ستاد مرکزی اربعین|کمیته فرهنگی، آموزشی

banner-img banner-img-en
logo

 ادبیات و پژوهش


اربعین حسینی شکوه همستگی اجتماعی امت اسلامی - سیدمهدی موسوی

چاپ
نزد متفکران مسلمان، همبستگی اجتماعی محصول محبت است که به واسطة اشتراک و توافق افراد جامعه در اندیشه‌ها و ارزش‌ها به وجود می‌اید .

اربعین حسینی شکوه همستگی اجتماعی امت اسلامی

سیدمهدی موسوی[1]

 

 

چکیده

نزد متفکران مسلمان، همبستگی اجتماعی محصول محبت است که به واسطة اشتراک و توافق افراد جامعه در اندیشه‌ها و ارزش‌ها به وجود می‌اید . از این رو، بهترین جامعه، جامعه ای است که بر اساس محبت مبتنی بر فضیلت واحد و آرا و عقاید مشترک شکل گرفته باشد. بر اساس این نظریه، راه ایجاد همبستگی و تقویت آن در امت اسلامی و جامعة فاضله،‌توسعه دادن به باورهای اجتماعی و آگاهی‌های مشترک پیرامون مبدأ و معاد و فضیلت و سعادت است و آنچه بیشترین ضربه را به محب و همبستگی اجتماعی وارد می‌کند، غفلت، جهالت و ضلالت است که موجب تضعیف محبت و ایجاد تفرقه و جدایی مردم در جامعة فاضله می‌شود. قیام امام حسین(ع) قیامی بیدارکننده و حرکتی رهایی بخش از ضلالت و جهالت و احیای ارزش‌های فطری و الهی بود. به همین دلیل، آن حضرت شخصیتی جهانی‌اند و می‌توانند محور امت اسلامی و همة حق‌طلبانی باشد که در برابر ضلم و ستم می‌آیستند و به احیای عزت و انسان و عزتمندی دین می‌اندیشند.

به تبع شخصیت و قیام امام حسین (ع) مجالس عزداری و مرامس‌های متعلق به ایشان از جمله راهپیمایی عظم اربعین، از کارکردهای اجتماعی و جهانی ویژه‌ای برخوردار است که یکی از مهم‌‌‌ترین آنها،‌ایجاد همبستگی اجتماعی میان امت اسلامی و حتی ایجاد وفاق عمومی در میان همة آزادی‌خواهان جهان است. برخی ویژگی‌های مهم راهپیمایی عظیم اربعین، که کارکرد همبستگی اجتماعی دارند،‌از این قرار است:

1. اشتراک در محبت، 2. تقویت دینداری، 3. تبلور صفات اخلاقی برجسته، 4. آگاهی‌بخشی و ارتقای سطح بینش اجتماعی و سیاسی مسلمین، 5. رسانة امت اسلامی، 6. تبلور وحدت اسلامی و همزیستی مسالمت‌آمیز، 7. نمایش قدرت و عظمت امت اسلامی.

کلید‌ واژگان: اربعین حسینی، امت اسلامی، محبت، همبستگی اجتماعی.

مقدمه

قوام هر جامعه‌ای به هبستگی اجتماعی و پیوستگی مردم آن جامعه وابسته است که موجب تعاون و همکاری نیروها و هم‌افزایی عناصر و امکانات می‌شودد. در مقابل همبستگی اجتماعی، گستگی افراد و عناصر اجتماعی، غفلت بر آگاهی و ارادة افراد جامعه غلبه می‌یابد و آنها را از مسائل اصلی و درد مشترک یکدیگر غافل به امور فرعی و تضاد درونی مشغول می‌شوند. از این رو، جامعه تکه تکه می‌شود و حجاب غفلت آنها را محاصره می‌کند؛ به نحوی که هیچ اطلاعی از سایر بخش‌های جامعه و افراد دیگر در اختیار نباشد. در فضای بی‌خبری و بی‌‌اطلاعی، بی‌اعتمادی و غیریت‌سازی غلبه می‌یابد، همکاری‌ها کاسته و روزبه روز شکاف‌ها عمیق‌تر می‌شود.

جهان اسلام به مثابه یک جامعه واحد و‌«امت» است که فرهنگ (باورها و ارزش‌ها) و سرنوشت مشترک دارد. بنابراین، باید همبستگی و پیوستگی داشته باشد تا بتواند از باورها و ارزش های خود حفاظت و به اعتلای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مسلمین کمک کند. امروزه،‌ بزرگ‌ترین مشکل جهان اسلام کاهش همبستگی اجتماعی و غلبة بی‌خبری و بی‌اعتمادی متقابل میان مسلمین است، به خصوص که دشمنان مشترک از این ضعف جدی به خوبی بهره می‌گیرند و بر آتش ناامنی و بی‌اعتمادی دامن می‌زنند و تکفیری‌های جاهل را تقویت می‌کنند. در چنین فضایی، هویت و هستی امت اسلامی به خطر افتاده است. کشورهای  غربی در بستر جنجال رسانه‌ای و امپراتوری بزرگ ارتباطی در حال تخریب فرهنگی و ارزشی خود تهی کنند. روشن است که اگر باورها و هویت ارزشی و فرهنگی امتی نفی شد،‌ همبستگی و پیوستگی آن به گسستگی و از خودباختگی تبدیل می‌شود و شکنندگی فرهنگی، اجتماعی و سیاسی بر آن جامعه مستولی می‌شود. این خطرات، به خصوص زمانی که خیز بلندی برای شکل‌گیری تمدن نوین اسلامی برداشته شده باشد، بسیار جدی است، زیرا تحقق تمدن نوین اسلامی فرع بر بازسازی و شکل‌گیری دوبارة «امت اسلامی» است.

با توجه به این وضعیت، حرکت‌های خودجوش مردمی و مراسم‌های پرمعنای مذهبی که ریشه در فطرت و سنت اصیل اسلام دارد، به خوبی می‌تواند بخشی از این ضعف‌ها و نقص‌ها را جبران کند و به تحکیم قلوب مؤمنان و پیوستگی امت اسلامی بیفزاید. یکی از این حرکت‌ها و جنش‌های مردمی، که می‌تواند در همبستگی امت اسلامی مؤثر باشد همایش جهانی پیاده‌وری اربعین حسینی است که کاملاً مردمی و خوجوش شکل گرفته و امروزه به اجتماع بزرگی تبدیل شده است. در این ایام امت اسلامی از سراسر نقاط جهان با تنوع فرهنگی، زبانی و حتی مذهبی بر دور شمع امام حسین(ع) می‌چرخند و نام و یاد شعار او را ـ توحید، عدالت‌خواهی و ظلم‌ستیزی ـ زمزمه می‌کنند.

