ستاد مرکزی اربعین|کمیته فرهنگی، آموزشی

banner-img banner-img-en
logo

 ادبیات و پژوهش


ضرورت بحث اربعين

چاپ
يکي از مهم ترين راه هاي مبارزه با تحريف و دروغ پردازي در بيان واقعة کربلا تبيين و تحليل صحيح و فني اين حادثه است و تنها در صورت روشن شدن مرز بين دروغ و واقعيت است که بحث هاي آموزندة اخلاقي و تربيتي آن معنا پيدا مي کند. بررسي دقيق اين مسئله، مستلزم ارائة نگرشي صحيح از مدت اقامت آل ا... (ع) در کوفه و شام، ترسيم مسير حرکت از کوفه به شام و از آنجا به مدينه، زمان و چگونگي دفن سر مقدس سيدالشهداء (ع)، تعيين تاريخ و چگونگي زيارت جابر بن عبدا... انصاري از کربلا و ... است.

يکي از مهم ترين راه هاي مبارزه با تحريف و دروغ پردازي در بيان واقعة کربلا تبيين و تحليل صحيح و فني اين حادثه است و تنها در صورت روشن شدن مرز بين دروغ و واقعيت است که بحث هاي آموزندة اخلاقي و تربيتي آن معنا پيدا مي کند.

بررسي دقيق اين مسئله، مستلزم ارائة نگرشي صحيح از مدت اقامت آل ا... (ع) در کوفه و شام، ترسيم مسير حرکت از کوفه به شام و از آنجا به مدينه، زمان و چگونگي دفن سر مقدس سيدالشهداء (ع)، تعيين تاريخ و چگونگي زيارت جابر بن عبدا... انصاري از کربلا و ... است.

ريشة اختلافات در چيست؟

اساس و ريشة اختلاف هاي موجود در بيان حادثة کربلا را بايد در عظمت بي مانند واقعه و در نتيجه، مبهوت ماندن گزارشگران نخستين، سعي دشمن در سانسور و تحريف، کمبود وسايل اطلاع رساني دقيق و صحيح در آن زمان، بي دقتي و اشتباه هاي راويان و نويسندگان و ... جست وجو کرد.»

روش بررسي گزارش هاي تاريخي

نويسنده تأکيد دارد که بايد در بررسي روايت هاي تاريخي اين نکات را در نظر داشت:

1. همة منابع نخستين در اختيار نويسندگان کتاب هايي همچون ارشاد و ... نبوده است.

2. چه بسا اگر به متني هم دسترسي داشته اند، هنگام نگارش از مراجعه به آن غفلت ورزيده اند.

3. مرحوم مفيد در ارشاد و نيز ديگران، از شيوة گزينشي استفاده کرده اند؛ يعني روايت هايي را برگزيده اند که هم آنها را مهم مي دانسته اند و هم از راوي و يا راويان نخستين، سند داشته باشند؛ پس صرف نيامدن يک گزارش در کتاب هايي مثل ارشاد و ... دليل بر سستي آن نخواهد بود.

پيام رساني در گذشته هاي دور

نويسنده، به جهت ارائه فهم صحيحي از سرعت حرکت کاروان، به معرفي مفهومي به نام «بريد» مي پردازد. يکي از راه هاي پيام رساني در صدر اسلام استفاده از اسب سواراني چالاک و تيزپا به نام «بريد» بوده است.

بريد و چاپار سرعت خيره کننده و شگفت آوري داشته، به گونه اي که گفته اند: «هيچ جنبنده اي از آن سريع تر حرکت نمي کرده تا آنجا که «دُرنا» نيز نمي تواند به سرعت چاپارها حرکت کند و اگر اين، گفته اي اغراق آميز باشد، مسلّم است که کسي نمي تواند به سرعت چاپارها مسافرت کند.

نمونه هايي از سرعت سير در مسافرت هاي گذشته

کاروان هاي همراه مسافر و بار، حتي با مرکب­هاي غيربريد، مسيرهاي طولاني­تري را در يک روز طي مي­کرده­اند.

