ستاد مرکزی اربعین|کمیته فرهنگی، آموزشی

banner-img banner-img-en
logo

 ادبیات و پژوهش


از عاشورا تا اربعين (به مناسبت اربعين حسيني) - زهرا نجارزادگان

چاپ
از امام صادق عليه السلام روايت شده که فرموده¬اند: «در روز اربعين هنگامي که روز بلند شد زيارت مي¬کني و مي¬گويي: سلام بر ولي خدا و حبيب او، سلام بر خليل خدا و بنده نجيب او، سلام بر بنده برگزيده خدا و فرزند برگزيده او، سلام بر حسين مظلوم شهيد....

فرازهايي از زيارت اربعين

از امام صادق عليه السلام روايت شده که فرموده­اند: «در روز اربعين هنگامي که روز بلند شد زيارت مي­کني و مي­گويي: سلام بر ولي خدا و حبيب او، سلام بر خليل خدا و بنده نجيب او، سلام بر بنده برگزيده خدا و فرزند برگزيده او، سلام بر حسين مظلوم شهيد، سلام بر آقايي که در ميان امواج بلا گرفتار آمد و کشته اشک روان است. آن گاه امام صادق عليه السلام فرمودند: عليه آن حضرت هم دست شدند کساني که دنيا فريبشان داده بود و بهره خود را در ازاي بهايي ناچيز فروختند و آخرت خويش را به قيمت ناچيز حراج کردند. در چاه هوا و هوس فرو رفتند و تو و پيامبرت را به خشم آورده و مطيع بندگان شقي گرديدند؛ امام حسين عليه السلام در مقابل آنان تن به ذلت نداد و با آنان با شکيبايي به جهاد پرداخت تا آن گاه که خونش را ريختند و اهل بيتش را به اسارت بردند.

اولين زائر

از عطيه روايت شده که در روز اربعين، با جابر بن عبداللّه انصاري به زيارت قبر امام حسين عليه السلام رفتيم. وقتي به کربلا رسيديم، جابر غسل کرده و بر سر قبر حضرت رفت و گفت: «دست مرا بر قبر گذار.» چون دستش به قبر رسيد بي هوش شد و وقتي به هوش آمد سه بار گفت: يا حسين، سپس گفت: «آيا دوست، جواب دوست را نمي دهد؟ چگونه جواب مي دهي در حالي که سرت را از بدن جدا کرده اند.» و گفت: «سوگند به خدا که ما نيز در آن جا حضور داشتيم.» من گفتم: چگونه؟ در حالي که شمشيري نزديم، و اين گروه مابين سرو بدن شان جدايي افتاده و اولادشان اسير شده و [ما...]، جابر گفت: «از رسول خدا شنيدم که هر که گروهي را دوست دارد، با آنان محشور مي شود و هر که عمل مردمي را دوست داشته باشد، در عمل ايشان شريک شود. همانا دوست ايشان به بهشت بازگشت نمايد و دشمن ايشان به دوزخ بازگردد.

ديدار اهل بيت از شهداي کربلا در روز اربعين

سيدبن طاووس در کتاب مقتل خود به نام لهوف آورده است: زماني که اهل بيت حضرت سيدالشهداء عليهم السلام از شام به مدينه برمي گشتند در عراق از کاروان دار خواستند که آن ها را از راه کربلا ببرد. چون به بر تربت پاک امام حسين عليه السلام رسيدند، جابر بن عبداللّه را با گروهي از طايفه بني هاشم و مرداني از آل پيغمبر صلي الله عليه و آله ديدند که به زيارت حضرت آمده اند. آنان شروع به عزاداري و نوحه سرايي کردند، زنان قبائل عرب نيز که در آن اطراف بودند جمع شده و عزاداري کردند. کاروانيان سپس از آن جا به سوي مدينه کوچ کردند.

اسارت زن مسلمان

از مظلوميت هايي که حکايت از نقض آشکار قوانيني است که اسلام به آنها سفارش کرده، اسير گرفتن زن مسلمان است. در حادثه کربلا پس از پايان نبرد، اهل بيت امام حسين را اسير کرده و شهر به شهر گرداندند و در کوفه و شام به نمايش گذاشتند. اسير گرفتن زن مسلمان از نظر اسلام مردود است چنان که علي عليه السلام در جنگ جمل اسير کردن را روا نشمرد و عايشه را به همراه عده اي زن به شهر خودش بازگرداند؛ اما متجاوزان اموي فرزندان پيامبر را مثل اسيران کافر، از کوفه به شام فرستادند و چهره زنان اسير را بر اهالي شهرها نمودند و درنهايت سنگ دلي با آنان رفتار کردند. چنان که حضرت زينب عليهاالسلام هنگام عبور از کنار اجساد شهدا (در اعتراض به اسارت اهل بيت) فرمود:اي محمّد صلي الله عليه و آله اين دختران تو هستند که به اسارت مي روند.