مراسم اربعین فرصتی بزرگ برای ایجاد همستگی امت اسلامی است و اگر به درستی مدیریت شود، می‌تواند در ایجاد وحدت و وفاق اجتماعی مؤثر باش. به تعبیر دیگر مراسم اربعین باید ادامه دهندة رسالت زینب کبری(س) باشد و بتواند پیام نهضت عاشورا و حضرت سیدالشهدا را به اقصی نقاط عالم مخابره کند، زیرا در حقیقت مراسم اربعین همچون نهضت عاشورا،‌متعلق به تشیع نیست، بلکه متعلق به همة آزادی‌خواهان و ظلم‌ستیزان و عدالت‌طلبان عالم است و می‌‌تواند میعادگاه همة آنهایی باشد که محبت فطری و معرفت رهایی‌بخش به دنبال مشق عشق و تمرین ایثار و عدالت‌طلبی‌اند. اما اگر این ظرفیت بزرگ به درستی مدیریت نشود، می‌تواند زمینة فرصت‌طلبی برخی از به ظاهر شیعیان (شیعة انگلیسی) و بهانه‌جوان به ظاهر سنی (تفکیری‌های مورد تأیید امریکا) را فراهم کند و از این فرصت بزرگ، میوة تفرقه و اختلاف برداشت شود.

نوشتار حاضر بر اساس نظریة فارابی و حقق طوسی، در ابتنای همستگی اجتماعی بر محبت، بر این نظام است که مراسم پیاده‌وری اربعین حسینی شکوه همبستگی اجتماعی امت اسلامی زیر پرچم اصول و ارزش‌های فطری است که ریشه در اعماق وجود همة انسان‌ها دارد؛ اصول و ارزش‌هایی که در امام حسین (ع) و نهضت او تبلور تام یافته است. اگر این ظرفیت به درستی شناخته و مدیریت شود، می‌تواند رسانه‌ای مهم در انتقال نور امام حسین(ع) و ارزش‌های فطری به سراسر عالم باشد، درد مشترک و اره مشترک را در دل‌ها بیافریند و از این طریق ره‌یافتگان را به کشتی نجات رهنمون سازد. بدین‌واسطه، پیوندی ناگسستنی میان همة حقیقت‌خواهان و عدالت‌طلبان برقرار کند.

معنا و مفهوم امت اسلامی

«امت» یکی از واژگان قرآنی و اسلامی است که به مجموعه‌ای از انسان‌ها اطلاق می‌شود که باورها، ارزش‌ها و غایت واحد دارند: « إِنَّ هذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُون» (انبیاء، 92؛ اعراف، 181). در این مفهوم، تشکیل‌دهند و قوام‌بخش زندگی اجتماعی، آب،‌خاک، سرزمین و ملیت (ناسیونال) و حتی ساختار و نظام اجتماعی واحد نیست، بلکه اجتماعی گسترده است که افراد آن به واسطة باورها، ارزش‌ها و غایت مشترکی مجتمع شده‌اند. فارابی «امت» را معادل «جماعت وسطا» می‌داند که از گردهمایی‌ چند اجتماع کوچک‌تر شکل گرفته است. (فارابی 1376: 145). امت یک اجتماع فرهنگی است که بر اساس آرا و معتقدات مشترک افراد را کاملا هم‌جهت و هم‌بسته کرده و یک پیکرة واحد دارد. بنابراین، مسلمین بر اساس باورها،‌معتقدات و ارزش‌ها یک واحد اجتماعی محسوب می‌شوند که هویتی واحد، هدفی واحد و سرنوشتی مشترک دارند و از آن به «امت اسلامی» یاد می‌شود.

معنا و مفهوم همبستگی اجتماعی

همبستگی اجتماعی یکی از مباحث مطرح در علوم اجتماعی است که از زوایای مختلف به آن پرداخت شده سات. همبستگی اجتماعی یکی از مؤلفه‌های مهم اجتماعی و مبنایی در کنش جمعی انس‌ها به شمار می‌آید که نقشی مهم در زندگی اجتماعی انسان دارد و باعث ایجاد حس اعتماد و مشارکت و انسجام بین افراد یک جامعه می‌شود و در نهایت جامعه را در دسترسی به هداف مشترک کمک می‌کند. بنابراین،‌ هبستگی اجتماعی را پایة نظم اجتماعی و شرط لاطم برای پیشرفت جامعه، توسعة همه جانبه، ایجاد همکاری و همیاری میان اعضای جامعه، بسط مشارکت اجتماعی و اعتماد متقابل (فرد‌ ـ جامعه ـ دولت) و تقویت سرمایة اجتماعی دانسته‌اند.

استمرار و پایداری حیات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و همچنین تعالی و پیشرفت یک جامعه در گروه هم‌گرایی و همبستگی بین اجزا و عناصر سازندة ساختار اجتماعی آن جامعه است، هر گاه همبستگی اجتماعی و روابط بین افراد و عناصر جامعه افزایش یابد، تعلق و وفاداری به اجتماع و هنچجارهای اجتماعی افزایش پیدا می‌کند. بنابراین،‌پیش‌نیاز هرگونه اصلاح،‌ پیشرفت و جنبشی در اجتماع، هماهنگ کردن مردم و اتحاد روحی آنان است، زیرا اگر همبستگی و همگرایی فکری و کنشی اعضای جامعه ضعیف باشد و دل‌های افراد از هم جدا و فکرها گسیخته و پراکنده باشد، جامعه با مشکلات و ناهنجاری‌های مختلفی روبه‌رو خواهد شد. از این رو،‌آلن بیرو مفهوم همبستگی اجتماعی را احساس مسئولیت متقابل بین چند نفر یا چند گروه می‌داند که از آگاهی و اراده برخوردار باشند و می‌تواند شامل پیوندهای انسانی و برادری بین انسان‌ها و وابستگی متقابل حیات و منافع بین آنها باشد. (بیرو 1366: 400).

یان کرایپ همبستگی اجتماعی را در مقابل یک‌پارچگی نظام قرار می‌دهد (کرایپ 1391: 37). به نظر وی «یکپارچگی اجتماعی مربوط به شیوه‌ای است که انسان ها را، معمولاً از رهگذر ارزش‌ها و عقاید مشترک، به یکدیگر پیوند می‌دهد»‌(همان: 125). اما «یک‌پارچگی نظام مربوط به شیوه‌ای است که مؤسسات را به هم پیوند می‌دهد» و از این طریق افراد را کنترل و مدیریت می‌کند.

مسئله همبستگی اجتماعی مورد توجه دین اسلام نیز وبده و از مؤمنان خواسته است همبستگی و وفاق خو درا حفظ کنند تا به اهداف خود برسند. طبق‌ آموزه های اسلام،‌جوامع در درجه اول در سایه همسبتگی اجتماعی و وحدت عمومی افراد می‌توانند روابط سالم و تعاملات روزمرة خود را تظنم کنند و از عده و عده خود درست استفاده کنند و بر هم آفزایی خود و نیروها بیفزایند. از این رو، در اسلام، همبستگی اجتماعی نعمت الهی دانسته شده (آل عمران، 103) و افراد جامعه را از تفرقه و جدایی برحذر داشته است و آن را عامل گستگی اجتماعی و موجب سستی و از بین رفتن قدرت و نیروی جامعة اسلامی بیان می‌کند. (انفال/103). وقتی جامعه‌ای از همبستگی اجتماعی و وفاق عمومی دور می‌شود، احساس نگرانی، رقابت و درگیری سیاسی به وجود می‌آید و از این طریق تعادل جامعه و آرامش عمومی از بین می‌رود و جامعه به سمت تنش، دشمنی و رودرویی کشیده می‌شود.