بسياري از مورّخان نوشته اند: «حضرت سيدالشهداء (ع) به همراه اهل بيت (ع) و يارانش، روز يکشنبه 28 رجب سال شصت هجري، از مدينه خارج و در شب جمعه، سوم شعبان، وارد مکه شدند.»[1] همين طور گفته­اند: «فاصله اين دو شهر، 86 فرسنگ بوده»[2] نيز نوشته­اند: «بين اين دو مکان مبارک، 10 منزل قرار داشته است.»[3] آن گونه که از سفرنامة «رفعت پاشا» برمي آيد: «او اين راه را در چهارده روز پيموده است.»[4] روشن است طي کردن مسيري که به صورت معمولي حداقل 10 روز وقت مي طلبد، در مدت چهار يا پنج روز، به دليل در امان ماندن از يزيديان و فرار از بيعت بوده است.

نويسنده، در ادامه براي تقطيع زمان ها و دستيابي منطقي به زمان چهل روزة بعد از دهم محرم 61 هجري تا بيستم صفر به تقطيع فواصل مکاني مي پردازد. به اين صورت که:

1ـ مدت سفر از کربلا تا کوفه

2ـ مدت اقامت در کوفه

3ـ مدت سفر از کوفه تا دمشق(شام)

4ـ مدت توقف در دمشق

5ـ مدت سفر از دمشق تا کربلا

6ـ مدت سفر از کربلا تا کوفه

اهل بيت (ع) را بعد ازظهر روز يازدهم محرم، از کربلا به سمت کوفه حرکت دادند.[5] مرحوم مفيد مي­فرمايد: «فرداي روزي که سر مقدس را به کوفه وارد کردند، کاروان اهل بيت (ع) به آن شهر رسيدند.»[6]

کاروان هنگامي که به دروازه کوفه رسيد دروازه شهررا بسته ديد.

اکنون به سخنان شيخ مفيد برمي گرديم که فرمود: «فرداي روز ورود سر مبارک به کوفه، اسيران را وارد کوفه نموده و در مجلس ابن زياد حاضر ساختند.» بنابراين تاريخ ورود آل ا... (ع) به شهر کوفه، روز دوازدهم بوده است.

مدت توقف آل ا... (ع) در شهر کوفه

پيش تر اثبات کرديم که روز ورود اسيران به کوفه، روز دوازدهم محرم بوده است و در وضعيتي که با توجه به زنداني بودن آل ا... (ع) و ندامت مردم کوفه، هر آن احتمال برپايي انقلاب و شورشي مردمي مي رود بسيار طبيعي است که ابن زياد براي حرکت دادن اسيران و سرهاي شهيدان عجله داشته باشد. حال اگر اين حقيقت را اضافه کنيد به اينکه هيچ مدرک معتبري نداريم که اهل بيت (ع) را حداکثر بعد از بيستم محرم هم در کوفه نگاه داشته باشند، پس بايد زمان خروج آل ا... (ع) را بين هجدهم[7] تا حداکثر بيستم[8] محرم دانست.

مدت سفر از کوفه تا دمشق (شام)

قبل از پرداختن به مدت زمان سير کوفه تا شام، به بيان شيخ مفيد[9] مبني بر اينکه سرهاي شهداء زودتر از کاروان به شام فرستاده شده است، پاسخ داده مي شود. وي مي گويد: «با مراجعه به تاريخ درمي يابيم که در مسير کوفه به دمشق سرهاي شهيدان همراه با کاروان اسيران حرکت داده مي شده، بلکه از برخي منابع معتبر برداشت مي شود که از همان هنگام حرکت از کوفه نيز به همراه هم بوده اند.»[10]

در مورد نوع مرکب کاروان دو نظريه مطرح است. ديدگاه نخست، نظري مرحوم عمادالدين طبري[11] است که کاروان اهل بيت با چارپايان خود، کوفه تا شام را سفر کردند و ديدگاه دوم که نويسنده آن را نظريه صحيح مي داند و ديگري نظري مرحوم آيت ا... قاضي است که مرکب آنها را همان مرکب بريد مي داند.[12] روشن است که کوفيان فاتح! مي خواستند هرچه زودتر به دمشق برسند و اين خبر مسرت آور! را به يزيد پليد برسانند. به علاوه، چون احتمال شورش هم داده مي شد، از اين رو بايد اسيران را بر مرکب هايي سوار کنند که بتوانند در موقع لزوم از معرکه فرار کنند.

