ستاد مرکزی اربعین|کمیته فرهنگی، آموزشی

banner-img banner-img-en
logo

 ادبیات و پژوهش


نگاهي به زيارت اربعين سالار شهيدان - حسين محمودي

چاپ
نماز، زيارت خداست و حج و عمره، زيارتِ خانه اوست و زيارت امام، ديدار با خليفه خدا و آينه تمام‌نماي هستي است. نماز داراي آثاري است كه نهي از فحشا و منكر يكي از رهاوردهاي بي‌شمار آن است، و حج داراي فوايدي است كه آزادگي از رجسِ شرك و رهايي از پليدي دشمنان الهي، از بركات آن است؛ اما زيارت سالار شهيدان را ثمراتي برتر از حج است و هم‌رديف نماز از آن ياد شده است

**نگاهي به زيارت اربعين سالار شهيدان

(مبتني بر آثار و انديشه‌هاي حكيم الهي آيت‌الله جوادي آملي)

حسين محمودي

فصلنامه اشارات، شماره 4

مقدمه

نماز، زيارت خداست[1] و حج و عمره، زيارتِ خانه اوست و زيارت امام، ديدار با خليفه خدا و آينه تمام‌نماي هستي است. نماز داراي آثاري است كه نهي از فحشا و منكر يكي از رهاوردهاي بي‌شمار آن است،[2] و حج داراي فوايدي است كه آزادگي از رجسِ شرك و رهايي از پليدي دشمنان الهي، از بركات آن است؛ اما زيارت سالار شهيدان را ثمراتي برتر از حج است[3] و هم‌رديف نماز از آن ياد شده است.[4]

يكي از برترين زيارت‌هاي آن حضرت، زيارت اربعين است كه سفارش‌هاي بسياري از سوي معصومان نسبت به آن وارد شده است. ما در اين نوشتار بر آنيم در دو فصل، به معرفي زيارت اربعين و شرح برخي فرازهاي زيارت‌نامه اربعين بپردازيم.

فصل اول: معرفي زيارت اربعين

1. زيارت اربعين، از علامات مؤمن

زيارت اربعين به نقل از صفوان جمّال از امام صادق(ع) روايت شده كه يكي از مهم‌ترين دعاها براي زيارت امام حسين(ع) است. در فضيلت اين زيارت، همين بس كه از آن به عنوان يكي از نشانه‌هاي مؤمن ياد شده است. امام حسن عسكري(ع) درباره آن فرمود: «علامات المؤمن خمس: صلاة الخمسين و زيارة الأربعين و التختّم في اليمين و تعفير الجبين و الجهر ببسم الله الرّحمن الرّحيم».[5]

مواردي كه درباره اين روايت آمده، همگي از مختصات شيعيان است؛ زيرا 51 ركعت نماز،[6] به شكلي كه از پيامبر نقل شده است، از مختصات شيعيان است و فقط شيعه است كه سجده بر خاك دارد و نيز غير شيعه يا بسم ‌الله الرحمن الرحيم را نمي‏گويند يا آهسته تلفظ مي‏كنند. همچنين شيعه است كه انگشتر به دست راست كردن و نيز خواندن زيارت اربعين حسيني را مستحب مي‏داند.

2. اهميت زيارت اربعين

اهميت زيارت اربعين، تنها به اين نيست كه از نشانه‏هاي ايمان است، بلكه طبق روايت امام حسن عسكري(ع) در رديف نمازهاي واجب و مستحب قرار گرفته است. بر پايه اين روايت، همان‏گونه كه نماز ستون دين و شريعت است، زيارت اربعين و حادثه كربلا نيز ستون ولايت است.

به ديگر سخن، بر اساس فرموده رسول خدا صلي الله عليه و آله ، عصاره قرآن كه دين خداست، ستوني دارد و آن نماز است[7] و بر اساس روايت امام عسكري(ع)، عصاره عترت نيز ستونش زيارت اربعين است و اين دو ستون در كنار هم ذكر شده است؛ ولي مهم آن است كه دريابيم چگونه نماز و زيارت اربعين، انسان را متدين مي‏كنند.

