ستاد مرکزی اربعین|کمیته فرهنگی، آموزشی

banner-img banner-img-en
logo

 ادبیات و پژوهش


دليل بزرگداشت اربعين چيست؟

چاپ
اعتبار اربعين امام حسين(ع) از گذشته، ميان شيعه و در تقويم تاريخي وفاداران به امام حسين(ع) شناخته شده بوده است؛ سنتي که تا به امروز در کربلاي عراق با قوت برپاست و هر ساله شاهديم که ميليون ها شيعه، از همه جاي دنيا در اين روز بر سر مزار امام حسين(ع) گرد مي آيند و به عزاداري مي پردازند. سئوال اين است که دليل و يا دلايل بزرگداشت سيدالشهداء(ع) در اين روز چيست؟ آيا «اربعين» ريشه در مستندات روايي و تاريخي ما دارد؟

اعتبار اربعين امام حسين(ع) از گذشته، ميان شيعه و در تقويم تاريخي وفاداران به امام حسين(ع) شناخته شده بوده است؛ سنتي که تا به امروز در کربلاي عراق با قوت برپاست و هر ساله شاهديم که ميليون ها شيعه، از همه جاي دنيا در اين روز بر سر مزار امام حسين(ع) گرد مي آيند و به عزاداري مي پردازند. سئوال اين است که دليل و يا دلايل بزرگداشت سيدالشهداء(ع) در اين روز چيست؟ آيا «اربعين» ريشه در مستندات روايي و تاريخي ما دارد؟

درآمد

کتاب «مصباح المتهجد» شيخ طوسي که حاصل گزينش دقيق و انتخاب معقول شيخ طوسي است، از روايات فراوان درباره تقويم مورد نظر شيعه درباره ايام سوگ و شادي و دعا و روزه و عبادت است، ذيل ماه «صفر» مي نويسد: نخستين روز اين ماه(از سال 121)، روز کشته شدن زيد بن علي بن الحسين است. روز بيستم صفر يعني اربعين زماني است که حرم امام حسين(ع) يعني کاروان اسرا، از شام به مدينه بازگشتند و روزي است که جابر بن عبدالله انصاري، صحابي رسول خدا(ص)، از مدينه به کربلا رسيد تا به زيارت قبر امام حسين(ع) بشتابد و او نخستين کسي است که قبر آن حضرت را زيارت کرد. در اين روز، زيارت امام حسين(ع) مستحب است و اين زيارت، همانا خواندن زيارت اربعين است. وي سپس متن زيارت اربعين را با سند به نقل از حضرت امام صادق(ع) آورده است: «السلام علي ولي الله و حبيبه، السلام علي خليل الله و نجيبه، السلام علي صفي الله و ابن صفيه...».

اين مطلبي است که شيخ طوسي، عالم فرهيخته و معتبر و معقول شيعه در قرن پنجم، درباره اربعين آورده است. طبعا براساس اعتباري که اين روز ميان شيعيان داشته است، از همان آغاز که تاريخش معلوم نيست، شيعيان به حرمت آن، زيارت اربعين مي خوانده اند و اگر مي توانستند مانند جابر بر مزار امام حسين(ع) گرد آمده و آن امام را زيارت مي کردند. اين سنت تا به امروز در عراق با قوت برپاست و هر ساله شاهديم که ميليون ها شيعه در اين روز بر سر مزار امام حسين(ع) جمع مي شوند.

در اينجا و در ارتباط با اربعين، چند نکته را بايد توضيح داد:

1. عدد چهل

نخستين مسأله اي که در ارتباط با «اربعين» جلب توجه مي کند، تعبير اربعين در متون ديني است. ابتدا بايد نکته اي را به عنوان مقدمه يادآور شويم:

اصولا بايد توجه داشت که در نگرش صحيح ديني، اعداد به لحاظ عدد بودن نقش خاصي، در القاي معنا و منظوري خاص ندارند؛ به اين صورت که کسي نمي تواند به صرف اينکه در فلان مورد يا موارد، عدد هفت يا دوازده يا چهل يا هفتاد به کار رفته، استنباط و استنتاج خاصي داشته باشد. اين يادآوري، از آن رواست که برخي از فرقه هاي مذهبي، به ويژه آنها که تمايلات «باطني گري» داشته يا دارند و گاه و بيگاه خود را به شيعه نيز منسوب مي کرده اند، و نيز برخي از شبه فيلسوفان، متأثر از انديشه اي درباره اعداد يا نوع حروف بوده و هستند.