پایه‌های همبستگی اجتماعی

اندیشمندان اجتماعی،‌از گذشته دور تا کنون، پیرامون پایه‌ها و عوامل ایجاد همبستگی اجتماعی بحث و نظریه‌های مختلفی ارائه کرده‌اند. در میان متفکران غربی، روسو همبستگی اجتماعی را در قرارد اجتماعی جست‌وجو می‌کند. هابز آن را بر آمده از زور و اقتدار می‌داند و در نزد دورکیم همبستگی اجتماعی امر بیرونی، خودبنیاد و برآمده از جامعه است. (ر.ک: یعقوبی 1383: 26ـ40).

اما نزد متفکران مسلمان،‌همبستگی اجتماعی در مرحلة اول امر درونی و محصول محبت است که به واسطة اشتراک و توافق در اندیشه‌ها و ارزش‌ها به وجود می‌آید. ریشة این نظریه در منابع اسلامی همچون این آیه وجود دارد: «‌وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَینَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ كُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها؛ همگی به ریسان الهی (قرآن و پیامبر)، که شما را به خدا پیوند می‌دهد، چنگ زنید و از اختلاف و پراکندگی بپرهیزید و نعمت خدا را بر خود یاد کنید، آن‌گاه که دشمن یکدیگر بودید و او میان‌ دل‌های شما الفت انداخت و در پرتو نعمت او با یکدیگر برادر شدید، و آن‌گاه که بر پرتگاه گودالی از آتش بودید، پس شما را از آن رهایی بخشید.» (آل عمران، 103)

همچنین، در سیره و کلام پیامبر اسلام (ص) و اهل بیت طاهرین(ع) شواهد فراوانی بر این مسئله وجود دارد. در میان متفکران اجتماعی مسلمان، ابتدا فارابی اجمالاً به مقوله همبستگی اجتماعی کرده است و سپس نظریة او توسط حکیم نصیرالدین طوسی تکمیل و گسترش یافت.

فارابی در کتاب فصول منتزعه تألیف اجزا و ایجاد همبستگی میان افراد جامعه را محصول «محبت» می داند و «عدالت» را حافظ آن برمی‌شمارد (فارابی 1388: 60). این نظریه ریشه در انسان‌شناسی فارابی دارد. در انسان‌شناسی فارابی، انسان «حیوان انسی» است و در فطرت هر انسانی میل به کمال و میل به ارتباط و مجاورت با افراد هم‌نوع وجود دارد. (فارابی 1955: 44). محقق طوسی نیز این محبت را امری فطری می‌داند که در طبیعت انسان به ودیعت گذارده شده است. او معقد است آدمیان فطرتاً تمایل به کمال دارند و طبیعتاً مشتاق اتحاد و انس‌اند، بنابراین این اشتیاق به انس را محبت می‌گوید (طوسی 1391: 258) به نظر حیکم طوسی،‌طالب محبت به دنبال انس و اتحاد با چیزی است که از دیدگاه او کمال محسوب می‌شود، زیرا شرافت و ارزش هر چیز به اندازة وحدتی است که نصیب او می‌شود. پس «محبت» به معنای طلب شرافت و فضیلت و کمال است و هرچه این طلب بیشتر باشد، شوق به کمال افزون‌تر و رسیدن به آن آسان‌تر است. (همان: 259).

از نظر فارابی و طوسی، انصاف و انتصاف در میان افراد و گروه‌ها در درجة اول به واسطة محبت ایجاد می‌شود که سازندة همبستگی اجتماعی و وفاق عمومی است و نتیجه آن جامعة طبیعی است، زیرا محبت اقتضای اتحاد حقیقی و طبیعی دارد. در محلة دوم، نوبت به عدالت می‌رسد که از طریق حاکمیت افراد به انصاف وادار می‌شوند. بنابراین، عدالت می‌تواند یکپارچگی نظام را به وجود آورد که خالی از وابستگی‌های عاطفی و طبیعی است و جامعة صناعی و نظم ساختاری را به وجود می‌آورد (همان، 258). بنابراین، شکل گیری اجتماع و تمدن محصول طبیعی انس و محبت است. چون انس گرفتن از ویژگی‌های انسان است و کمال هر چیزی در نشان دادن ویژگی خود است. کمال نوع انسانی نیز در نشان دادن و ابراز این ویژگی یعنی انس با هم‌نوعان است، زیرا این ویژگی موجب پیدایش محبتی است که آن محبت نیز موجب پیدایش اجتماع و تمدن خواهد شد (همان، 262) البته هرچند عدالت و یکپارچگی نظام و ساختار موجد اجتماع و همبستگی اجتماعی نیست، حراست و حفاظت از آنها بر عهدة نظام و اقامة عدل است.

محقق طوسی بر این اعتقاد است که حکمت الهی این اقتضا را دارد که به مسئلة محبت و انس توجه ویژه‌ای داشته باشد. به همین دلیل، در شریعت اسلام، توجه ویژه‌ای به همبستگی اجتماعی داشته باشد. به همین دلیل در شریعت اسلام،‌توجه ویژه‌ای به همبستگی اجتماعی بر پایة محبت داشته است. از این رو، بسیاری از شرایع و عبادات را مبتنی بر جماعت کرده است. شرایع و رسوم پسندیدة نیز دعوت به این انس کرده و مردم را در اجتماعات و میهمانی ها ترغیب به آن کرده‌اند، زیرا در اجتماعات است که می‌تواند انس و محبت از قوه به فعلیت برسد. بر اساس این مبنا، محقق طوسی به بیان حکمت اجتماعی نماز جماعت، نماز جمعه،‌نماز عید قربان و عید فطر و حج می‌پردازد و می‌گوید شاید حکمتش در این بوده است که مردم در یک جا جمع شوند «و به انس طبیعی که در فطرت ایشان موجود است تظاهر نمایند» (همان، 265) و با یکدیگر انس بگیرند تا ایکه کم کم از درجة انس به درجة محبت برسند (همان، 264ـ265).