راز نهضت حسيني در سخنان مقام معظم رهبري

رهبر معظم انقلاب درباره اهداف قيام امام حسين عليه السلام فرموده­اند: «قيام امام حسين عليه السلام ظاهرا قيام عليه حکومت فاسد يزيد است، اما در باطن قيامي براي ارزش­هاي اسلامي است براي اين است که مردم را از جهالت و پستي نجات دهد؛ لذا هنگامي که از مدينه خارج مي­شوند در پيام خود به برادران محمّدبن حنيفه مي فرمايند: من با تکبّر، با غرور از روي فخر فروشي و از روي ميل به قدرت... قيام نکردم. مي­بينم که اوضاع در ميان امت رسول اللّه دگرگون شده و حرکت به سوي انحطاط است و براي مقابله با آن قيام کردم. براي ايجاد حکومت حق قيام کردم؛ لذا در رفتار امام حسين عليه السلام از همان ابتدا که از مدينه حرکت کردند تا وقتي در کربلا به شهادت رسيدند همان معنويت و عزت و سرفرازي و در عين حال عبوديت و تسليم مطلق در مقابل خدا محسوس است.

اهل بيت، بهترين مبلغان عاشور

بي ترديد، اهل بيت امام حسين عليه السلام بهترين مبلغان عاشورا بودند. آنان در کربلا حضور داشتند تا پيام عاشورا را به گوش جهانيان برسانند. اگر آن حضرت، غير از اهل بيت، افرادي ديگر را به عنوان مبلغ قرار مي دادند، يقينا آنان نيز مثل ديگر ياران آن حضرت به شهادت مي رسيدند؛ زيرا موقعيت به گونه اي بود که به چنين افرادي پس از شهادت امام حسين عليه السلام و يارانش و اسارات اهل بيت، اجازه و امکان تبليغ نمي دادند. همچنين هيچ مبلغي قادر نبود همانند اهل بيت به خصوص امام سجاد عليه السلام و زينب کبري عليهاالسلام با کلام آتشين و خطبه هاي گويا، مردم را تحت تأثير قرار دهد.

تبليغات اهل بيت در کوفه

دشمن، پس از شهادت امام حسين عليه السلام ، اهل بيت را به همراه سرهاي شهدا به کوفه برد. حضرت زينب عليهاالسلام در سخناني پرشور مردم کوفه را به سختي سرزنش کرده، و امام حسين و يارانش را معرفي کردند؛ چون در اثر تبليغات گسترده يزديان، عده زيادي نمي دانستد علل قيام امام چه بوده است. همچنين دشمن درصدد تحريف واقعيت هاي قيام حضرت بود. اما حضرت زينب با سخنان کوبنده، از اين تحريفات جلوگيري کرد. چنان که وقتي اسيران را به کاخ ابن زياد بردند او خطاب به حضرت زينب گفت: «آيا ديدي خدا با برادرت چه کرد؟» زينب عليهاالسلام پاسخ داد: من از خدا درباره برادرم جز خوبي نديدم. آن ها به راهي رفتند که خدا مي خواست. آنان با شهادت به افتخاري که خواستند رسيدند؛ اما تو پسر ابن زياد! خود را آماده کن که خدا بين تو و آنان حکم خواهد کرد.

پيام آوران قيام کربلا

هر قيام و نهضتي از دو بخش مبارزات و قيام مسلحانه يا غيرمسلحانه و از بخش رساندن پيام آن انقلاب و بيان آرمان ها و اهداف تشکيل مي شود. در بررسي قيام امام حسين عليه السلام اين دو بخش کاملاً محسوس است، روز عاشورا مظهرِ، بخش خون و شهادت و ايثار بود و بخش ديگر آن بعد از عاشورا و پرچمدار آن امام سجاد عليه السلام و زينب عليهاالسلام بودند که پيام انقلاب و شهادت سرخ آن حضرت را به اطلاع مردم رساندند. بي شک اگر بازماندگان حضرت نبودند دشمنان اسلام با تبليغات گسترده خود قيام آن حضرت را در طول تاريخ لوث مي کردند. بازماندگان حضرت سيدالشهداء در دروان اسارت با افشاگري هاي آگاهانه اجازه چنين تحريف و خيانتي را به دشمنان امام حسين عليه السلام ندادند.