درباره نماز، ذات اقدس الهي، معارف فراواني را ذكر كرده است. مثلاً فرموده به طور فطري انسان، موحّد است، ولي طبيعت او هنگام حوادث تلخ، جزع دارد و در حوادث شيرين، از خير جلوگيري مي‏كند، مگر انسان‏هاي نمازگزار،[8] چرا كه آنان مي‏توانند اين خوي سركش را تعديل كنند و از هلوع، جزوع و منوع بودن به ‏درآيند و مشمول رحمت‏هاي خاص الهي باشند. همچنين زيارت اربعين نيز انسان را از جزوع، هلوع و منوع بودن باز مي‏دارد.

آثار زيارت انسان‏هاي كامل و معصوم (ع)

زيارت انسان‏هاي كامل و معصوم‏(ع) رهاوردها و ميوه‏هاي فراواني دارد كه اجتهاد در فهم دين و جهاد در تبيين دين، اجراي دستورات الهي، دفاع و حمايت از اركان اسلام از جمله اين رهاوردها و بركات به شمار مي‏آيند و نمونه‏هاي اين‏گونه بركات را مي‏توان از اوصاف كمالي آنان در زيارت‌نامه‌هاي آنان ديد، آنجا كه مي‌گوييم: «أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ وَ آتَيْتَ الزَّكَاةَ وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اتَّبَعْتَ الرَّسُولَ وَ تَلَوْتَ الْكِتَابَ حَقَّ تِلَاوَتِه.»[9] بر اين اساس، كسي كه به زيارت آنان مي‌رود، چنين ويژگي‌هايي را طلب مي‌كند و از چنين كمالاتي بهره‌مند مي‌شود.

3. ويژگي عدد اربعين در آيات و روايات

از بعضي آيات و روايات استفاده مي‏شود كه عدد چهل خصوصيتي دارد كه در اعداد ديگر نيست. در قرآن آمده است كه جريان ميقات حضرت موسي(ع) با خداي سبحان، چهل روز به طول انجاميد.[10] بني‌اسراييل نيز به دليل ناسپاسي در برابر نعمت‌هاي الهي و تلاش‌هاي حضرت موسي(ع)، به مدت چهل سال در بيابان سرگردان شدند.[11]

در احاديث نقل شده است در جريان آفرينش حضرت آدم(ع)، سرشت طينت او به دست خداوند، به مدت چهل ‏روز ادامه يافت[12] يا پيكر شريف آن حضرت، چهل‏ سال باقي ماند، سپس روح در آن دميده شد[13] و نيز محدّثان شيعه و سنّي درباره تأثير حفظ چهل حديث از رسول ‏خدا صلي الله عليه و آله نقل كرده‏اند اگر كسي چهل حديث نافع براي امت، نه براي شخص خود حفظ كند يا از راه تبيين آن براي مردم يا از راه پياده كردن عملي آن در جامعه آن را حفظ كند، روز قيامت، فقيه محشور مي‏شود.[14]

حديث معروفي نيز از طرق متعددي از رسول خدا صلي الله عليه و آله درباره اخلاص نقل شده است كه فرمود: «هر كس به مدت چهل روز اخلاص بورزد، خداوند چشمه‌هاي حكمت را از قلبش به زبانش جاري مي‌سازد».[15]

همچنين غالب انبياي الهي در چهل سالگي به رسالت مبعوث شده‌اند و در نماز شب سفارش شده است كه چهل مؤمن را دعا كنيد و همسايگان را تا چهل خانه گرامي بداريد. اينها نشان مي‏دهد كه عدد چهل از برجستگي خاصي در اسلام برخوردار است.

4. عدد چهل درباره امام حسين(ع)

در روايات چنين آمده است: زمين در سوگ انبيا و اولياي الهي و بندگان مؤمن كه بر روي آن خدا را عبادت كرده‏اند، چهل روز مي‏گريد، ولي در شهادت امام حسين(ع) آسمان و زمين، چهل روز خون گريه كردند. البته اشك يا خون را در اين‏گونه از روايات نبايد بر اشك يا خون ظاهري حمل كرد، چنان‏كه نبايد آن را انكار كرد.