نويسنده درباره مسيرکاروان مي گويد: «در هيچ مدرک معتبري، مسير دقيق حرکت قافله اسيران تبيين و ترسيم نشده است»، اما بايد اين نکات مهم را نيز از نظر دور نداشت:

سرهاي مقدس شهيدان، همسفر اسيران بوده است و در برخي از شهرها، مکان هايي به نام «مشهد رأس الحسين (ع)» مشاهده مي شود و اين تسميه از آن روست که در مسير حرکت، مدتي سر مقدس در آنجا قرار داشته و چه بسا کرامتي از آن ظاهر شده است. در نتيجه بايد اعتراف کنيم که قافله اسيران نيز از اين شهرها عبور کرده اند.

با در نظر گرفتن مخالفت هايي که با حکومت يزيد شروع شده بود، تغيير مسير دادن و گاهي از بيراهه رفتن قابل توجيه است.

ما هرگز نمي توانيم با گزارش هايي که مبتني بر توقف کاروان در بين راه، بيش از آنچه براي استراحت نياز بوده، موافقت کنيم، زيرا؛

اولاً: در هيچ منبع کاملاً معتبري به آن اشاره نشده است.

دوم: عجله دشمن براي رسيدن به دمشق بسيار طبيعي و قابل توجيه است.

و مهم تر اينکه؛ بايد حرکت قافله را به گونه اي ترسيم کرد که آنها روز اول صفر در دمشق حاضر باشند.

مدت توقف در دمشق

محبوس بودن اهل بيت (ع) براي مدتي در خرابه و يا زنداني که آنان را از سرما و گرما محفوظ نمي داشت، مسلم است.[13]

آن گاه که يزيد پليد از شعله ور شدن آتش خشم مردم و تزلزل ارکان حکومت نامشروعش هراسان شد، دستور داد اهل بيت (ع) را از زندان آزاد کنند و در بخشي از کاخ خود استقرار دهند.[14]

تمام مدت اقامت آن بزرگواران در شهر دمشق، شش يا هفت روز بيشتر نبوده است و آنان حداکثر هشتم صفر، آنجا را ترک کرده اند.

جابر اولين زائر حسيني

اصل تحقق زيارت جابر، مسلم است برخلاف سيد بن طاووس که مي فرمايد: «چگونه ممکن است جابر پس از گذشتن مدتي که خبر شهادت به مدينه رسيده است، از آنجا حرکت کند و اين مسير طولاني را طي کند و در روز اربعين در کربلا باشد؟»[15]

نويسنده در پاسخ به اين استبعاد سيد مي گويد:

اولاً: جناب جابر از دوستداران مخلص اهل بيت (ع) بوده و طبيعي است در همان روزهاي نخستين با توجه به گزارش هاي غيررسمي (که به آن اشاره کرديم) جزو گروهي باشد که از ماجرا آگاه شده و بار سفر را بسته باشد. در اين صورت زمان براي رسيدن به کربلا بسيار زياد است.

ثانياً: گفتيم پيک رسمي دستور داشت خود را سريع به مدينه برساند، پس حتي اگر جابر پس از انتشار خبر به صورت رسمي هم حرکت کرده باشد، باز به خوبي مي توانست به کربلا برسد.

ثالثاً: حتي اگر بر فرض بپذيريم پيک، 24 روز پس از شهادت به مدينه رسيد و بر فرض بپذيريم که جابر تا آن موقع حرکت نکرده باشد، باز پيمودن مسير حدود بيست مرحله اي، در حدود چهارده روز، در آن زمان امري مرسوم بوده و ابداً بعيد نيست.»