جنگ تبليغاتي

بعد از واقعه عاشورا بازماندگان خاندان پيامبر از فرصت ديدار با مردم که به دليل اسارت و از اين شهر به آن شهر رفتن به دست آوردند، به بهترين وجه بهره برداري کردند. آن ها با استفاده از اين فرصت، حقيقت قيام امام حسين عليه السلام را به تصوير کشيدند و جنايت هاي عمال اموي را برملا کردند. اسرا به ويژه حضرت زينب عليهاالسلام و امام سجاد عليه السلام اولين تعقيب کننده راه و هدف حسين عليه السلام و فرمانده جنگ سرد و تبليغاتي برضد حکومت اموي بودند. در پرتو همين افشاگري ها بود که انقلاب حسيني در دل همه مردم شکوفا شد و موج تنفر از حکومت اموي به وجود آمد تا جايي که بستگان يزيد هم به لرزه و گريه افتادند، و همان يزدي که با ديدن اسرا خرسندي مي کرد ناچار شد براي انحراف افکار عمومي ابن زياد را مقصر قلمداد کند.

توقف در کربلا

يزيديان در هنگام حرکت به سوي کوفه به اهل بيت امام حسين عليه السلام اجازه عزاداري نداده بودند؛ از اين رو خاندان داغديده رسالت، پس از ورود به کربلا براي شهيدان خود به عزاداري پرداختند. سيدبن طاووس در کتاب مقتل خود به نام لهوف مي­گويد: «کاروانيان مجلس عزا به پا داشتند و تا سه روز بدين منوال سپري شد.»

حرکت از کربلا

وقتي کاروان شام به کربلا رسيد، اهل بيت امام حسين عليه السلام به گونه اي جانسوز به عزداري پرداختند، امام سجاد عليه السلام وقتي که اوضاع را چنين ديدند، دانستند که اگر زنان و کودکان در کنار اين قبور مطهر بمانند، خود را در اثر شيون و زاري هلاک مي کنند؛ از اين رو فرمان دادند تا بار شتران را ببندند و از کربلا به سوي مدينه حرکت کنند. چون بارها را بستند و آماده حرکت شدند، حضرت سکينه اهل حرم را براي وداع، با ناله و فرياد به سوي مزار مقدس امام حرکت داد و همگي در اطراف قبر مقدس گرد آمدند. سکينه قبر پدر را در آغوش گرفت و به شدت گريست و اين ابيات را زمزمه کرد: «اي کربلا! بدني را در تو به امانت گذاشتيم که بدون غسل و کفن مدفون شد.اي کربلا، کسي را به نزد تو يادگار نهاديم، که روح احمد و وصي اوست...».

رسيدن کاروان اهل بيت به مدينه

کاروان اهل بيت به سوي مدينه رهسپار شد. «بَشير» که آنان را همراهي مي کرد مي گويد: به آرامي رفتيم تا به شهر مدينه نزديک شديم. امام سجاد عليه السلام مرا طلبيده و فرموند: خداوند پدرت را رحمت کند که شاعر نيکويي بود آيا تو نيز شعر مي­گويي؟ گفتم: آري، پس فرمود به مدينه برو و خبر شهادت ابي عبداللّه را به مردم ابلاغ کن. بشير مي گويد: وقتي خبر شهادت امام حسين عليه السلام را به مردم مدينه رساندم، مردمان مدينه از خانه خود بيرون آمده و شروع به گريه و زاري کردند. من همانند آن روز را به ياد ندارم که مردم همه يک دل و يک زبان گريه کنند و تلخ تر از آن روز را بر مسلمانان نديدم.

فرستاده پادشاده روم در مجلس يزيد

از امام زين العابدين عليه السلام روايت شده که چون سر مبارک امام حسين عليه السلام را براي يزيد آوردند، سر مقدس را مقابل خود قرار داده و مي خواري مي کرد. يک روز فرستاده پادشاه روم که از اشراف بود در مجلس حضور داشت و از يزيد پرسيد که اين سر کيست؟ يزيد گفت: «اين سر حسين بن علي، فرزند فاطمه، دختر رسول خداست.» فرستاده روم وقتي چنين شنيد گفت: «تف بر تو باد. پدر من با واسطه هاي بسيار از نواده هاي حضرت داوود است؛ با اين حال، مسيحيان مرا به اين دليل بزرگ مي شمارند واز خاک پايم تبرک مي برند، و شما پسر دختر پيامبر خود را مي کشيد؟! اين چه دين داري است؟» يزيد وقتي اعتراض سفير روم را شنيد، گفت: «اين نصراني را بکشيد تا مرا در کشور خود رسوا نکند.» چون نصراني چنين فهميد گفت: «ديشب رسول خدا صلي الله عليه و آله را در خواب ديدم که به من فرمودند: تو اهل بهشتي.» و سپس شهادتين گفت و سر حسين عليه السلام را به سينه چسبانيد و بوسيد تا کشته شد.