گفتني است گرامي‌داشت ياد درگذشتگان در همه ملل و اديان، رسميت دارد و بعضي با گذشت يك ماه و بسياري نيز پس از چهل روز از متوفاي خود تجليل مي‏كنند. در ميان مسلمانان، به ‌ويژه شيعيان، پس از شهادت امامان معصوم(ع) در نخستين اربعين آنان مراسم گرامي‌داشت انجام مي‏شده است؛ ولي شهادت امام حسين(ع) اين ويژگي را دارد كه هر ساله، اربعين حسيني تا قيامت ادامه خواهد داشت.

فصل دوم: بررسي بخش‌هايي از زيارت اربعين

1. اهداف قيام حسيني در زيارت اربعين

«وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلَالَة.»[16] در زيارت اربعين مي‏خوانيم كه قيام وجود مبارك حسين بن علي(ع) براي دو هدف بود و آن حضرت براي اين دو خون جگر خود را داد:

1. نجات مردم از جهل و با فرهنگ ‏كردن مردم؛

2. به در آوردن مردم از ضلالت و گمراهي عقلي.

به استنادِ حديث «حُسَيْنٌ مِنِّي وَ أَنَا مِنْ حُسَيْن»،[17] هدف حسين بن علي(ع) همان هدف پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله است. بر اساس قرآن و نهج‏البلاغه، هدف رسالت انبياي الهي، دو چيز است: يكي عالم كردن مردم و ديگري عاقل كردن آنها به وسيله تهذيب نفس. كساني كه جاهلند، دستور خدا را نمي‏دانند و كساني كه عالمند، ولي بر اثر نداشتن عقل به دانش خود عمل نمي‏كنند، توان تربيت خود يا ديگران را ندارند. از‌اين‏رو، انبيا براي تعليم و تزكيه مردم مبعوث شدند كه خوبي‏ها را به مردم بشناسانند و عملاً آنان را براي رسيدن به نيكي و سعادت هدايت كنند.

امير مؤمنان علي(ع) مي‌فرمايد: «خداي سبحان به دست پيامبر گرامي دو كار كرد؛ مردم را بافرهنگ و باسواد كرد و آنها را از گمراهي به ‏درآورد».[18]

رهبران الهي به مردمان، انديشه ناب و انگيزه صحيح مي‏بخشند و بخشش‏هاي علمي و معنوي، والاترين بخشش‏هاست. ازاين‌رو، معصومان(ع) فرمودند: «پيامبر از بخشنده‏ترينِ مردمان بود؛[19] زيرا مائده و سفره معنوي را گشود و غذاي آماده را بر آن چيد. آن‌گاه جامعه انساني را به زندگي جاويد فرا خواند. حسين نيز از پيامبر بود و همانند او عمل كرد».

2. كرامت در زيارت اربعين

«أَشْهَدُ أَنَّهُ وَلِيُّكَ وَ ابْنُ وَلِيِّكَ وَ صَفِيُّكَ وَ ابْنُ صَفِيِّكَ الْفَائِزُ بِكَرَامَتِكَ أَكْرَمْتَهُ بِالشَّهَادَةِ».[20]

اكرام در برخي اقسام خود، معادل جود و هبه و... است، ولي ممكن است انسان وارسته در حال تهي‌دستي نيز كريم باشد، ولي جواد و وهّاب نيست؛ زيرا كَرَم‌داري كه دِرَم ندارد، بالفعل كريم است؛ گرچه بالفعل جواد و واهب و... نيست.