در واقع بسياري از اعدادي که در نقلهاي ديني آمده مي تواند براساس يک محاسبه الهي باشد، اما اينکه اين عدد در موارد ديگري هم کابرد دارد و بدون يک مستند ديني مي توان از آن در ساير موارد استفاده کرد، قابل قبول نيست. به عنوان نمونه، دهها مورد در کتابهاي دعا، عدد «صد» به کار رفته که مثلاً فلان ذکر را صد مرتبه بگوييد، اما اين دليل بر تقدس عدد صد به عنوان صد نمي شود. همين طور ساير اعداد طي روزگاران، صورت تقدس به خود گرفته، گاه سوء استفاده هايي هم از آنها مي شود. تنها چيزي که درباره برخي از اين اعداد مي شود گفت، آن است که آن اعداد معين نشانه کثرت است. به عنوان مثال، درباره هفت چنين اظهار نظري شده است. بيش از اين هر چه گفته شود، نمي توان به عنوان يک استدلال به آن نظر کرد.

مرحوم اربلي ، از علماي بزرگ اماميه ، در کتاب کشف الغمه في معرفة الائمة در برابر کساني که به تقدس عدد دوازده و برج هاي دوازده گانه براي اثبات امامت ائمه اطهار(ع) استناد کرده اند اظهار مي دارد، اين مسأله نمي تواند چيزي را ثابت کند؛ چرا که اگر چنين باشد، اسماعيليان يا هفت امامي ها، مي توانند دهها شاهد مثل هفت آسمان ارائه دهند که عدد هفت مقدس است ، کما اين که اين کار را کرده اند.

2. عدد «اربعين» در متون ديني

يکي از تعبيرهاي رايج عددي، تعبير «اربعين» است که در بسياري از موارد به کار مي رود؛ يک نمونه آن اين است که سن رسول خدا(ص) در زمان بعثت، چهل بوده است. گفته مي شود که عدد چهل در سن و سال انسان ها، نشانه بلوغ و رشد فکري است؛ گرچه گفتني است، برخي از انبيا در سنين کودکي به نبوت رسيده اند. از ابن عباس، به نقل از پيامبر(ص ) نقل شده که اگر کسي چهل ساله شد و خيرش بر شرش غلبه نکرد، آماده رفتن به جهنم باشد.[1] در نقلي آمده است که ، مردمان طالب دنيايند تا چهل سالشان شود، پس از آن در پي آخرت خواهند رفت.[2]

در قرآن آمده است که «ميقات» موسي با پروردگارش در چهل روز حاصل شد؛ «وَ وَاعَدْنَا مُوسَي ثَلاثِينَ لَيلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيلَةً».[3] در نقل است که، حضرت آدم چهل شبانه روز بر روي کوه صفا در حال سجده بود.[4] درباره بني اسرائيل هم آمده که براي استجابت دعاي خود چهل شبانه روز ناله و ضجه مي کردند.[5]

اعتبار حفظ چهل حديث که در روايات فراوان ديگر آمده، سبب تأليف صدها اثر با عنوان «اربعين» با انتخاب چهل حديث و شرح و بسط آنها شده است. در اين نقل ها از پيامبر اسلام(ص) آمده که اگر کسي از امت من، چهل حديث حفظ کند که در امر دينيش از آنها بهره ببرد، خداوند در روز قيامت او را فقيه و عالم محشور خواهد کرد.[6]

در نقل ديگري آمده است که اميرمومنان(ع) فرمودند: اگر چهل مرد با من بيعت مي کردند، در برابر دشمنانم مي ايستادم.[7] مرحوم کفعمي نوشته است: زمين هيچ گاه از يک قطب، چهار نفر از اوتاد و چهل نفر از ابدال و هفتاد نفر نجيب، خالي نمي شود.[8] درباره نطفه هم تصور بر اين بوده که بعد از چهل روز علقه مي شود. همين عدد در تحولات بعدي علقه به مضغه تا زمان تولد، در نقل هاي کهن به کار رفته، گويي که عدد چهل مبدأ يک تحول دانسته شده است.