اهداف يزيد از اسارات و به آتش کشيدن خيام اهل بيت

سياست حکومت هاي ظالم آن است که براي جلوگيري از نهضت هاي احتمالي بعدي، از هر وسيله اي استفاده کنند. حکومت يزيد نيز پس از فاجعه عاشورا، براي ايجاد ترس و وحشت بين مردم، اهل بيت را با وضعي دلخراش اسير کرد و در دو شهر مهم کوفه و شام گرداند. شبيه اين کار غير انساني را عبيداللّه بن زياد در شهادت مسلم بن عقيل و هاني بن عروه انجام داده بود. او بدن هاي پاک اين دو را پس از شهادت در کوچه ها و خيابان هاي کوفه گرداند. هم چنان که سر مبارک اما حسين و ديگر شهيدان کربلا را بر بالاي نيزه کرد و به تماشاي مردم گذاشت.

تأثير تبليغ اهل بيت در داخل کاخ يزيد

زنان اهل بيت، در کاخ يزيد تبليغات گسترده­اي انجام دادند. طبري در کتاب تاريخ خود مي­نويسد: زنان اهل بيت از منزل يزد خارج نشدند، مگر آن که ديگر زنان براي سوگواري به منزل او رفتند، و هيچ زني از آل ابي سفيان باقي نماند مگر آن که به نزد آنان آمد و در آن جا اقامه عزا کرد. عزاداري اهل بيت در کاخ يزيد و دارالاماره، چنان تأثير گذاشت که مردم تصميم گرفتند به خانه يزيد ريخته و او را بکشند.

از بين بردن ابهت پوشالي يزديان

سياست رعب و وحشت يزيديان، با افشاگري هاي اهل بيت با شکت روبه رو شد. اهل بيت امام حسين عليه السلام با وجود تحمل سخت ترين مشکلات، در مقابل دشمنان تسليم نشدند؛ بلکه با خطبه ها و سخنراني هاي کوبنده علاوه بررسوا کردن حکومت يزيد به توده ناآگاه مردم درس آزادي و آزادگي دادند و بدين گونه، نهضت هاي ديگري چون قيام توابين شکل گرفت. و شعار نهضت امام حسين عليه السلام در فضاي تمامي شهرها طنين افکند.

قيام عاشورا در کلام امام خميني

امام خميني(رحمهم الله) درباره انگيزه الهي قيام امام حسين عليه السلام مي فرمايند: «شما ملاحظه کنيد که بهترين خلق اللّه در عصر خودش حضرت سيدالشهداء و جوانان بني هاشم و اصحاب او شهيد شدند. لکن وقتي در آن مجلس پليد يزيد صحبت مي شود حضرت زينب قسم مي خورد که آن چه در کربلا ديدم جز پيشامدي زيبا نبود. شهادت يک انسان کامل در نظر اولياء خدا جميل است نه براي اين که جنگ کرده و کشته شده، براي اين که جنگ براي خدا بوده است.»

گريه­هاي امام سجاد عليه السلام

امام سجاد عليه السلام پس از واقعه کربلا تا آخر عمر، پيوسته اندوهناک و گريان بود. سيدبن طاووس در کتاب مقتل خود به نام لهوف از امام صادق روايت کرده که امام زين العابدين عليه السلام حدود چهل سال بر پدر بزرگوارش گريست در حالي که روزها را روزه مي گرفت و شب ها را به عبادت مي پرداخت. هنگام افطار وقتي غلام آن حضرت برايش غذا مي آرود. امام مي فرمود: پسر پيامبر را با شکم گرسنه و لب تشنه شهيد کردند. و وقتي غلام مي گفت: مولاي من، آيا وقت آن نرسيده که اندوهتان تمام شود و گريه هايتان پايان پذيرد؟ حضرت مي فرمود: «واي بر تو! يعقوب 12 پسر داشت خدا يکي را پنهان کرد، موي سرش سفيد شد، کمرش خميده و ديدگانش به سبب گريه، بينايي خود را از دست داد؛ در حالي که مي دانست او زنده است اما من، پدر و عزيزانم را ديدم که به خون آغشته بر زمين افتاده بودند. چگونه اندوهم پايان يابد و گريه ام بکاهد.»