همان‌طور كه كرامت از شئون عقل عملي است، مانند جود و سخا و هبه، از شئون عقل نظري نيز به شمار مي‌آ‌يد؛ مانند معرفت و درايت و شهود. همچنين انساني كه به مقام نبوت نايل آمده، كرامت خاصي نصيب وي شده و خداوندي كه وي را به نبوّت رسانده، نسبت به او اكرام كرده است. سيدالشهدا(ع) فرمود: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَحْمَدُكَ عَلَي أَنْ أَكْرَمْتَنَا بِالنُّبُوَّةِ وَ عَلَّمْتَنَا الْقُرْآنَ وَ فَقَّهْتَنَا فِي الدِّين».[21]

3. امام حسين(ع) وارث پيامبران

«وَ أَعْطَيْتَهُ مَوَارِيثَ الْأَنْبِيَاء.»[22] امام حسين(ع) وارث پيامبران الهي است و نهضت او ادامه و هم‌سو با جنبش آنان است. اين مطلب، افزون بر زيارت اربعين، در زيارت وارث نيز آمده است.[23]

امام حسين(ع) عملاً براي اثبات اينكه نهضت او مانند قيام موساي كليم است، در حركت از مدينه تا كربلا گام به گام، آياتي را كه درباره حضرت موسي(ع) نازل شده بود، قرائت مي‏فرمود.[24] ايشان با اين كار به مردم فهماند كه من وارث موساي كليم هستم و يزيد به جاي فرعون نشسته است و منافقان همانند پيروان فرعونند. شما تا زماني كه با پيامبر بوديد و از او پيروي مي‏كرديد، از رحمت خداوند برخوردار بوديد. اكنون اگر از رهبران الهي پيروي نكنيد، همچون بني‏اسراييل سرگردان خواهيد شد.

4. حسين(ع) سيد همه سادات

«جَعَلْتَهُ سَيِّداً مِنَ السَّادَةِ.»[25] قرآن كريم سخن همه انبياي الهي و كتاب‏هاي آنان را تصديق مي‏كند، ولي بر آنها هيمنه و سيطره دارد و اگر در امت‏هاي پيشين انبيايي بوده است، آورنده قرآن سيد و خاتم آنان است و اگر در گذشته خلفاي الهي بوده‏اند، خليفه پيامبر خاتم صلي الله عليه و آله كه در دامان قرآن تربيت شده است، سيد و سالار خلفاست.

همچنين اگر در امت‏هاي پيشين، كساني به مقام ولايت يا امامت بار يافته‏اند، اهل ‌بيت(ع)، سيد آنان هستند. اكنون روشن مي‏شود كه اگر كسي از ميان اهل بيت، شربت شهادت بنوشد، سيد شهداي پيشين است و در اين ميان امام حسين(ع)، جايگاه ويژه‌اي دارد.

بر اين اساس، «سيدالشهدا» فقط بزرگِ شهداي كربلا نيست؛ زيرا اين مقام براي امام حسين(ع) بسيار كوچك است؛ بلكه آن حضرت، سيد و بزرگ همه انبيا و خلفايي است كه در گذشته به شهادت رسيدند و نيز سيد همه شهيدان غير معصوم گذشته و آينده است.

5. رهبريِ قائدانه امّت

«وَ قَائِداً مِنَ الْقَادَة.»[26] رهبري پيامبران الهي، قائدانه است و نه سائقانه. قائد به كسي گفته مي‌شود كه پيشوا و پيشرو قافله است و ديگران را جذب مي‌كند و به دنبال خود مي‏كشاند، ولي سائق آن است كه زيردستان خود را همچو چوپان از پشت سر مي‌راند.

اولياي الهي زماني مردم را به راهي فرا مي‏خوانند كه خودشان، پيشاپيش آن را پيموده باشند. چنان‌كه امير مؤمنان علي بن ابي‌طالب(ع) فرمود: «ما هرگز به شما دستوري نداديم، مگر آنكه خود پيش‏تر آن را انجام داده‏ايم.»[27] كسي كه با حركت در پيشاپيش كاروان، خطرها را به جان مي‏خرد و به پيشواز زندان، شكنجه، مهاجرت و شهادت مي‏رود، آن‏گاه امت را به دنباله‏روي از خويش فرا مي‏خواند و سخنش نفوذ و اثر ژرفي بر پيروان خواهد داشت؛ ولي رهبران سياقي خود حركت نمي‏كنند و خويشتن را به خطر نمي‏اندازند، بلكه از عقب قافله، ديگران را به حركت و قيام سوق مي‏دهند و رهنمود آنان نفوذي نخواهد داشت.