نويسنده در ادامه راز زيارت اربعين و تأکيد امام سجاد (ع) و کاروان اهل بيت (ع) بر آن را دانسته نه تأسي به اولين زائرحسيني که جابر باشد.

مدت سفر از دمشق تا کربلا

کاروان اهل بيت (ع) پس از توقف حداکثر هفت روزه در دمشق و آزاد شدن از قيد اسارت، به همراهي نعمان بن بشير به سوي مدينة الرسول (ص) حرکت کردند.[16]

طول مسير دمشق ـ مدينه

با نگاهي به نقشه پي خواهيد برد که راه مستقيم شام (سوريه) به حجاز (عربستان)، هرگز از عراق عبور نمي کند و اين دو مسير قدر مشترکي ندارند که با دوراهي از يکديگر جدا شوند، ولي در عين حال بايد در نظر داشت اگر کسي به قصد حجاز و شهر مدينه از دمشق خارج شد و مقدار زيادي هم سير کرد، ولي بعد تصميم او عوض شد و خواست به عراق و شهر کربلا برود، به طور قطع اين شخص مجبور نيست، همة مسير را دوباره برگردد و از دمشق به عراق برود.

جمع بندي گزارش ها دربارة مسير دمشق (شام) تا مدينه

دربارة مسير شام تا مدينه هفت دسته روايت و گزارش متفاوت وارد شده که جمع بندي آنها به اين صورت است:

از آنجا که دستة اول دربارة همه حوادث و وقايع بين راه و نيز تاريخ ورود به مدينه ساکت است، پس هيچ گونه تعارضي با بقيه روايات ندارد.

از دسته دوم روايات استفاده مي شود که آل ا... (ع) روز بيستم صفر وارد شهر مدينه شده اند. نهايت اين است که در کلام اين دو بزرگوار، دو احتمال داده مي شود: يکي اينکه اهل بيت (ع) در روز بيستم از دمشق به سوي مدينه خارج شده باشند و دوم اينکه، آنان در اين روز وارد مدينه شده باشند، در اين صورت عبارت مجمل مي شود و ديگر هيچ کس توان استشهاد به آن را نخواهد داشت.

اما دسته سوم تا ششم؛ نه تنها هيچ گونه تعارضي بين اين روايات نيست، بلکه هر يکي مکمل و مؤيد ديگري است و نتيجه مجموع اينها چنين است: امام سجاد (ع) به همراه اهل بيت (ع) و نيز به همراهي سر مقدس پدر از دمشق خارج شدند و امام سجاد (ع) در همان روز سر مبارک پدر را به بدن ملحق ساخت و در همين سرزمين با جابر بن عبداللَّه انصاري ملاقات کردند.[17]

و اما دسته هفتم که مي گويند سر مقدس حسين (ع) به همراه اهل بيت (ع) به مدينه برده و پس از آن به بدن ملحق شد؛ اين گزارش به طور اساسي پذيرفتني نيست.

دو عامل مؤثر در سرعت سير

به نظر ما دو عامل بسيار مهم در سرعت سير اهل بيت (ع) دخالت داشته است:

1ـ آن داغديدگان هنوز مزار شهيدان خود را زيارت نکرده بودند و آزادانه در کربلا مجلس سوگواري تشکيل نداده بودند. حال که خود مي توانستند مسير کاروان را تعيين کنند، دل آنها براي رسيدن به کربلا پر مي زد.

مهم تر اينکه راز اصلي استحباب زيارت اربعين، در خود عدد چهل نهفته است.

2ـ دومين محرک براي عجله داشتن و سرعت در سير، اين بوده که بايد هر چه زودتر اين سر به بدن ملحق شود، چرا که قطعاً مسامحه در اين امر، جسارت به سر مطهر خواهد بود.

حرکت شبانه

به گفتة مورخان، يزيد به «نعمان بن بشير» (کاروان دار) دستور داد، شبانه حرکت کنند.[18]

اين دستور يزيد چند علت داشته است:

1ـ يکي اينکه با تظاهر به مهرباني بگويد: «آنها شب ها حرکت کنند تا پس از اين همه رنج و مشقت، از گرماي روز در امان باشند.»