در نقلي از پيامبر گرامي اسلام(ص) آمده است که اگر کسي چهل روز خالص براي خدا باشد، خداوند حکمت را از قلبش بر زبانش جاري مي کند؛ «مَنْ أَخْلَصَ لِلَّهِ أَرْبَعِينَ يوْماً فَجَّرَ اللَّهُ ينَابِيعَ الْحِکْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَي لِسَانِهِ».[9] روايات به اين مضمومن فراوان وجود دارد. چله نشيني برخي از فرقه ها، درست يا غلط ، از همين باب بوده است . علامه مجلسي در بحارالانوار در اين باره که برگرفتن چله نشيني از حديث مزبور نادرست است ، به تفصيل سخن گفته است .

در روايت است کسي که چهل روز گوشت نخورد، خلقش تند مي شود. نيز در روايت است، کسي که چهل روز طعام حلال بخورد، خداوند قلبش را نوراني مي کند. نيز در روايت است، کسي که شرابخواري کند، نمازش تا چهل روز قبول نمي شود. و نيز رسول خدا(ص) فرمود: کسي که لقمه حرامي بخورد، تا چهل روز دعايش مستجاب نمي شود.[10]

اينها تنها نمونه اي از نقل هاي بسياري بود که عدد «اربعين» در آنها به کار رفته است.

3. اربعين امام حسين(ع )

بايد ديد در کهن ترين متون مذهبي ما، از «اربعين » چگونه ياد شده است . به عبارت ديگر دليل برزگداشت اربعين چيست ؟ چنان که در آغاز اشاره شد ، مهمترين نکته درباره اربعين ، روايت امام حسن عسکري(ع ) است . که فرموده است: نشانه هاي مؤمن پنج چيز است : 1.خواندن پنجاه و يک رکعت نماز(17 رکعت نماز واجب + 11 نماز شب + 23نوافل ) 2. زيارت اربعين 3. انگشتري در دست راست 4.وجود آثار سجده بر پيشاني 5. بلند خواندن «بسم الله»در نماز.

اين حديث تنها مدرک معتبري است که جداي از خود زيارت اربعين که در منابع دعايي آمده ، به اربعين امام حسين(ع ) و بزرگداشت آن روز تصريح کرده است .

اما اين که منشأ اربعين چيست ، بايد گفت ، در منابع به اين روز، به دو اعتبار نگريسته شده است : نخست، روزي است که اسراي کربلا از شام به مدينه مراجعت کردند. دوم، روزي است که جابر بن عبدالله انصاري ، صحابي پيامبر خدا(ص ) از مدينه به کربلا وارد شد تا قبر حضرت اباعبدالله الحسين(ع ) را زيارت کند. شيخ مفيد در«مسار الشيعه» که در ايام مواليد و وفيات ائمه اطهار (عليهم السلام) است ، اشاره به روز اربعين کرده و نوشته است : اين روزي است که حرم امام حسين(ع )، از شام به سوي مدينه مراجعت کردند. نيز روزي است که جابر بن عبدالله براي زيارت امام حسين(ع ) وارد کربلا شد.

کهن ترين کتاب دعايي مفصل موجود، کتاب «مصباح المتهجّد» شيخ طوسي ازشاگردان شيخ مفيد است که ايشان هم همين مطلب را آورده است . شيخ طوسي پس از ياد از اين که روز نخست ماه صفر، روز شهادت زيد بن علي بن الحسين(ع ) و روز سوم ماه صفر، روز آتش زدن کعبه توسط سپاه شام در سال 64 هجري است ، مي نويسد: بيستم ماه صفر(چهل روز پس از حادثه کربلا) روزي است که حرم سيد ما اباعبدالله الحسين(ع) از شام به مدينه مراجعت کرد و نيز روزي است که جابر بن عبدالله انصاري ، صحابي رسول خدا(ص ) ازمدينه وارد کربلا شد تا قبر حضرت را زيارت کند. او نخستين کس از مردمان بود که امام حسين(ع ) را زيارت کرد. در چنين روزي زيارت آن حضرت مستحب است و آن زيارت اربعين است.[11] در همانجا آمده است که وقت خواندن زيارت اربعين ، هنگامي است که روز بالا آمده است .