6. جهاد براي صبّار و شكور كردن جامعه

«فَجَاهَدَهُمْ فِيكَ صَابِراً مُحْتَسِباً حَتَّي سُفِكَ فِي طَاعَتِكَ دَمُهُ وَ اسْتُبِيحَ حَرِيمُه».[28]

امام حسين(ع) نه تنها خود در تمامي مراحل قيام صبّار و شكور بود، بلكه با سخنان خود تلاش كرد كه جامعه را به صبر و شكر دعوت كند. لازمه اين كار، بيرون راندن محبت دنيا از دل است؛ زيرا تا انسان دل‌بستگي به دنيا دارد، حوادث و كاستي‌هاي مادي او را خواهد لرزاند و هيچ‌گاه صبور و شكور نخواهد بود. ازاين‌رو، سالار شهيدان در نامه‏ها و خطبه‏هاي خود علاقه به دنيا را از مردم مي‏زدود و اشتياق به شهادت و جاودانه شدن را در دل‏هاي آنها زنده مي‏كرد تا آنان بتوانند صبّار و شكور باشند.

گاهي آن حضرت اين آيه را قرائت مي‏فرمود: «هر جا باشيد، مرگ خواه ناخواه شما را در مي‏يابد و مي‏ميريد.»[29] اگر با مرگ شرافت‌مندانه نميريد، با بيماري‏هاي غير شرافت‌مندانه رخت بر مي‏بنديد و اگر طيّب و طاهر نشديد، مردار مي‏شويد.

انسان بايد ميوه شاداب خود را به مهمانش اهدا كند؛ وگرنه مي‏پوسد. ميوه روي درخت يا چيده شده از آن، براي ابد نمي‏ماند و امكان خلود در اين مرحله، محال است. ازاين‌رو، هر انساني كه در اين دنياست، بايد خود را در راه خدا صرف كند و اگر در اين راه، يعني في سبيل‌الله مصرف نشود، مي‏پوسد.

بر اين اساس در زيارت اربعين مي‌گوييم: «... و كساني كه دنيا فريبشان داده بود به پشتيباني هم با شما جنگيدند و آخرت خود را به بهايي بسيار اندك فروختند».[30]

7. نصيحت و موعظه دشمنان

«فَأَعْذَرَ فِي الدُّعَاءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ».[31]

حسين بن علي(ع) در شرايطي قيام كرد كه بر اثر طغيانِ حاكمان و جهل علمي و جهالت عملي توده مردم، قسمت مهم خاورميانه مبتلا به انحراف عقيده و سوءخلق و رفتار تبه‌كارانه بود و محروميت از تبليغ صالحان و نفوذ طالحان ددمنش، منشأ همه اين تباهي‏ها شد.

حضرت سيد‌الشهدا در روز عاشورا فرمود: «سرّ اينكه نصايح من در شما اثر نمي‏كند و رهنمود مرا نمي‏پذيريد، اين است كه شكم‏هاي شما با حرام پر شده است»،[32] و غذاي حرام ممكن نيست با انديشه صحيح و حلال جمع شود.

8. شهادت در پرتو پيروزي حق

«أَشْهَدُ أَنَّكَ... عِشْتَ سَعِيداً وَ مَضَيْتَ حَمِيداً وَ مِتَّ فَقِيداً مَظْلُوماً شَهِيدا».[33]

همان‌طور كه از نامه‏ها، پيام‏ها و خطبه‏هاي ايشان استنباط مي‏شود، قيام حضرت امام حسين(ع) مبناي خاصي داشت. ايشان بر اين باور بود كه در نظام هستي، حق پيروز است؛ خواه از قدرت مادي برخوردار باشد خواه نباشد و باطل، محكوم به شكست است. امويان نيز بر اين باور بودند كه قدرت مادي دارند، پيروزند؛ خواه با حق همراه باشند يا نه.