2ـ ديگر آن که در مناطقي که اکثريت با حاميان بني اميه بود (بيشتر محدودة شام شامل عده اي بود که از موضع جديد يزيد آگاه نبودند) به کاروانيان جسارت نورزند که نتيجه اين عمل، تشديد خشم محبّان اهل بيت (ع) و در نتيجه، سست تر شدن حکومت او بود.

3ـ حرکت شبانه و آرام در محدوده کربلا ـ مدينه با حال و وضع آل ا... (ع) سازگارتر بود، چون چندان عجله اي نداشتند، علاوه بر اينکه به اين وسيله، کاروان از حرارت خورشيد و گرماي روز آسيبي نمي ديد.

نتيجة مطالب فوق، اين است که مي پذيريم حرکت کاروان تا آن هنگام که در شام حرکت مي کردند، شبانه بوده و قبول مي کنيم قافله در مسير بازگشت از کربلا به مدينه، شبانه حرکت کرده است.

اهل بيت (ع) ديگر اسير نبودند که فقط کاروان دار تصميم بگيرد، بنابراين هيچ مانعي نيست که بگوييم از آن هنگام که پيشنهاد رفتن به کربلا مطرح شد، در روز هم حرکت مي کردند تا هر چه سريع تر به آرزوي خود، يعني زيارت مرقد شهيدان برسند و هر چه سريع تر سر امام را به بدن ملحق سازند.

بررسي اشکال ها

چکيدة همة اين اخبار اين است که امام سجاد (ع) به همراه اهل بيت (ع) و سر نوراني سيدالشهداء (ع) و به گفتة ابن اعثم در فتوح و ديگران، سرهاي ديگر شهيدان را نيز با خود بردند. از دمشق خارج شدند و در مسير بازگشت، پيش از آنها همان روز، گروهي اندک از جمله جابربن عبداللَّه انصاري به همراه عطيه براي زيارت آمده اند، آن گاه همگي به مزار شهيدان رفتند و به سوگواري جانسوزي پرداختند و در همان روز امام سجاد (ع) سر پدر را به بدن ملحق ساخت. جابر و عطيه، همان روز کربلا را به سمت کوفه ترک کردند، اما خاندان داغديده، چند روزي در آن سرزمين ماندند و مجلس سوگ تشکيل دادند و در مجلس عزاداري آن بانوان محترم، زنان روستاهاي اطراف هم حاضر شده و همنوا با آنان گريستند.

اشکال نخست

اهل بيت (ع) خود تصميم گيرنده نبوده اند و بايد رضايت يزيد براي حرکت سمت به کربلا جلب شود و با خبث طينتي که در اين پليد سراغ داريم، گمان نمي رود او اين اجازه را به آنان داده باشد.

پاسخ

ما در جواب، سه گزينه مطرح مي کنيم:

گزينة اول: خود يزيد پيشنهاد رفتن به مدينه از سمت عراق را داده باشد و احتمال قوي هم مي داده که در اين صورت، اهل بيت (ع) به کربلا خواهند رفت. در توجيه اين احتمال مي گوييم: چه مانعي دارد يزيد که پايه هاي حکومت نامشروع خود را سست و ويران مي بيند، چنين دستوري بدهد تا بتواند با مهرباني ظاهري با خاندان نبوت از بي اعتمادي مردم بکاهد؟

گزينة دوم: پيشنهاد اصلي رفتن از مسير دمشق ـ عراق ـ مدينه، از طرف خود اهل بيت (ع) مطرح شده باشد و يزيد هم مي داند که اين پيشنهاد به منظور رفتن به کربلاست، ولي باز موافقت مي کند؛ به همان دليلي که در گزينة پيشين اشاره کرديم.

گزينة سوم: اهل بيت (ع) به صورت طبيعي از دمشق در جاده دمشق ـ مدينه، به حرکت درآيند و در بين راه تصميم خود را نسبت به رفتن به عراق و آن گاه کربلا مطرح سازند. يعني در دمشق به طور کلي صحبتي از رفتن به عراق و کربلا در ميان نيامده باشد.