در کتاب «نزهة الزاهد» هم که در قرن ششم هجري تأليف شده ، آمده است : در بيستم اين ماه بود که حرم محترم حسين(ع) از شام به مدينه آمدند.[12] همين طور در ترجمه فارسي «الفتوح ابن اعثم» و کتاب مصباح کفعمي که از متون دعايي بسيار مهم قرن نهم هجري است اين مطلب آمده است.[13] برخي استظهار کرده اند که عبارت شيخ مفيد و شيخ طوسي ، بر آن است که روز اربعين ، روزي است که اسرا از شام به مقصد مدينه خارج شدند، نه آن که در آن روز به مدينه رسيدند.[14] به هرروي ، زيارت اربعين از زيارت هاي مورد وثوق امام حسين(ع ) است که از لحاظ معنا و مفهوم قابل توجه است .

4. بازگشت اسيران به مدينه يا کربلا

اشاره شد که شيخ طوسي ، بيستم صفر يا اربعين را، زمان بازگشت اسراي کربلا از شام به مدينه دانسته است . بايد افزود که نقلي ديگر، اربعين را، زمان بازگشت اسرا از شام به «کربلا» مي داند. تا اينجا، از لحاظ منابع کهن ، بايد گفت اعتبار سخن نخست بيش از سخن دوم است . با اين حال ، علامه مجلسي پس از نقل هر دو، اظهار مي دارد: احتمال صحت هردوي اينها(به لحاظ زماني) بعيد مي نمايد.[15] ايشان اين ترديد را در کتاب دعايي خود، «زاد المعاد»، هم عنوان کرده است . با اين حال ، در متون بالنسبه قديمي ، مانند «لهوف» و «مثيرالاحزان» آمده است که اربعين ، مربوط به زمان بازگشت اسرا، از شام به کربلاست . اسيران ، از راهنمايان خواستند تا آنها را از کربلا عبور دهند.

بايد توجه داشت که اين دو کتاب ، در عين حال که مطالب مفيدي دارند، ازجهاتي ، اخبار ضعيف و داستاني هم دارند که براي شناخت آنها بايد با متون کهن تر مقايسه شده و اخبار آنها ارزيابي گردد. اين نکته را هم بايد افزود، منابعي که پس از لهوف ، به نقل از آن کتاب اين خبر را نقل کرده اند، نبايد به عنوان منابعي مستند و مستقل ، ياد شوند؛ کتاب هايي مانند «حبيب السير» که به نقل از آن منابع، خبر بازگشت اسرا را به کربلا آورده اند، نمي توانند مورد استناد قرار گيرند.[16]

در اينجا مناسب است دو نقل را در باره تاريخ ورود اسرا به دمشق ياد کنيم . نخست نقل ابوريحان بيروني، که نوشته است : در نخستين روز ماه صفر «أدخل رأس الحسين (عليه السلام) مدينة دمشق ، فوضعه يزيد (لعنة الله) بين يديه و نقر ثناياه بقضيب کان في يده و هو يقول :

لست من خندف ان لم أنتقم

من بني أحمد، ما کان فَعَل

ليت َ أشياخي ببدرٍ شهدوا

جَزَع الخزرج من وقع الاسل

فأهلّوا و استهلّوا فرحا

ثم قالوا: يا يزيد لاتشل

قد قتلنا القرن من أشياخهم

و عدلناه ببدر، فاعتدل»[17]

بيروني، روز اول ماه صفر را روزي مي داند که سر امام حسين(ع) عليه السلام را وارد دمشق کرده و يزيد هم در حالي که اشعار ابن زبعري را مي خواند و بيتي هم بر آن افزوده بود، با چوبي که در دست داشت بر لبان مبارک امام حسين(ع) مي زد.

دوم سخن عماد الدين طبري در «کامل بهائي» است که رسيدن اسرا به دمشق را در 16 ربيع الاول يعني 66 روز پس از عاشورا مي داند؛ که اين نقل طبيعي تر مي نمايد.