اين دو طرز فكر كه همواره بوده و هست، از دو نوع جهان‏بيني سرچشمه مي‏گيرد. كسي كه جهان را در ماده خلاصه مي‏كند و اصالت را به ماده مي‏دهد، هر جا جريان طبيعت بيشتر حضور داشت، آنجا محور قدرت تلقّي مي‏شود؛ ولي كسي كه جهان‏بيني را بر اساس حقيقت هستي تنظيم كرده است، اصالت را به معنا مي‏دهد و در محور حق حركت مي‏كند. بر اين اساس، هميشه در برابر انبياي الهي، افرادي قيام مي‏كردند كه بر اين باور بودند: «قَدْ أَفْلَحَ الْيَوْمَ مَنِ اسْتَعْلي»[34] يعني كسي پيروز خواهد شد كه از نظر مادي برتر است. در برابر چنين تصوري، انبياي الهي باور داشتند كه: «قد أفلح من تزكّي»،[35] يعني آن‌كه پاكيزه و مهذّب است، پيروز خواهد شد.

9. وراثت از امام حسين(ع) عامل نصرت دين و اصلاح جامعه

«وَ نُصْرَتِي لَكُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّي يَأْذَنَ اللَّهُ لَكُم‏».[36]

رهبران الهي مي‌كوشند جامعه انساني را وارث حسين بن علي(ع) كنند. اگر جامعه‏اي وارث حسين بن علي(ع) باشد، ميراث همه انبيا را نيز به اندازه خود خواهد داشت؛ چون يكي از شعارهاي رسمي هنگام برخورد با يكديگر در مراسم سوگ سالار شهيدان، اين است: «عَظَّمَ اللَّهُ أُجُورَنَا بِمُصَابِنَا بِالْحُسَيْنِ(ع) وَ جَعَلَنَا وَ إِيَّاكُمْ مِنَ الطَّالِبِينَ بِثَأْرِهِ مَعَ وَلِيِّهِ وَ الْإِمَامِ الْمَهْدِيِّ مِنْ آلِ مُحَمَّد».[37]

بخش نخست عبارت ياد شده، آن است كه ما در سانحه سنگين كربلا اندوهگين و مصيبت‌زده‏ايم. خداوند اجر همه را افزون كند. بخش دوم شعار اين است كه خداوند ما را جزو كساني قرار دهد كه براي خون‌خواهي سالار شهيدان و گرفتن خون‌بهاي حسيني، موفق به قيام هستند!

ما وقتي مي‏توانيم خون‌بهاي حسين بن علي‌(ع) را بگيريم كه وارث او باشيم؛ چون اگر وارث او نباشيم، خون‌بها به ما ارتباطي ندارد؛ يعني اگر كسي نسبت به مقتولي يا شهيدي بيگانه باشد، حق ندارد براي خون‌خواهي او انتقام بگيرد. پس طبق اين شعار و دعا، ما جزو وارثان حسين بن علي‌(ع) بوده و آماده خون‌خواهي آن حضرت هستيم.

بنابراين، راهيان طريق حسين بن علي‌(ع) كه جزو وارثان او هستند، مي‏توانند به خون‌خواهي شخصيت حقوقي سالار شهيدان به مبارزه با ظلم بپردازند، نه اينكه فقط مصرف‌كننده نهضت حسيني باشند.

بسياري از افراد بر اين باورند كه ما فقط مصرف‌كننده نهضت كربلاييم، مانند داروخانه‏اي كه محصولاتش براي همه مردم سودمند است، اما خواص بر اين اعتقادند كه ما هم مصرف‌كننده اين نهضتيم تا به صلاح رسيم و هم بايد توليد‌كننده نهضت‌هاي اسلامي باشيم تا مصلح شويم.