اشکال دوم

کارواني که در آن بانوان و کودکان، خسته و زجر کشيده بودند، کارواني که با نهايت احترام و وقار حرکت مي کردند، کارواني که شبانه سير مي کردند، اگر در مسير مستقيم دمشق ـ کربلا هم به راه افتاده باشند، اگر هر شب هشت فرسنگ راه بروند، 22 روز بايد بگذرد تا به مقصد برسد، آن گاه چگونه روز بيستم صفر در کربلا باشند؟

پاسخ

در جواب اين ايراد بايد گفت: کارواني که از هر لحاظ بسيار مجهز بوده، کارواني که محافظاني داشته و مصيبت ديدگاني که هنوز آلام آنها تسکين نيافته و آنچه آرامش نسبي به آنها مي دهد، زيارت مرقد امام حسين (ع) است، قافله اي که سر مقدس حسين (ع) را همراه دارد که بايد هرچه زودتر آن را به بدن ملحق سازند، بزرگواراني که مي خواهند هر چه سريع تر به فيض بي مانند زيارت اولين اربعين برسند، قافله اي که ديگر اسير نيست و خود مي تواند تصميم بگيرد، اگر هم بر فرض همه مسير را شبانه حرکت کرده باشند، اين چنين کارواني از هر مسيري که برود به خوبي مي تواند خود را روز اربعين به کربلا برساند و چنان که همين قافله مسير10مرحله اي مدينه ـ مکه را به نصف تقليل داد، اينجا هم مي تواند چنين کند.

اشکال سوم

اگر عطيه که به همراه جابر بوده، امام سجاد (ع) را ملاقات کرده، چرا تنها به ذکر کلمات جابر به هنگام زيارت مي پردازد، ولي هيچ گونه اشاره اي به نحوة خواندن زيارت از طرف امام نمي کند؟ آيا حق اين نبود که عطيه، اين مطلب مهم را هم مي گفت؟ و چون چنين چيزي در گزارش عطيه نيست، پس بايد گفت او امام سجاد (ع) و اهل بيت (ع) را ملاقات نکرده است.

پاسخ:

بايد توجه کرد در روز اربعين نخست جابر و عطيه وارد شدند و زيارت کردند و آن گاه خاندان نبوت وارد شدند؛ از اين رو عطيه گزارش زيارت جابر را نقل کرده است؛ اما پس از آنکه اهل بيت (ع) داغدار وارد شدند و پس از آنکه بر اساس گفتة مرحوم سيد در مصرع و مقتل شهيدان به سوگواري عمومي مشغول شدند، بسيار طبيعي است که نامحرمان از جمله جابر و عطيه به کناري بروند تا بانوان داغديده و رنج کشيده بهتر بتوانند زيارت و سوگواري کنند و در اين هنگام بوده که امام سجاد (ع) به همراه اهل بيت (ع) به زيارت و سوگواري خانوادگي پرداخته اند و عطيه حاضر نبوده تا گزارش کند.

توضيح:

در کتاب «ثارالله» هفت اشکال بررسي شده است که دراينجا به سه اشکال عمده آن پرداخته شد.

فرجام سخن

نتيجه اينکه اهل بيت (ع) بزرگوار امام حسين (ع) در مسير بازگشت از شام به سوي مدينه در روز اربعين سال 61 هجري(اولين اربعين) وارد کربلا شده اند و همة احتمال هاي سست و بي مدرکي که گروهي ادعا کرده اند از جمله:

1ـ ورود اهل بيت (ع) در اربعين سال 62 بوده است.[19]

2ـ ورود آنان در اربعين سال 61 بوده است، منتها قبل از رفتن به شام[20]

3ـ ورود آنان در اربعين دوم يعني چهل روز دوم (80 روز بعد از عاشورا) بوده است که مرحوم قاضي اين احتمال را از بعضي نقل کرده و آن را رد مي کند.[21]

و ... احتمال هاي دور از ذهن و غيرمستند ديگر، قطعاً و جزماً مردود و باطل است، بلکه دوباره مي گوييم حتي اگر دو کتاب شريف «ملهوف» و «مثير الاحزان» را نداشته باشيم، باز مي شود با استناد به مدارک محکم ديگر، اين مطلب را اثبات کرد.