5. ميرزا حسين نوري و اربعين

علامه ميرزا حسين نوري از علماي برجسته شيعه ، و صاحب کتاب «مستدرک الوسائل» در کتاب «لؤلؤ و مرجان در آداب اهل منبر» به نقد و ارزيابي برخي ازروضه ها و نقل هايي پرداخته که به مرور در جامعه شيعه رواج يافته و به نظر وي از اساس ، نادرست بوده است . ظاهراً وي در دوره اخير، نخستين کسي است که به نقد اين روايت پرداخته و دلايل متعددي در نادرستي آن اقامه کرده است. ايشان اين عبارت سيد بن طاوس در لهوف را نقل نموده که اسرا در بازگشت از شام ، از راهنماي خود خواستند تا آنها را به کربلا ببرد؛ و سپس به نقد آن پرداخته است.[18]

داستان از اين قرار است که سيد بن طاوس در «لهوف»، خبر بازگشت اسراء را به کربلا در اربعين، نقل کرده است . در آنجا منبع اين خبر گزارش نشده و گفته مي شود که وي در اين کتاب، مشهورات ميان شيعه را که در مجالس سوگواري بوده ، مطرح کرده است . اما همين سيد بن طاوس در «اقبال الاعمال» با اشاره به اين که شيخ طوسي در مصباح مي گويد اسرار روز اربعين از شام به سوي مدينه حرکت کردند و خبر نقل شده در غير آن، که بازگشت آنان را در اربعين به کربلا دانسته اند، مورد ترديد قرار مي دهد. ترديد او از اين ناحيه است که ابن زياد مدتي اسراء را در کوفه نگه داشت. با توجه به اين مطلب و زماني که در اين نگه داشتن صرف شده و زماني که در مسير رفت به شام و اقامت يک ماهه در آنجا و بازگشت مورد نياز است ، بعيد است که آنان در اربعين به مدينه يا کربلا رسيده باشند. ابن طاوس مي گويد: اين که اجازه بازگشت به کربلا به آنها داده باشد، ممکن است ، اما نمي توانسته در اربعين باشد. در خبر مربوط به بازگشت آنان به کربلا گفته شده است که همزمان با ورود جابر به کربلا بوده و با او برخورد کرده اند. ابن طاوس در اين که جابر هم روز اربعين به کربلا رسيده باشد، ترديد مي کند.[19]

اين ممکن است که ابن طاوس لهوف را در جواني و اقبال را در دوران بلوغ فکري تأليف کرده باشد. در عين حال ممکن است دليل آن اين باشد که آن کتاب را براي محافل روضه خواني و اين اثر را به عنوان يک اثر علمي نوشته باشد. دليلي ندارد که ما ترديد هاي او را در آمدن جابر به کربلا در روز اربعين بپذيريم. به نظر مي رسد منطقي ترين چيزي که براي اعتبار اربعين در دست است همين زيارت جابر در نخستين اربعين به عنوان اولين زاير است.

اما درباره اعتبار اربعين در بازگشت اسرا به کربلا، توجه به اين نکته نيز اهميت دارد که شيخ مفيد در کتاب مهم خود در باب زندگي امامان و در بخش ويژه امام حسين(ع) از کتاب «ارشاد»، در خبر بازگشت اسرا، هرگز اشاره اي به بازگشت اسرا به عراق، ندارد. همين طور ابومخنف راوي مهم شيعه، هم اشاره اي در «مقتل الحسين» خود به اين مطلب ندارد. در منابع کهن تاريخ کربلا هم مانند «انساب الاشراف»، «اخبارالطوال» ، و «طبقات الکبري» اثري از اين خبرديده نمي شود. روشن است که حذف عمدي آن معنا ندارد؛ زيرا براي چنين حذف و تحريفي ، دليلي وجود ندارد.

خبر زيارت جابر، درکتاب «بشارة المصطفي» آمده ، اما به ملاقات وي با اسرا اشاره اي نشده است . مرحوم حاج شيخ عباس قمي هم ، به تبع استاد خود محدث نوري ، داستان آمدن اسراي کربلا را در اربعين از شام به کربلا، نادرست دانسته است.[20] در دهه هاي اخير، مرحوم محمد ابراهيم آيتي هم در کتاب «بررسي تاريخ عاشورا» بازگشت اسرا را به کربلا انکار کرده است؛[21] همين طور استاد شهيد مطهري که متأثر از مرحوم آيتي است. اما اين جماعت يک مخالف جدي دارند که شهيد قاضي طباطبائي است.