10. حركت به سوي لقاي الهي

سالار شهيدان، امام حسين(ع) نيز مانند پيامبران الهي، خود از پيش مي‏رفت و ديگران را به حركت فرا مي‏خواند. آن حضرت در روز هشتم ذي‏الحجه (روز ترويه) در ميان زائران بيت‌الله فرمود: امروز قربان‌گاه ما سرزمين كربلا و جامه احرام ما كفن است. بايد براي نجات اسلام، جان خويش را قرباني كنيم. تنها آنان كه جان خود را بر كف دست نهاده‏اند، با من همراه شوند؛ نه آنان كه اميد نام و نان و پيروزي ظاهري دارند. كساني با من همراه شوند كه وطنشان لقاء‌الله است. «مَنْ كَانَ فِينَا بَاذِلًا مُهْجَتَهُ مُوَطِّناً عَلي لِقَاءِ اللَّهِ نَفْسَهُ فَلْيَرْحَلْ مَعَنَا فَإِنِّي رَاحِلٌ مُصْبِحاً إِنْ شَاءَ اللَّهُ».[38]

به همين دليل، همراهان و ياري‌كنندگان آن حضرت را بهترين اصحاب مي‌شناسند و در پايين قدوم حضرت آرميدند و ما بر همه آنان پس از سلام بر امام حسين(ع)، سلام مي‌گوييم: «فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لَا مَعَ عَدُوِّكُمْ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ عَلي أَرْوَاحِكُمْ وَ أَجْسَادِكُمْ وَ شَاهِدِكُمْ وَ غَائِبِكُمْ وَ ظَاهِرِكُمْ وَ بَاطِنِكُمْ آمِينَ رَبَّ الْعَالَمِين».[39]

 

منابع

٭ قرآن كريم.

٭ نهج‌البلاغه، قم، دارالهجره.

  1. اللهوف، سيد ابن طاووس، تهران، جهان، 1348.
  2. عوالي‏الئالي (جلد 4)، ابن ابي‌جمهور احسائي، قم، انتشارات سيد الشهدا(ع)، 1405 ه‍ .ق.
  3. المحاسن (جلد 1)، احمد بن محمد بن خالد برقي، قم، دارالكتب الإسلامية، 1371 ه‍ .ق.
  4. وسائل‏الشيعة، شيخ حر عاملي، قم، مؤسسه آل‌البيت(ع)، 1409ه‍ .ق.
  5. التوحيد، شيخ صدوق، قم، جامعه مدرسين، 1398، ه‍ .ق.
  6. التهذيب (10 جلد)، شيخ طوسي، تهران، دارالكتب الإسلاميه، 1365‏.
  7. الارشاد (2 جلد در يك مجلد)، شيخ مفيد، قم، انتشارات كنگره جهاني شيخ مفيد، 1413 ه‍ .ق.‏
  8. بحارالانوار، علامه مجلسي، لبنان، مؤسسه الوفاء بيروت، 1404 هـ..ق.
  9. تفسير الصافي، ملا محسن فيض كاشاني، تهران، الصدر، 1415 هـ.ق.
  10. كافي، محمد بن يعقوب كليني، تهران، دارالكتب الإسلاميه، 1365 ه‍ .ق.‏
  11. مستدرك‏الوسائل، محدث حسين نوري، قم، مؤسسه آل‌البيت(ع)، 1408 ه‍ .ق.

 

 

[1]. «مَعْنَى قَدْ قَامَتِ الصَّلَاةُ فِي الْإِقَامَةِ أَيْ حَانَ وَقْتُ الزِّيَارَة». التوحيد، شيخ صدوق، ص240

[2]. «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَر». عنکبوت: 4

[3]. «بَابُ تَأَكُّدِ اسْتِحْبَابِ زِيَارَةِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ». نک: وسائل‏الشيعة، حرعاملی ج14، ص49، باب 37

[4]. التهذيب، شيخ طوسي، ج6، ص52.

[5]. «نشانه‏هاي مؤمن و شيعه، پنج چيز است: اقامه نمازِ پنجاه و يك ركعت، زيارت اربعين حسيني، انگشتر در دست راست كردن، سجده بر خاك نمودن و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحيم». همان

[6]. مراد از نماز پنجاه و يك ركعت، همان هفده ركعت نماز واجب روزانه به اضافه نمازهاي نافله است كه جبران‏كننده نقص و ضعف نمازهاي واجب است.