 

منابع

  1. الاربعين الحسينيه، ميرزا محمد اشراقي (ارباب)، بي جا، اسوه، چاپ دوم، 1379.
  2. الارشاد في معرفه حجج اللّه على العباد: المفيد (م.413ق.)، تحقيق موسسه آل البيت لاحياء التراث، بيروت، دار المفيد، 1414ق.
  3. اقبال الاعمال: ابن طاووس (م.664ق.)، به کوشش جواد قيومي، قم، مکتب الاعلام الاسلامي، 1414ق.
  4. الامالي: الصدوق (م.381ق.)، تهران، بعثت، 1417ق.
  5. بصائر الدرجات في علوم آل محمد: الصفار قمي (م.290ق.)، به کوشش محسن کوچه باغي تبريزي، تهران، علمي، 1404ق.
  6. تاريخ الطبري (تاريخ الامم و الملوک): الطبري (م.310ق.)، بيروت، دار الکتب العلميه، 1417ق.
  7. تاريخ حبيب السير: غياث‏ الدين خواند امير (م.942ق.)، به کوشش محمد دبير سياقي، خيام، 1380ش.
  8. تحقيق دربارة اول اربعين حضرت سيدالشهداء (ع)، سيد محمد علي قاضي طباطبايي، قم، بنياد علمي و فرهنگي شهيد آيت الله قاضي طباطبائي، چاپ سوم، 1368.
  9. روضه الواعظين: الفتال النيشابوري (م.508ق.)، به کوشش سيد محمد مهدي حسن خرسان، قم، الشريف الرضي، 1386ق.
  10. قمقام زخار و صمصام بتار، فرهاد ميرزا معتمد الدوله، تهران، اسلاميه، 1377ق.
  11. کامل بهائي، عماد الدين حسن بن علي طبري، تهران، مکتبة المصطفوي، بي تا.
  12. الکامل في التاريخ: ابن اثير (م.630ق.)، به کوشش عمر عبدالسلام، بيروت، دار الکتاب العربي، 1417ق.
  13. اللهوف في قتلي الطفوف: ابن طاووس (م.664ق.)، قم، انوار الهدي، 1417ق.
  14. مثير الاحزان: محمد ابن نما الحلي (م.645ق.)، نجف، مطبعه الحيدريه، 1369ق.
  15. مراة الحرمين (ال‍رح‍لات‌ ال‍ح‍ج‍ازي‍ه‌ و ال‍ح‍ج‌ و م‍ش‍اع‍ره‌ ال‍دي‍ن‍ي‍ه‌ م‍ح‍لاه‌ ب‍م‍ئ‍ات‌ ال‍ص‍ور ال‍ش‍م‍س‍ي‍ه)‌: ابراهيم رفعت پاشا، قاهره، دار الکتب المصريه، 1344ق.
  16. مسالک و ممالک، ابن خردادبه، ترجمة سعيد خاکرند، تهران، موسسه مطالعات و انتشارات تاريخي، چاپ اول، 1371.
  17. الملهوف علي قتلي الطفوف، سيد ابن طاووس، تهران، دارالاسوه، 1414ق.
  18. ناسخ التواريخ، قاجاريه: محمد تقي لسان الملک سپهر (م.1297ق.)، به کوشش جمشيدکيانفر، تهران، اساطير، 1386ش.
  19. نزهه القلوب: حمدالله مستوفي (م.750ق.)، به کوشش محمد دبير سياقي، قزوين، حديث امروز، 1381ش.
 

[1]. الارشاد، شیخ مفید، ج 1، ص 34و35. تاریخ الطبری، طبری، ج 5، ص 341 و 381

[2]. نزهةالقلوب، حمدالله مستوفی، ص 169

[3]. مسالک الممالک، ابن خردادبه، ص27 (محتمل بین سه کتاب...)