بر خلاف این خلدون، که همبستگی اجتماعی و محبت را بر عصبیت اشتراک خونی و هم‌پیمانی استوار کرده است (ابن خلدون 1382: 242 ـ243)، فارابی و طوسی معتقدند که عامل اصلی در ایجاد محبت، عناصر اعتقادی و فرهنگی است که منشأ محبت می‌شود و از  آن طریق همبستگی اجتماعی و وفاق عمومی را رقم می‌زند. به نظر آنها، مبدأ و منشأ محبت سه چیز می‌تواند باشد: 1. اشتراک در فضیلت، 2. برای منفعت، 3. برای لذت. از میان سه منشأ، آنچه محبت را در جامعه ایجاد می‌کند و همبستگی اجتماعی را رقم می‌زند مشارکت در فضیلت و اشتراک در اندیشه‌ها و افعال است (فارابی 1388: 58؛ طوسی 1391: 260) اما آن دو تای دیگر به تنهایی نمی‌تواند همبستگی پایدار اجتماعی را ایجاد کنند. محقق طوسی می‌نویسد:

لذت علت محبتی تواند بود که زود بندد و زود گشاید،‌چه لذت با شمول وجود به سرعت تغیر و انتقال موصوف است؛ چنان که گفتیم و استمرار و زوال از سبب به مسبب سرایت کند و اما نفع؛ علت محبتی بود که دیر بندد و زود گشاید، چه نفع رسانید با عزت وجود سریع الانتقال بود. اما خیر؛ علت محبتی بود که زود بندد و دیر گشاید، زود بستن از جهت مشاکل ذاتی که میان اهل خیر بود،‌و دیر گشادن از جهت اتحاد حقیقی که لازم ماهیت خیر بود و اقتضای امتناع انفکاک. (طوسی 1391: 261).

محقق طوسی در بیان ویژگی‌های محبت برآمده از اشتراک در خیر و فضیلت می‌گوید: 1. هرگز کم نمی‌شود، 2. بدگویی سعایت کنندگان در آن اثر نمی‌گذارد، 3. سرزنش ملامت‌گران آن  را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد، 4. مخصوص اهل خیر است و اشرار و ناپاکان از آن بی‌بهره‌اند. بلکه محبت اشرار با یکدیگر و همچنین محبت آنها با اخیار ناشی از منفعت طلبی یا لذت طلبی است؛ با این تفاوت که زود از بین می‌رود، زیرا نافع و لذیذ مطلوب بالعرض اشرار است؛ یعنی‌ آنها به دنبال لذت و منفعت برای تأمین نیازهای خود می‌روند، وگرنه برای خود آن نفع رسانیده یا لذت‌بخش بهایی قائل نیستند . (همان، 263)

همچنان که قرآن کریم می‌فرماید: «تَحْسَبُهُمْ جَمِیعاً وَ قُلُوبُهُمْ شَتَّى ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لایعْقِلُونَ؛ آنها را متحد و هم‌بسته می‌دانی، در حالی که دل‌هایشان پراکنده است، این بدان جهت است که آن‌ها قومی هستند که تعقل نمی‌کنند» (حشر، 14). اما در مقابل «محبت اخیار چون از انتظار منفعت و لذت حادث نشده باشد، بلکه موجب آن مناسبت جوهر بود، و مقصد ایشان خیر محض و التماس فضیلت باشد، از شائبة مخالفت و منازعت منزه ماند و نصیحت یکدیگر و عدالت در معامل، که اقتضای اتحاد بود، به تبعیت حاصل آید» (طوسی 1391: 267)

بر این اساس، محقق طوسی قوام نظام اجتماعی را بر وجود محبت در سطوح مختلف جامعه و ارتباط افراد و عناصر اجتماعی می‌داند. به نظر وی، 1. رابطه رئیس با جامعه با مردم باید محبت پدرانه، 2. رابطة مردم با رئیس جامعه محبت فرزند و 3. رابطة افراد جامعه با یکدیگر محبت برادرانه باشد تا همبستگی میان مردم و نظام در کل جامعه برقرار شود. وی می‌نویسد:

باید که محبت ملک رعیت را محبتی بود ابوی، و محبت رعیت او را ]محبت[ بنوی، و محبت رعیت با یکدیگر]محبت[ اخوی، تا شرایط نظام میان ایشان محفوظ ماند. و مراد از این سبب آن است که ملک با رعیت در شفقت و تحنن و تعهد و تلطف و تربیت و تعطف و طلب مصالح و دفع مکاره و حذب خیر و منع شر، به پدران مشفق اقتدا کند. و رعیت در طاعت و نصیحت و تبجیل و تعظیم او، به پسران عاقل، و در اکرام و احسان با یکدیگر به براداران موافق،‌هر یک به قدر استحقاق و استیجابی خاص، که وقت و حال اقتضا کند، با عدالت وبتوفیت حظ و حق هر یک قیام نموده باشد و نظام و ثبات یافت. والا اگر زیاده و نقصان راه یابد و عدالت مرتفع گردد، فساد ظاهر شود و ریاست ملک ریاستی تغلبی گردد، و محبت به مبغضت مبدل شود، و موافقت به مخالفت گردد و الفت ]به[ نقار، و تودد نفاق، و هر کسی خیر خود خواهد، اگرچه به ضرر دیگرن مشتمل بود، تا صداقات باطل گردد و هرج و مرج که ضد نظام بود پدید آید. (همان، 269)

بنابراین، بهترین جامعه، جامعه‌ای است که براساس محبت مبتنی بر فضیلت واحد و آرا و عقاید مشترک شکل گرفته باشد. در قرآن کریم، تصریح شده است که ملاک و منشأ اخوت دینی و برادری اجتماعی در امت اسلامی، که عمیق‌‌ترین نوع اتحاد و همبستگی اجتماعی است، به واسطة باورهای مشترک اعتقادی و التزام به احکام الهی است. (توبه، 11). امام حسین (ع) نیز به نقل از امیرالمؤمنین(ع) از پیامبر اکرم(ص) نقل می‌فرماید:

امتم، تا زمانی که با دیدیگر دوستی کنند و نماز برپای دارند و زکات بدهند و میهمان‌داری کنند، همواره در خیر و نیکی‌اند. اگر چنین نکنند، به خشکسالی و  قحطی دچار می‌شوند. (الامالی للطوسی 1340: 647، ر.ک: محمدی ری شهری 1385: 156)

فارابی جامعه فاضله و برتر را جامعه‌ای می‌داند که در آ« محبت بر پایة‌اشتراک در فضیلت و اشتراک در آرا و افعال ایجاد شود. مهم‌ترین آن آرا و عقاید از نظر او: 1. اشتراک در مبدا و اعتقاد به خداوند متعال و کیفیت خلقت عالم و اجزا آن و روابط میان آنها و جایگاه انسان. 2. اشتراک در سعادت معاد و 3. اشتراک در آنچه میان آغاز و انجام است که عبارت است از کارها و کنش‌هایی که انسان را می‌تواند به سعادت برساند. (فارابی 1388: 60) بر این اساس، محقق طوسی در تعریف جامعه فاضله می‌نویسد:

اجتماع قومی بود که همت‌های ایشان بر اقتنای خیرات و ازاله شرور مقدر بود، و هر آینه در میان ایشان اشتراک بود و در دو چیز: یکی آرا و دیگری افعال. اما اتفاق ایشان در آرای چنان بود که معتقد ایشان در مبدأ و معاد خلق و اقوالی که میان مبدأ و معاد بود مطابق حق باشد و مافق یکدیگر و اما اتفاق ایشان در افعال چنان بود که در اکتساب کمال همه بر یک وجه باشند و افعالی که از ایشان صادر شود مفروع بود در قالب حکمت و مقوم به تهذیب و تشدید (رایت کردن) عقلی، و مقدور به قوانین عدالت و شرایط سیاست تا به اختلاف اشخاص و تباین احوال، غایت افعال همه جماعت یکی بود و طریق و سیر موافق یکدیگر (طوسی 1391: 280)