6. شهيد قاضي طباطبائي و اربعين

شهيد محراب مرحوم آيت الله حاج سيد محمدعلي قاضي طباطبائي (رحمت الله عليه )، کتاب مفصلي با نام «تحقيق درباره اولين اربعين حضرت سيدالشهداء» درباره اربعين نوشته که اخيراً هم به شکل تازه و زيبايي چاپ شده است. هدف ايشان از نگارش اين اثر آن بود تا ثابت کند، آمدن اسرا از شام به کربلا، در نخستين اربعين ، بعيد نيست . اين کتاب مشتمل بر تحقيقات حاشيه اي فراواني در باره کربلاست که بسيار مفيد و جالب است . اما به نظر مي رسد در اثبات نکته مورد نظر با همه زحمتي که مؤلف محترم کشيده، چندان موفّق نبوده است .

ايشان در باره اين اشکال که امکان ندارد اسرا ظرف چهل روز از کربلا به کوفه ، و از آنجا به شام و سپس از شام به کربلا بازگشته باشند، هفده نمونه از مسافرت ها ومسيرها و زمان هايي که براي اين راه در تاريخ آمده را به تفصيل نقل کرده است. دراين نمونه ها آمده که مسير کوفه تا شام و به عکس، از يک هفته تا ده، دوازده روز طي مي شده؛ بنابر اين ، ممکن است که در چهل روز، چنين مسير رفت و برگشتي طي شده باشد. اگر سخن ابوريحان بيروني هم درست باشد که سر امام حسين(ع ) روز اول ماه صفر وارد دمشق شده، مي توان اظهار کرد که بيست روز بعد، اسرا مي توانستند در کربلا باشند.

بايد به اجمال گفت : بر فرض که طي اين مسير براي يک کاروان ، در چنين زمان کوتاهي ، با آن همه زن و بچه ممکن باشد، بايد توجه داشت که آيا اصل اين خبر در کتاب هاي معتبر تاريخ آمده است يا نه ؟ تا آنجا که مي دانيم ، نقل اين خبر در منابع تاريخي ، از قرن هفتم به آن سوي، تجاوز نمي کند! به علاوه ، علماي بزرگ شيعه ، مانند شيخ مفيد و شيخ طوسي ، نه تنها به آن اشاره نکرده اند، بلکه به عکس ِ آن تصريح کرده و نوشته اند: روز اربعين روزي است که حرم امام حسين(ع ) وارد مدينه شده يا از شام به سوي مدينه خارج شدند.

آنچه مي ماند اين است که نخستين زيارت امام حسين(ع ) در نخستين اربعين، توسط جابر بن عبدالله انصاري صورت گرفته است و از آن پس ائمه اطهار(عليهم السلام) که از هر فرصتي براي رواج زيارت امام حسين(ع ) بهره مي گرفتند، آن روز را که نخستين زيارت در آن انجام شده ، به عنوان روزي که زيارت امام حسين(ع ) در آن مستحب است ، اعلام فرمودند.

متن زيارت اربعين هم ازسوي حضرت صادق(ع) انشاء شده و با داشتن مضاميني عالي ، شيعيان را از زيارت حضرت در اين روز برخوردار مي کند. اهميت خواندن زيارت اربعين تاجايي است که از علائم شيعه دانسته شده است ، درست آن گونه که بلند خواندن بسم الله در نماز و خواندن پنجاه و يک رکعت نماز در شبانه روز در روايات بي شماري ، از علائم شيعه بودن عنوان شده است .