ورود اهل بيت به مسجد رسول خدا صلي الله عليه و آله

اهل بيت، پس از يک سفر طولاني و پرماجرا هنگام ورود به مدينه، به کنار قبر رسول خدا صلي الله عليه و آله رفتند، آنان در کنار مرقد پيامبر، گفت و گوها و درد دل هاي بسيار داشتند؛ اما تاريخ از بيان همه آن ها سکوت کرده و تنها گفته است: زينب عليهاالسلام دست ها را به دو طرف درب و سر را داخل مسجد قرار داد و گفت: يا جدّاه، خبر قتل برادرم حسين عليه السلام را آورده ام. سکينه، با صداي بلند فرياد کشيد: اي جد گرامي از آن چه بر سر ما گذشته است پيش تو شکايت آورده ام به خدا قسم، سنگ دل تر از يزيد نديدم و کافر و مشرکي بدتر از او سراغ ندارم. با چوب خيزران بر لب و دندان پدرم حسين عليه السلام ـ (همان جايي که شما مي بوسيديد ـ مي زد و مي گفت: حسين چوب ها را چگونه مي بيني؟

يزيد از خدمات ابن زياد تقدير مي­کند

برخلاف آن چه برخي از مورخان گفته­اند، يزيد نه تنها از کرده خود پشيمان نشد بلکه از ابن زياد به دليل جناياتي که مرتکب شده بود، تقدير و تشکر کرد. يزيد طي نامه اي به ابن زياد نوشت: «تو بالا رفتي و از ابر گذشتي و مراحل پس از ابر را پشت سرگذاشته و ديگر جايي براي بالا رفتنت نمانده، مگر آن که بر بالاي خورشيد بنشيني. همين که نامه ما را ديدي، براي دريافت جايزه به شام حرکت کن.» ابن زياد با عده اي از استانداران به شام رفت، يزيد از او استقبال کرد، او را در آغوش کشيد، پيشانيش را بوسيد و از کشتن امام حسين به جهاد تعبير کرد. يزيد به ابن زياد و عمر سعد هر کدام يک ميليون درهم جايزه داد. همچنين ماليات عراق را نيز به ابن زياد بخشيد.

نتايج قيام عاشور

نهضت امام حسين عليه السلام آثار و تايج بزرگي در جامعه اسلامي بر جاي گذاشت که از جمله، رسوا ساختن هيأت حاکمه وقت بود؛ چون بني اميه به حکومت خود رنگ ديني مي داد و در جهت تثبيت موقعيت خود در جامعه مي کوشيد. ولي قيام و شهادت امام حسين بزرگ ترين ضربه بر پيکر اين حکومت ناپاک وارد آورد. از آثار ديگر نهضت امام حسين عليه السلام احياء سنت شهادت بود. پس از درگذشت پيامبر صلي الله عليه و آله در اثر انحراف حکومت اسلامي از مسير خود، مسلمانان کم کم روحيه سلحشوري را از دست دادند و به رفاه خو گرفتند؛ ولي قيام امام حسين اين وضع را دگرگون ساخت و سنت شهادت را در جامعه اسلامي زنده کرد. همچنين قيام حضرت، سرچشمه نهضت ها و قيام هاي ديگري چون نهضت توابين، قيام مختار و... شد.

بازگشت به مدينه

مدينه کارواني سوي تو با شيون آوردم                ره آوردم بود اشکي که، دامن دامن آوردم

مدينه در به رويم وامکن چون يک جهان ماتم        نياورد ارمغان با خود کسي، تنهامن آوردم

مدينه يک گلستان گل اگر در کربلا بردم              ولي اکنون گلاب حسرت از آن گلشن آوردم

اسيرم کرد اگر دشمن به جان دوست خرسندم        به پايان خدمت خود را به نحو احسن آوردم

مدينه يوسف آل علي را بردم اکنون                   اگر او را نياوردم از او پيراهن آوردم

مدينه گر به سويت زنده برگشتم مکن مَنعَمْ که من اين نيمه جان را هم به صد جان کندن آوردم

مدينه اين اسيري ها نشد سدّ رهم بنگر               چها با خطبه هاي خود به روز دشمن آوردم

 



منابع: گلبرگ، فروردين 1383، شماره 49
ارسال کننده: مدیر پورتال
 عضویت در کانال آموزش و فرهنگ اربعین

چاپ

برچسب ها زيارت اربعين - عاشورا - عطيه - اولين زائر - جابر بن عبداللّه انصاري - کربلا

نظرات


ارسال نظر


Arbaeentitr

 فعالیت ها و برنامه ها

 احادیث

 ادعیه و زیارات