بر اساس نظریة اجتماعی فارابی و محقق طوسی، که بر آمده از معارف عمیق اسلامی است، همبستگی اجتماعی در جامعه فاضله و امت اسلامی بر امور فطری مشترک بین همه انسان‌ها استوار است. تأکید بر امور فطری فرازمانی و فراجغرافیایی ـ همچون توجه به محبت میان انسان‌ها و باورها و ارزش‌های توحیدی و افعال معطوف به سعادت حقیقی ـ زمینه را برای همبستگی عمومی حقیقت‌خواهان و عدالت‌طلبان جهان فرام می کند که می تواند به شکل‌گیری (امت واحده» منجر شود.

راه‌های ایجاد و تقویت همبستگی اجتماعی در امت اسلامی

بر اساس این نظریه، راه ایجاد همبستگی و تقویت آن در امت اسلامی و جامعة فاضله، توسعه دادن به باورهای اجتماعی و آگاهی‌های مشترک حول محور مبدأ و معاد و فضیلت و سعادت است تا فکر و دغدغة واحد و نظام معنایی مشترک بین الاذهانی بر سطح فرهنگ جامعه و اذهان افراد حاکم شود و از این طریق محبت و همدلی بین آحاد شکل می‌گیرد و همبستگی اجتماعی و وفاق عمومی ایجاد می‌شود. اگرچه عوامل بیرونی همچون رسانه‌ها و تبلیغات در ایجاد وفاق عمومی ایجاد می شود. اگرچه عوامل بیرونی همچون رسانه‌ها و تبلیغات در ایجاد وفاق عمومی مؤثر است، رکن اصلی تحول درونی و قبول قلبی و اقناع است. به همین دلیل، منطق‌دانان مسلمان صناعت «خطابه» را پس از صناعت «برهان» دارای اهمیت و اولویت می‌دانند، چون به اقناع مردم و گسترش مشهورات و مقبولات و ایجاد همدلی و هم‌زمانی عمومی می‌انجامد. (ابن سینا 1428: 3؛ طوسی 1376: 531).

بسیاری از اختلافات موجود در جامعه ناشی از دور بودن و نبود مفاهمه میان مردم است، زیرا افراد جامعه در بسیاری از مسائل همدیگر را درک نمی‌کنند و این موضوع به تفرقه میان افراد  و گسستگی جامعه منجر می وشود. بنابراین، آنچه بیشترین ضربه را به محبت و همبستگی اجتماعی وارد می‌کند غفلت، جهالت و ضلالت است که موجب تعضیف محبت و ایجاد تفرقه و جدایی مردم در جامعة فاضله می‌شود.

قرآن کریم متفرق شدن جامعه و شکل‌گیری گروه‌ها و  فرقه‌ها را نتیجه دوری از دین و فرهنگ حاکم می‌داند. (روم، 32) . بر این اساس، اگر جهالت و ضلالت و به تعبیر قرآن دوری از بیّنات (آل‌عمران، 105) در فضای عمومی جامعة اسلامی مستولی شود، خیر از شر و سعادت حقیقی از ضلالت به درستی تشخیص داده نمی‌شود و افراد جامعه به واسطة جهل و گمراهی و عجز و تحقق حق و ابطال باطل و مهلک‌ترین رذایل گرفتار می شود (طوسی 1391: 172) همچنانکه قرآن کریم ریشه همه گناهان و راذیل را در بی‌عقلی و جهالت می‌داند (یونس، 100) چنین افرادی از همبستگی و همراهی با جبهة حق بازمی‌مانند، بلکه گاه محبتشان به جبهة حق گسسته می‌شود و در مقابل جبهة حق موضع می‌گیرند. چنین افرادی از همبستگی و همراهی با جبهة حق باز می‌مانند، بلکه گاه محبتشان به جبهة حق گستشه می‌شود و در مقابل جبهة حق موضع می‌گیرند. همواره حاکمان جوز از این اختلاف‌افکنی و فرقه فرقه کردن افراد جامعه بیشترین بهره را برده‌اند (قصص، 4) از این رو، زمانی که غبار غفلت و جهالت بر جامعه مسلط شد و محبت و همبستگی اجتماعی را تهدید کرد، باید به بیدارسازی مردم و آگاهی بخشی عمومی پرداخت، همان‌گونه که انبیا و اولیای الهی،‌همچون امام حسین(ع) عمل کردند.

امام حسین(ع) با درک درست ضرورت‌های زمانی خود، طرحی را درانداخت که حیات اسلام را تضمین بخشید. طبق زیارت اربعین، قیام امام حسین یک قیام بیدارکننده و حرکت رهایی بخش بود:

أعذَرَ فِي الدُّعاءِ ، ومَنَحَ النُّصحَ وبَذَلَ مُهجَتَهُ فيكَ لِيَستَنقِذَ عِبادَكَ مِنَ الجَهالَةِ وحَيرَةِ الضَّلالَةِ .

او در دعوت مردم جای عذر و بهانه‌ای (برای کسی) نگذارد و بی‌دریغ خیرخواهی کرد و جان خود را در راه تو داد تا برهاند بندگانت را از (گرداب) جهالت و نادانی و سرگردانی (در وادی) گمراهی (قمی، مفاتیح الجنان)

زیرا جامعة اسلامی در زمان امام حسین(ع) گرفتار گمراهی و جالهت بود و از فرهنگ توحیدی و ارزش‌های اسلامی دور شده بود. بنابراین، بسیاری از مردم آن زمان محت خوبی‌ها و خوبان را از دل گسستند و به مقابله با امام حسین(ع) پرداختند. امام حسین(ع) هنگام شنیدن خبر شهادت مسلم بن عقیل از تباهی امت به خداوند شکوه می‌کند. (محمدی ری‌شهری 1385: 168)‌بر اساس زیارت اربعین، مردمانی که جلوی امام حسین ایستادند و ایشان را به شهادت رسانند کسانبی بودند که اولا تابع هوا و هوس بودند.

 وقَد تَوازَرَ عَلَيهِ مَن غَرَّتهُ الدُّنيا وباعَ حَظَّهُ بِالأَرذَلِ الأَدنى ، وشَرى آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الأَوكَسِ ، وتَغَطرَسَ وتَرَدّى في هَواهُ ، وأسخَطَ نَبِيَّكَ، بر علیه آن حضرت هم‌دست شدند کسانی که دنیا فریبشان داد و فروختند بهره (کامل و سعادت خود را) به بهای پست ناچیزی و بداد آخرتش را در مقابل بهای اندک و بی‌مقدار و بزرگی کردند و خود را در چاه هوا و هوس سرنگون کردند، و تو و پیامبرت را به خشم آوردند (قمی، مفاتیح الجنان)

و ثانیاً به اطاعت و پیروی از ایدئولوژی مستکبران و اهل نفاق روی آوردند:

و أطاعَ مِن عِبادِكَ أهلَ الشِّقاقِ وَالنِّفاقِ وحَمَلَةَ الأَوزارِ؛ و پیروی کردند از میان بندگانت آنان را که اهل دودستگی و نفاق بودند و کسانی را که بارهای سنگین گناه به دوش می‌کشیدند.