زيارت اربعين در «مصباح المتهجد» شيخ طوسي و نيز «تهذيب الاحکام» وي به نقل از صفوان بن مهران جمال آمده است . وي گفت که مولايم صادق(ع ) فرمود: زيارت اربعين که بايد وقت برآمدن روز خوانده شود چنين است... .[22] اين زيارت ، به جهاتي مشابه برخي از زيارات ديگر است ، اما از آن روي که مشتمل بر برخي از تعابير جالب در زمينه هدف امام حسين(ع) از اين قيام است ، داراي اهميت ويژه مي باشد. در بخشي از اين زيارت در باره هدف امام حسين (ع ) از اين نهضت آمده است : «... و بذل مهجته فيک ليستنقذ عبادک من الجهالة و حيرة الضلالة ... و قد توازر عليه من غرّته الدنيا و باع حظّه بالارذل الادني ؛ خدايا، امام حسين(ع ) همه چيزش را براي نجات بندگانت از نابخردي و سرگشتگي و ضلالت در راه تو داده، در حالي که مشتي فريب خورده، که انسانيت خود را به دنياي پست فروخته اند، بر ضد وي شوريده، آن حضرت را به شهادت رساندند.»

دو نکته کوتاه

الف) آن که برخي از رواياتي که در باب زيارت امام حسين(ع ) در کتاب «کامل الزيارات» ابن قولويه آمده، گريه چهل روزه آسمان و زمين و خورشيد و ملائکه را بر امام حسين(ع )، يادآور شده است.[23]

ب) ابن طاوس يک اشکال تاريخي نسبت به اربعين بودن روز بيستم صفر مطرح کرده و آن اين که اگر امام حسين(ع ) روز دهم محرم به شهادت رسيده باشد، اربعين آن حضرت نوزدهم صفر مي شود نه بيستم . در پاسخ گفته شده است، به احتمال ماه محرمي که در دهم آن امام حسين(ع ) به شهادت رسيده ، بيست و نه روز بوده است . اگر ماه کامل بوده ، بايد گفت که روز شهادت را به شمارش نياورده اند.[24]

منابع

  1. الآثار الباقية عن القرون الخاليه، ابوريحان بيروني خوارزمي، بيروت، دارصادر، بي‌تا.
  2. الاحتجاج، ابومنصور احمد بن علي طبرسي، حقيق سيد محمد باقر خرسان، نجف، دارالنعمان، 1386ق.
  3. ارشاد القلوب المنجمي من عمل به من اليم العقاب: حسن بن محمد الديلمي (م.841ق.)، قم، الشريف الرضي، 1412ق.
  4. الاقبال بالاعمال الحسنة فيا يعمل مرة في السنه، سيد ابن طاووس، حقيق جواد قيومي اصفهاني، قم، مکتب الاعلام الاسلامي، چاپ اول 1416 ق.
  5. بحارالانوار، محمد باقر مجلسي، بيروت، مؤسسة الوفاء، چاپ دوم، 1403ق.
  6. بررسي تاريخ عاشورا، محمد ابراهيم آيتي، به کوشش مهدي انصاري، قم، مؤسسه انتشاراتي امام عصر (عج)، 1383.
  7. تحقيق دربارة اول اربعين حضرت سيدالشهداء (ع)، سيد محمد علي قاضي طباطبايي، قم، بنياد علمي و فرهنگي شهيد آيت الله قاضي طباطبائي، چاپ سوم، 1368.
  8. تهذيب الاحکام، ابوجعفر محمد بن حسن طوسي، تحقيق حسن موسوي خرسان، تهران، دارالکتب الاسلامية، چاپ چهارم، 1365.
  9. الدمع السجوم (ترجمة نفس المهموم)، شيخ عباس قمي، ترجمه شعراني، تهران، اسلاميه، 1374ق.
  10. الفتوح، ابن اعثم کوفي، تحقيق علي شيري، بيروت، دارالاضواء، 1411ق.
  11. چشم اندازي به تحريفات عاشورا (لؤلؤ و مرجان)، ميرزا حسين نوري طبرسي، تحقيق مصطفي درايتي، قم، انتشارات احمد مطهري، چاپ اول، 1379.
  12. مجموعه ورام: ابن ابي‌الفراس (م.605ق.)، تهران، دار الکتب الاسلاميه، بي تا.
  13. مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل: حسين نوري (م.1320ق.)، قم، موسسه آل البيت لاحياء التراث، 1408ق.
  14. مصباح المتهجد، ابوجعفر محمد بن حسن طوسي، بيروت، مؤسسة فقه الشيعه، 1411ق.
  15. منتهي الآمال، شيخ عباس قمي، تحقيق ناصر باقري بيدهندي، قم، نشر دليل، چاپ اول، 1379.
  16. نزهة الزاهد، به کوشش رسول جعفريان، تهران، اهل قلم، 1376.
 