[4]. مرآةالحرمین، ابراهیم رفعت پاشا، صص395 و 409

[5]. الارشاد،ج2، ص 114؛ الملهوف، سید بن طاووس، ص 189 و تاریخ الطبری، ج 5، ص 455

[6]. الارشاد،ج2،ص114

[7]. اربعین الحسینیه، میرزا محمد اشراقی (ارباب)، ص255

[8]. تحقیق درباره اربعین حضرت سیدالشهداء (ع)، سید محمدعلی قاضی طباطبائی، ص37

[9]. الارشاد، ج 1، ص119

[10]. الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، ج 4، ص 83 و 84

[11]. کامل بهایی، طبری، ج 2، ص291

[12]. تحقیق درباره اربعین حضرت سیدالشهداء (ع)، صص109 و 110

[13]. امالی، شیخ صدوق، ص167، اللهوف، ص 219، بصائر الدرجات، الصفار قمی، صص338 و 339

[14]. الکامل فی التاریخ، ج 4، ص 86، تاریخ الطبری، ج 5، ص 462، البدایه

[15]. اقبال الاعمال، سید بن طاووس، ص 589

[16]. تاریخ الطبری، ج 5، ص 462، الارشاد، ج 2، ص 122 و الکامل فی التاریخ، ج 4، صص 87 و88

[17]. تاریخ حبیب السیر، غیاث‏ الدین خواند امیر ، ج 2، ص 60، الملهوف، ص 225 و مثیر الأحزان، محمد ابن نما الحلی، ص 157

[18]. الارشاد، ج 2، ص 122 و روضه الواعظین، الفتال النیشابوری، ص231

[19]. قمقام زخار، فرهاد میرزا معتمد الدوله، ج 2، ص586

[20]. ناسخ التواریخ، محمد تقی لسان الملک سپهر، ج 6، ص354

[21]. تحقیق درباره اربعین حضرت سیدالشهداء، صص 195 و 196



منابع: خيمه، بهمن و اسفند 1387، شماره 49 و 50
ارسال کننده: مدیر پورتال
 عضویت در کانال آموزش و فرهنگ اربعین

چاپ

برچسب ها اربعین، عندلیب همدانی

مطالب مشابه


1
اربعین عطش‎‎های پرپر
کاروان خاطرات، بازگشته است از جایی که چهل روز گذشته است از ماتم‎های سرخ، از عطش‎های پرپر شده است
 1395/04/27
2
پژوهشی در اربعین حسینی(علیه السلام)
محسن رنجبر. حضور اهل بیت(علیهم السلام) در اولین اربعین شهادت امام حسین(علیه السلام) بر سر مزار آن حضرت در کربلا از مسائلی است که در قرون اخیر برخی محققان شیعه درباره آن تشکیک کرده اند. در مقابل، برخی دیگر از اندیشمندان، درصدد رد این تشکیک و اثبات اربعین اول شده اند. این نوشتار ابتدا به دلایل منکران اربعین اول پرداخته و در ادامه به پاسخ گویی آن ها می پردازد، سپس با استفاده از قراین و شواهد دیگر، دیدگاه موافقان اربعین اول را تأیید می کند.
 1395/04/27
3
تحقیقی در باره اربعین حسینی
مسئله اربعین سید الشهداء(علیه السلام) و این که آیا خاندان آن حضرت پس از رهایی از اسارت یزید قصد عزیمت به کربلا را داشته و نیز آیا توانسته اند در آن روز به زیارت آن مضجع شریف نایل آیند و مرقد مطهرش را زیارت کنند، از جمله مسائلی است که از دیرباز صاحب نظران در باره آن اختلاف نظر داشته و هریک با استشهاد به ادله تاریخی برای اثبات یا نفی آن تلاش کرده اند
 1395/04/27

نظرات


ارسال نظر


Arbaeentitr

 فعالیت ها و برنامه ها

 احادیث

 ادعیه و زیارات