزه تاریخ و فرهنگ و مناظری برای تماشا و تفرج، بلکه جلوه حق تعالی و همة عرصه‌ها و زوایای آن، نقطه اتصال و مشاهده جمال می‌داند. اما زوایایی در این هستی و ملک وجود دارند که در آن تجربه‌های رحمانی در مشاهده جمال، جلال، کشف، شهود نورانی و روحانی صورت گرفته است، به همین جهت، قداستی دیگر یافته‌اند. لذا منطقه و موقعیتی قدسی می‌شوند و برایمان حرمت و روحانیت و قداست و کرامتی خاص پیدا می‌کند. در چنین اماکن و آستان‌هایی خود را زائر می‌یابیم که بهره و فیضی از مراتب متعالی‌تر وجود یافته است.[5]

با این حال، باید توجه داشت که مشتاقان کوی دوست و حریم یار گرچه برای این اماکن که متعلق به باریافتگان و مشاهدان رخ جمال دوست، خود قداست و تعالی یافته‌اند، اما در نهایت، توسعه نگاه رحمانی انسان نورانی از فیض حضور در این آستان‌ها، ادراک این امر است که همة جهان را در حضور او بیند، اگر چنین نگاه عمیق و نافذی یافت؛ به تعبیر مارتین بویر: «هر آنکس که جهان را در «او» می‌بیند در حضور اوست.»[6] و هر آنکس که در حضور اوست زائر است. از این روست که در آموزه‌های اسلامی، رهاورد سفر روحانی زیارت، حفظ و استمرار این درک و تجربه‌های والای حضور در حرم اولیاست که خود را وارد در حرمی وسیع‌تر و گسترده‌تر به فراخی همة جهان ببیند که همة عالم محضر خداست، این همان بیان ظریف و دقیق و زیبای کلام خداوندی است که می‌فرماید: «ولله المشرق و المغرب فاینما تولّوا فَثمَّ وجه الله...»

ولی مدنیت جدید، غربت غریبی برای انسان رقم زده است. انسان را بریده از جهان ملکوت و محصور در جهان ملک و ماده، سیاح و جهانگردی ساخته است که هر آنچه به او می‌نمایاند انسان بریده و مستقل و اصیل است، نه وجود ربطی محض او، لذا این تماشا و تفرّج، باری از او برنداشت و از تحیر او نکاسته، بلکه خستگی و عطشی از چنین دنیايي بر او افزوده است که چسبیدن به ارض و بریدن از سما و ملکوت رهاورد آن است. و صد افسوس که حتی پیروان بی‌بصیرت این فرایند نه تنها تلاش ندارند انسان جویای ملکوت و جمال سرمدی را به زائر و درک حضور مبدل سازند، بلکه در تلاشند با تکرار و تقلید از مشی و سازوکارهای سوداگران باخترزمین صرف نگاه اشتغال و رشد درآمد خالص و ناخالص با آلودن و خارج ساختن جوهره و هویت انسانی از خلوص و نورانیت، به ترویج فرهنگ توریسم و جهانگردی و سیاحتی مدرن بپردازند، ارزش و فرهنگي که از ارزش‌ها و فرهنگ نورانی اسلام، فرسنگ‌ها فاصله دارد. این بدان معنا نیست که نفس سفر و سیاحت امری مذموم است. اما آنچه امروز به عنوان فرهنگ توریسم تبلیغ و ترویج می‌گردد، صرف نگاه سوداگرایانه و بدیل‌سازی برای یک نیاز واقعی و زیباشناختی قدسی انسانی است، که مبتنی بر فرهنگ انسان­مداری، بریده و منقطع است نه انسان نورانی که خود را ربط محض و همه عالم و هستی را در محضر ربوبی و زیارت را فرهنگی برای تذکار و یادآوری و حضور در محضر و قدسی ربویی بداند. این است که برون‌داد و رهاورد سیاحت و توریسم صرفاً نگاه اقتصادی و سوداگری است و فرهنگ زیارت، رهیافت خلق و آفرینش و تربیت انسان قدسی و الهی که به زائر تعبیر می‌شود که اتصال به ملکوت و یادآوری پیمان و میثاق ازلی و به اعتباری مواجهه با خداوند و خود را در محضر او یافتن است.

و صد افسوس که شیفتگان مدنیت غرب، حتي عتبه‌بوسان و مشتاقان حضور در حریم قدسی رضوی را نیز توریست معرفی می‌کنند و خوبانشان در نهایت لطف به آن توریسم فرهنگی[7] و گردشگر مذهبي[8] نام می‌نهند !!

 

1. اسراء، 1.

1. طه،‌ 12.

2. کهف، 21.                                                                                                                

3.  بقره، 115.

1. ر.ک: حكمت الله ملاصالحي، انسان،‌ فرهنگ و سنت.

2. مارتين بوير، من و تو، ترجمه ابوتراب سهراب و الهام عطاردي، ص 138.

1. ر.ک: مطبوعات،‌ مصاحبه و آمارهای ارائه شده از سوی دولت در سال‌ها و دوره‌هاي مختلف.

2. به تابلوهاي تبليغاتي در ورودي شهرهاي مذهبي مثل شهر مقدس قم بنگريد.



منابع: .
ارسال کننده: مدیر پورتال
 عضویت در کانال آموزش و فرهنگ اربعین

چاپ

برچسب ها مواجهه زائرانه سایت الاربعین

مطالب مشابه


1
اربعین عطش‎‎های پرپر
کاروان خاطرات، بازگشته است از جایی که چهل روز گذشته است از ماتم‎های سرخ، از عطش‎های پرپر شده است
 1395/04/27
2
پژوهشی در اربعین حسینی(علیه السلام)
محسن رنجبر. حضور اهل بیت(علیهم السلام) در اولین اربعین شهادت امام حسین(علیه السلام) بر سر مزار آن حضرت در کربلا از مسائلی است که در قرون اخیر برخی محققان شیعه درباره آن تشکیک کرده اند. در مقابل، برخی دیگر از اندیشمندان، درصدد رد این تشکیک و اثبات اربعین اول شده اند. این نوشتار ابتدا به دلایل منکران اربعین اول پرداخته و در ادامه به پاسخ گویی آن ها می پردازد، سپس با استفاده از قراین و شواهد دیگر، دیدگاه موافقان اربعین اول را تأیید می کند.
 1395/04/27
3
تحقیقی در باره اربعین حسینی
مسئله اربعین سید الشهداء(علیه السلام) و این که آیا خاندان آن حضرت پس از رهایی از اسارت یزید قصد عزیمت به کربلا را داشته و نیز آیا توانسته اند در آن روز به زیارت آن مضجع شریف نایل آیند و مرقد مطهرش را زیارت کنند، از جمله مسائلی است که از دیرباز صاحب نظران در باره آن اختلاف نظر داشته و هریک با استشهاد به ادله تاریخی برای اثبات یا نفی آن تلاش کرده اند
 1395/04/27

نظرات


ارسال نظر


Arbaeentitr

 فعالیت ها و برنامه ها

 احادیث

 ادعیه و زیارات