امام حسین(ع) با حرکت بیدار کننده و نهضت رهایی بخش خود امت اسلامی را از خطری بزرگ نجات دادند و در دورانی که فرهنگ و ارزش های اسلامی در حال نابودی و اضمحلال بود قیام کردند و مفاسد حکومت و جامعه را افشا کردند. امام حسین(ع) با قیام و نهضت عظیم خود نشان داد که صرف در کنار هم بودن و مجتمع گشتن، دلیل کافی و کاملی برای همبستگی اجتماعی در امت اسلامی نیست. بلکه قوام و هویت امت اسلامی و جامعه فاضله به باورها و ارزش‌های توحیدی و فطری است. اگر باورها، ارزش‌ها و فرهنگ مسلط بر جامعة برآمده از فطرت و آیین حق بود، باید با آن همراه شد. اما اگر در جامعه‌ای این ارزش‌ها به باورهای جاهلی و ارزش‌های گمراه کننده مبدل شد، نه تنها همراهی با آن به همبستگی اجتماعی نمی‌انجامد، بلکه موجب خواری افراد و سقوط جامعه می‌شود (محمدی ری شهری 1385: 161) بدون تردید، اگر فرهنگ و ارزش‌های اموی که بر پایه منفعت و لذت‌گرایی بود در امت اسلامی مستقر می‌شد، به زودی این امت رو به سقوط می‌رفت و همة زحمت‌ها و تلاش‌های نبی مکرم اسلام‌(ص) به هدر می‌رفت و امت بار دیگر به جامعه جاهلی بازگشت می‌کرد.

نهضت امام حسین(ع) نشان داد که اگر عوامل اسارت و تعلق ـ که بر آمده از جهالت و ضلالت است ـ کنار برود، مردم در امت اسلامی، بر اساس فطرت محبت، حقیقت‌خواهی و عدالت‌طلبی همراه و همدل می‌شوند. به همین دلیل، امام خمینی(ره) معتقد بودند که اسلامی را مجالس امام حسین(ع) نگه داشته است و ملت ایران نیز با اقتدا به امام حسین(ع) و بزرگداشت نام و یاد ایشان و بزرگزاری مجالس عزا و روضه‌خوانی توانستند انقلاب اسلامی را ایجاد کنند. (خمینی 1385، ج 8، 527؛ ج 16، 347؛ ج 17، 58).

ظرفیت اربعین حسینی در همبستگی امت اسلامی

نور امام حسین(ع) چنان ظرفیتی دارد که نه تنها شیعیان و مسلمانان، بلکه پیروان سایر ادیان نیز گرایش فطری به ایشان دارند، چنانکه پیامبر اکرم (ص) فرمودند:

إنَّ لِقَتلِ الحُسَينِ حَرارَةً في قُلوبِ المُؤمِنينَ لاتَبرُدُ أبَدا؛ برای شهادت امام حسین (ع) در قلوب مؤمنان حرارتی ایجاد شده که هرگز سرد نخواهد شد. (محدث نوری، ج 1، ص 318).

بدون تردید، این حرارت و محبت برآمده از جنبه فطری و توحیدی قیام عاشور و جایگاه خاص امام حسین(ع) در اصلاح مسیر جامعة انسانی است. امام حسین(ع) نماد عزت و آزادگی و محور حق‌طلبان جهان است. به همین دلیل، آن حضرت شخصیت جهانی‌اند و می‌تواند محور امت اسلامی و همة حق‌طلبانی باشد که در برابر ظلم و ستم می‌ایستند و به احیای عزت انسانن و عزت‌مندی دین می‌اندیشند.

از همان دقایق اولیه پس از قیام امام حسین(ع)، این قیام و نهضت شوری در دل‌ها ایجاد کرده و روز به روز بر دایرة آن افزوده‌تر شده است. تا اینکه امروزه مراسم‌های بزرگ عزاداری برای سیدالشهدا در اقصا نقاط عالم برگزار می‌شود. از میان همة مراسم‌های عزاداری، مراسم پیاده‌وری اربعین از شکوه خاص و جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. این مراسم، علاوه بر ابعاد معنوی و سیر و سلوک  فردی، کارکردهای آشکار و پنهان اجتماعی دارد. مراسمی با جمعیت بیست‌میلیونی از فرهنگ‌های مختلف با زبان‌های گوناگون و حتی از مذاهب و ادیان دیگر، چشم هر بینندة منصف و غیرمنصف را خیره می‌کند. و برای جهانیان این پرسش را طرح می‌کند که چرا این همه انسان به کربلا می‌روند و چرا از آنان استقبال گسترده می شود. به اذعان بسیاری از منابع خبری و اطلاعاتی، جمع مردم در روز اربعین بزرگ‌ترین اجتماع مسلمانان جهان است و نمود جهانی دارد و مبتنی بر همبستگی امت اسلامی است. مراسم اربعین حسینی به صورت مردمی و خودجوش انجام می شود و در همة امور به صورت انتخابی و اختیاری از جانب مردم ساماندهی می‌شود و در آن همه تعلقات رنگ می‌بازد و مردم براساس ارادت به پیامبراکرم (ص) و محبت مشترک به اهل بیت ایشان دور هم جمع می‌شوند و در مسیری خاص با هم حرکت می‌کنند.

تنها نمونة این مراسم را می‌توان در مراسم حج مشاهده کرد که مردم مسلمان از نقاط مختلف جهان برای فریضة حج در شهر مکه مجتمع می‌شوند. اما ظرفیت‌های اجتماعی مراسم حج به دلیل سلط و مدیریت آل‌سعود و غلبة وهابی‌گری کمتر امکان فعلیت می‌یابد و از حضور میلیونی مسلمین کمتر استفادة اجتماعی و جهانی می‌شود. اما مراسم اربعین می‌تواند بستری مناسب برای همبستگی امت اسلامی حول محبت مشترک و مکتب اسلام ناب محمدی(ص) و فرهنگ علوم و حسینی باشد. بر این اساس، اربعین سرمایه‌ای اجتماعی است و می‌ـواند همبستگی اجتماعی و اعتماد متقابل و ارتباطات وسیع چهره‌ به چهره میان افراد متعلق به ملت‌ها، رسوم و زبان‌های مختلف ایجاد کند. این راهپیمایی و مراسم نه یک راهپیمایی عادی، بلکه یک گردهمایی بزرگ انسانی با رویکرد اخلاقی، تربیتی، فرهنگی و سیاسی و اجتماعی است که هنوز بسیاری از ابعاد و ظرفیت‌های آن شناسایی نشده است.