[7]. «إن رسول الله قال الصلاة عمود الدين». المحاسن، احمد بن محمد بن خالد برقي، ج1 ، ص286

[8]. «إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً ، ِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً وَ إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً اِلاَّ الْمُصَلِّينَ». معارج: 19 ـ 22

[9]. «شهادت مي‌دهم که شما نماز را به پا داشتيد و زکات را پرداخت نموديد و امر به معروف و نهي از منکر کرديد و پيروي از پيامبر نموديد و قرآن را به درستي تلاوت کرديد». کافي، کلینی، ج4، ص574

[10]. نک: اعراف: 142.

[11]. مائده: 26.

[12]. «خمّرت طينة آدم بيدي أربعين صباحاً». عوالي‏اللئالي، ابن ابي جمهور احسائي، ج4، ص9

[13]. تفسير صافي، ملامحسن فيض کاشاني، ج1، ص95.

[14]. «مَنْ حَفَظَ علي أمّتي أربعين حديثاً ينتفعون بهابعثه الله يوم‌القيامة فقيهاً عالماً». بحار الانوار، مجلسی، ج2، ص156

[15]. «مَنْ أَخْلَصٌ لله أربعين يوماً فجّر الله ينابيع الحكمة من قلبه علي لسانه». همان، ج67، ص249

[16]. التهذيب، شیخ طوسی، ج6، ص113.

[17]. بحارالانوار، مجلسی، ج43، ص261، باب 12.

[18]. «فهَداهُم به من الضّلالة و أنقذهم بمكانه من الجهالة». نهج‌البلاغه، خطبه 1، مبعث النبي

[19]. بحارالانوار، مجلسی ج16 ، ص190.

[20]. التهذيب، شیخ طوسی، ج6، ص113.

[21]. الارشاد، شيخ مفيد، ج2، ص91.

[22]. التهذيب، شیخ طوسی، ج6، ص113.

[23]. مستدرك‏الوسائل، حسین نوری، ج10، ص299.

[24]. نک: قصص: 21.

[25]. التهذيب، شیخ طوسی، ج6، ص113، زيارت اربعين.

[26]. همان.

[27]. «إِنِّي وَ اللَّهِ مَا أَحُثُّكُمْ عَلَي طَاعَةٍ إِلَّا وَ أَسْبِقُكُمْ إِلَيْهَا وَ لَا أَنْهَاكُمْ عَنْ مَعْصِيَةٍ إِلَّا وَ أَتَنَاهَي قَبْلَكُمْ عَنْهَا». نهج‌البلاغه، خطبه 1

[28]. التهذيب، شیخ طوسی، ج6، ص113، زيارت اربعين.

[29]. نک: نساء: 78.

[30]. «وَ قَدْ تَوَازَرَ عَلَيْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْيَا وَ بَاعَ حَظَّهُ بِالْأَرْذَلِ الْأَدْنَى وَ شَرَى آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الْأَوْكَس». التهذيب، شیخ طوسی، ج6، ص113، زيارت اربعين

[31]. التهذيب، ج6، ص113، زيارت اربعين.

[32]. «فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُكُمْ مِنَ الْحَرَامِ وَ طُبِعَ عَلَي قُلُوبِكُم». بحارالانوار، ج45، ص8

[33] التهذيب، ج6، ص113، زيارت اربعين

[34]. نک: طه: 64.

[35]. نک: اعلي: 14.

[36]. التهذيب، ج6، ص113، زيارت اربعين.

[37]. وسائل‏الشيعه، حرعاملی، ج14، ص509، باب استحباب البكاء لقتل الحسين.

[38]. «هر كسي كه خون خود را به قصد لقاي الهي بذل مي‏كند، همراه ما بيايد كه اگر خدا بخواهد، صبح حركت مي‏كنم». اللهوف، ابن طاووس، ص60

[39]. التهذيب، ج6، ص113، زيارت اربعين.



منابع: مجموعه مقالات
ارسال کننده: مدیر پورتال
 عضویت در کانال آموزش و فرهنگ اربعین

چاپ

برچسب ها زيارت امام - اربعین حسینی - حسين محمودي - آيت‌الله جوادي آملي - زيارت اربعين - سالار شهيدان

نظرات


ارسال نظر


Arbaeentitr

 فعالیت ها و برنامه ها

 احادیث

 ادعیه و زیارات