[1]. ارشادالقلوب، حسن بن محمد الدیلمی، ج 1، ص 185، باب 51.

[2]. مجموعه ورام ، ابن ابی‌الفراس، ص 35.

[3]. اعراف: 142.

[4]. مستدرک وسائل، حسین نوری، ج 9، ص 329.

[5]. مستدرک وسائل، ج 5، ص 239.

[6]. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 2، ص 53، ح 3.

[7]. الاحتجاج، ابومنصور الطبرسی، ص84.

[8]. بحار الانوار، ج 53، ص 200.

[9]. بحار الأنوار، ج 67، ص: 213.

[10]. مستدرک وسائل، ج 5، ص 217.

[11]. مصباح المتهجد، شیخ طوسی، ص 787.

[12]. نزهة الزاهد، به کوشش رسول جعفریان، ص 241.

[13]. الفتوح، ابن اعثم الکوفی، تصحیح مجد طباطبائی ، ص 916.

[14]. لؤلؤ و مرجان، حسین نوری، ص 154.

[15]. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 101، ص 334 335.

[16]. دمع السجوم ترجمه نفس المهموم، ابوالحسن شعرانی، ص 269.

[17]. الاثار الباقیه، ابوریحان بیرونی، ص 422.

[18]. لؤلؤ و مرجان ، ص 152.

[19]. اقبال الاعمال، سیدبن طاووس، ج 3، ص 101.

[20]. منتهی الامال، شیخ عباس قمی، ج 1، صص 817 و 818.

[21]. بررسی تاریخ عاشورا، محمد ابراهیم آیتی، صص 148 و 149.

[22]. مصباح المتهجد، ص 788 و تهذیب الاحکام ، شیخ طوسی، ج 6، ص 113.

[23]. اربعین شهید قاضی، ص 386.

[24]. بحار الانوار، علامه مجلسی، ج 98، ص 335.



منابع: معارف، بهمن 1388، شماره 73، بنقل از پژوهشگاه حج و زیارت
ارسال کننده: مدیر پورتال
 عضویت در کانال آموزش و فرهنگ اربعین

چاپ

برچسب ها اربعین، کاروان حسینی، اربعین، امام حسین، حضرت زینب، امام سجاد

مطالب مشابه


1
اربعین عطش‎‎های پرپر
کاروان خاطرات، بازگشته است از جایی که چهل روز گذشته است از ماتم‎های سرخ، از عطش‎های پرپر شده است
 1395/04/27
2
پژوهشی در اربعین حسینی(علیه السلام)
محسن رنجبر. حضور اهل بیت(علیهم السلام) در اولین اربعین شهادت امام حسین(علیه السلام) بر سر مزار آن حضرت در کربلا از مسائلی است که در قرون اخیر برخی محققان شیعه درباره آن تشکیک کرده اند. در مقابل، برخی دیگر از اندیشمندان، درصدد رد این تشکیک و اثبات اربعین اول شده اند. این نوشتار ابتدا به دلایل منکران اربعین اول پرداخته و در ادامه به پاسخ گویی آن ها می پردازد، سپس با استفاده از قراین و شواهد دیگر، دیدگاه موافقان اربعین اول را تأیید می کند.
 1395/04/27
3
تحقیقی در باره اربعین حسینی
مسئله اربعین سید الشهداء(علیه السلام) و این که آیا خاندان آن حضرت پس از رهایی از اسارت یزید قصد عزیمت به کربلا را داشته و نیز آیا توانسته اند در آن روز به زیارت آن مضجع شریف نایل آیند و مرقد مطهرش را زیارت کنند، از جمله مسائلی است که از دیرباز صاحب نظران در باره آن اختلاف نظر داشته و هریک با استشهاد به ادله تاریخی برای اثبات یا نفی آن تلاش کرده اند
 1395/04/27

نظرات


ارسال نظر


Arbaeentitr

 فعالیت ها و برنامه ها

 احادیث

 ادعیه و زیارات