به طور کلی، گردهمایی اربعین از چند جهت می‌تواند در همبستگی امت اسلامی مؤثر باشد که در ادامه به آن اشاره می شود:

1. اشتراک در محبت

امام صادق(ع) می‌فرماید:

مَن اَرادَ الله بهِ الخَیرَ قَذَفَ فی قَلبَهِ حُبَّ الحُسَین وَ حُبَّ زیارتِهِ؛ هرکسی که خدا خیر او را بخواهد محبت امام حسین(ع) و محبت زیارت امام حسین (ع) را در دلش می‌اندازد. (ابن قولویه 1375: 153)

نخستین و مهم‌ترین عاملی که مردم را از اقصی نقاط عالم به مراسم اربعین می‌کشاند، عنصر عشق و محبت به امام حسین(ع) است. در اربعین حسینی، میلیون‌ها عاشق و ارادتمند به امام حسین(ع) از نقاط مختلف دنیا خود رابه کربلا و بین الحرمین می‌رسانند تا در جمع سایر محبان و دوستداران عرض ارادت کنند. به بیان دیگر، جوهر و هستة مرکزی اربعین را محبت و عشق شکل می‌دهد و چنانکه اشاره شد، محبت و عشق بیشترین تأثیر را در همبستگی اجتماعی ایجاد می‌کند. همة امت اسلامی حاضر در مراسم اربعین، نظام ارتباطات خود را بر محو عشق و محبت به امام حسین(ع) تعریف و صورت‌بندی می‌کنند. در چنین جامعه‌ای که بر پایة معشوق و محبوب واحدی شکل می‌گیرد، همة منیت‌ها و تکثرها رنگ می‌بازد و در پرتو هدف متعالی و عشق برتر و وحدت اجتماعی حاکم می‌شود. بنابراین، با توجه به وجود تکثر‌ها و تفاوت‌ها، افراد به جای نزاع و کشمکش به همبستگی و هم‌گرایی روی می‌آورند و برای رسیدن به معشوق واحد به یکدیگر محبت می‌ورزند و در کنش‌ها و تعاملات اجتماعی رقت نفسانی و لطافت روحی و مهربانی را حاکم می‌کنند. بنابراین، در بستر مراسم اربعین، الگویی جدید از همبستگی و همزیستی و یکسان‌سازی فرهنگی با محوریت محبت و عشق به امام حسین (ع) صورت‌بندی می‌شود که موجب تقویت و توامند‌سازی جریانات فرهنگی دینی و مذهبی با تولید هویت یکپارچه و اخلاقی می‌شود . در این الگو، انسجام عمیق اجتماعی و همبستگی عمومی نه بر پایه دشمن مشترک، بلکه بر پایه محبت و عشق حاصل می شود.

2. تقویت دینداری

با توجه به آنکه باورها و ارزش‌های مشترک نقش بسیار مهم و برجسته‌ای در اتحاد افراد جامعه و ایجاد محبت و همبستگی اجتماعی دارد، روشن است که در جامعة اسلامی «دین» و «دینداری» نقش بسیار مهمی در همبستگی اجتماعی دارد. دین در هر جامعه‌ای باعث یکپارچگی و وحدت افراد می‌شود و دلبستگی افراد را به هدف‌ها و آرمان‌های عمومی تشدید می‌کند. بنابراین‌،التزام به باورها، ارزش‌های دینی و عمل به احکام و دستورات دین اسلامی نقش تعیی‌کننده‌ای در همبستگی امت اسلامی دارد.

بدون تردید، یکی از اهداف بسیار مهم در  قیام امام حسین (ع) اقامة احکام شریعت و برپایی سنت‌های دینی بود. چنانکه در بسیاری از زیارت‌نامه‌های آن حضرت می‌خوانیم: «اَشهَدُ اَنَّکَ قَد اَقَمتَ الصَّلاةَ وَ آتَیتَ الزَّکاةَ وَ اَمَرتَ بِالمَعروفِ وَ نَهَیتَ عَنِ المُنکَر» (زیارت وارث). بر این اساس، زمانی که انساب محب می‌خواهد محبت و عشق خود را به امام حسین‌(ع) نشان دهد، سعی می‌کند طوری رفتار کند که محبوب و معشوق می‌طلبد و اگر کسی عارف به حقیقت نهضت امام حسین(ع) شود، می‌فهمد که عمل به آموزه‌های دین و احکام شریعت از اهداف اصلی قیام بوده است، لذا انسان محب سعی می‌کند با عمل به احکام و شرایع دینی محبت خود را ابراز کند. بنابراین، نتیجه حضور در مراسم‌های عزادارای امام حسین(ع) و راهپیمایی اربعین تقویت دینداری و التزام بیشتر به رعایت احکام شریعت است که از نتایج آن تقویت همبستگی اجتماعی و وفاق عمومی است.

3. تبلور صفات اخلاقی برجسته

از آنجا که راهپیمایی اربعین بر محور محبت و عشق امام حسین(ع) شکل گرفته است، بسیاری از ارزش‌های ناب و خصوصیات استثنا متبلور می‌شود. به عبارت دیگر، در مراسم اربعین، نظام اخلاقی و شبکه‌ای از معانی اخلاقی بر روابط اجتماعی حاکم است که موجب شکل‌گیری اعتماد اجتماعی میان امت اسلامی و دوام و بقای مشارکت در همکاری اجتماعی می‌شود. در این مراسم، هرگونه امتیاز برخاسته از مال و منال،‌حب جاه و پست و جایگاه لغو می شود و همگی از یک مسیر به مقصد کربلا عازم‌اند. در این راهپیمایی بزرگ و مراسم معنوی عظیم، روابط انسانی بر اساس ملاک دنیوی و ارزش‌های ملیتی،‌سیاسی،‌طبقاتی یا قبیله‌‌ای شکل نمی‌گیرد، بلکه بر محور هدف متعالی، امر معنوی و محبوب الهی روابط شکل می‌گیرد،‌ بلکه بر محور هدف متعالی، امر معنوی و محبوب الهی روابط شکل می‌گیرد. در این نظام ارتباطی و در راه‌های منتهی به کربلا در عراق،‌ صحنه‌هایی ویژه‌ از اخلاق انسانی مشاهده می‌شود که کمتر در جوامع دیگر دیده  می‌شود. در مراسم اربعین، سبقت به انجام دادن کار خیر و خدمت بی‌مزد و منت به زائران حسینی اوج می‌گیرد و فقیر و غنی به نحو ممکن تلاش می‌کند از امکانات خود برای رفاه زائران بکوشد. فداکاری،‌ ایثار و گذشت، محبت و میهمان‌نوازی،‌تلاش برای خدمت صادقانه،‌ وارستگی،‌ اعتماد و حسن ظن، نشاط،‌ادب و تکریم متقابل در میان زوار و خدام، تواضع و فروتنی در میان زائران به یکدیگر و نمونة آنها تجلی آموزه‌های اخلاقی اسلام به بهترین و زیباترین شکل در جامعه است. این نمونة چندروزه، نوید‌دهنده هوای تازه و پرنشاط برای آزادی‌خواهان است که در فضای متصلب فرهنگ غربی و دنیا مداری کمتر مشاهده می‌شود. از این رو، اربعین می‌تواند الگویی از فضای اخلاقی امت اسلامی را به نمایش بگذارد.

4. آگاهی بخشی و ارتقای سطح بینش اجتماعی و سیاسی مسلمین

در اندیشة اسلامی، علم و آگاهی مقدم بر عمل و کنش اجتماعی است، زیرا تصمیم و کنش افراد به تناسب سطح آگاهی‌های آنهاست. همچنین، هرچه شناخت افراد امت اسلامی از یکدیگر و از ظرفیت‌ها و تهدیدهای جامعه اسلامی بیشتر باشد، همبستگی اجتماعی قوی‌تر شکل می‌گیرد. هرقدر افراد جامعه به تعلقات مشترک میان خود بیشتر آگاهی داشته باشند، بهتر می‌توانند تصمیم‌های سیاسی را، که به مصالح عام آن‌ها نزدیک‌تر است، تشخیص دهند. بر این اساس، گردهمایی بزرگ اربعین فرصت بسیار مناسبی برای آگاهی‌بخشی به توده‌های مسلمان است. به خصوص آگاهی‌هایی از جنس نهضت امام حسین(ع) که به علل مختلف و وضعیت حاکمان سیاسی کشورهای مسلمان و پرده پوشی دستگاه‌های تبلیغاتی قدرت‌های استکباری کمتر امکان معرفی و انتقال را دارند. اربعین فرصت مناسبی است تا اهداف قیام امام حسین(ع) و پیام‌های آن به خوبی تشریح شود و با بالا بردن سطح شناخت و آگاهی آنانف روح حق‌طلبی، ظلم‌ستیزی و عدالت خواهی در ملت ها بیدار شود. بدین جهت، محبت و عشق شورانگیز در مجالس امام حسین(ع) هرگز موجب غفلت از عقلانیت و آگاهی‌بخشی در این حرکت‌ها نمی‌شود.

بر اساس سفارش‌های اهل بیت(ع) و فحوای  زیارت اربعین، مراسم‌های بزرگداشت و عزاداری امام حسین(ع) «تجدید میثاق» با آن امام بزرگوار و ارزش‌های الهی است. ابراز وفاداری به ایشان و مذاکرة راه و مرامشان، ابراز عداوت و برائت به قاتلان و دشمنان آنان، تولی و تبری، اعلام آمادگی برای جانفشانی در راه مقدس آنان، بیان مواضع و همبستگی به خط نورانی اهل بیت پیامبر(ص) در همة زمان‌ها و مکان‌ها، تبعیت، تسلیم در برابر راه و طریق آنها و نصرت‌دادن به مظلومان، شناخت چهره‌های حق و باطل، تذکر مسئله جهاد و درخواست شهادت و ایثارگری در راه اعتلای مکتب و ارزش‌های الهی و فطری و مبارزه با ستمگری همگی از موضوعات و مسائلی است که در مجالس و زیارت‌ها و مراسم متعلق به امام حسین(ع) باید تکرار شود تا زائر حسینی این باورها را از زبان به دل فراهم آورد. بنابراین، باید از این فرصت و میدان عظیم به خوبی استفاده کرد و با آمادگی قبلی، موجزترین و پرمغزترین و رساترین پیام‌های عاشورا را که نیاز امروز جامعة اسلامی است،‌منتشر کرد که به بیداری امت اسلامی در پرتو نهضت عاشورا بینجامد. از این طریق، ملت مسلمان با عزت و اقتدار و فرهنگ جهاد و شهادت آشنا‌ـر می‌شوند و با تأسی به امام حسین(ع)، اقتدار و عزت خود را بازمی‌یابند و از بند قدرت مستکبران رها می‌شوند. بنابراین، اربعین به وسیلة نزدیک‌کردن دل ها، تبادل آگاهی‌ها و افشای توطئه‌ها می‌تو‌اند خطرناک‌ترین توطئه‌ای دشمنان علیه اسلام و مسلمین را خنثی کند و مرز امت اسلامی را با دشمنان اسلام روشن کند. امام خمینی(ره) دربارة فلسفه بزرگداشت مجالس امام حسین (ع) و لعن دشمنان اهل بیت(ع) در وصیت‌نامة الهی سیاسی خود می‌نویسد:

و با کمال جِد و عجز ازملتهای مسلمان می‌خواهم که از ائمه اطهار و فرهنگ سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی این بزرگ راهنمایان عالم بشریت به طور شایسته و به جان و دل و جانفشانی و نثار عزیزان پیروی کنند. ]...[ و از آن جمله مراسم عزاداری ائمه اطهار و به ویژه سید مظلومان و سرور شهیدان، حضرت ابی عبدالله الحسین ـ صلوات وافر الهی و انبیا و ملائکه الله و صلحا بر روح بزرگ حماسی او باد ـ هیچگاه غفلت نکنند. و بدانند آنچه دستور ائمه ـ علیهم السلام ـ برای بزرگداشت این حماسة تاریخی اسلام است و آنچه لعن و نفرین بر ستمگران آل بیت است، تمام فریاد قهرمانانة ملت‌هاست بر سردمداران ستم‌پیشه در طول تاریخ الی الابد. و می‌دانید که لعن و نفرین و فریاد از بنی آمیه ـ لعنه الله علیهم ـ با آنکه آنان منقرض و به جهنم رهسپار شده‌اند، فریاد بر سر ستمگران جهان و زنده‌ نگه‌داشتن این فریاد ستم‌شکن است. و لازم است در نوحه‌ها و اشعار مرثیه و اشعار ثنای از ائمه حق ‌ـ علیهم السلام ـ به طور کوبنده فجایع و ستمگری‌های سمتگران هر عصر و مصر یادآوری شود، و در این عصر که عصر مظلومیت جهان اسلام به دست امریکا و شوروی و سایر وابستگان به آ«ان و از آن جمله آل سعود،‌این خائنین به حرم بزرگ الهی ـ لعنه الله و ملائکه و رسله علیهم ـ است،‌به طور کوبنده یادآوری و لعن و نفرین شود . (امام خمینی، 1385: ج 21: 399ـ 400).

مراسم اربعین نیز در ادامه این حرکت بزرگ تاریخی و حامل این پیام بزرگ به جهانیان است که گره مشکلات جهان در پرتو مکتب فکری اهل بیت (ع) و نهضت امام حسین (ع) قابل حل شدن است و به امت اسلامی این پیام را می‌رساند که امام حسین(ع) نشان داد هویت امت اسلامی در پرتو بازگشت به اسلام و زندگی در نظام اسلامی و زیرسایة احکام اسلامی است و تنها مسیری که عزت و قدرت و همبستگی اجتماعی و برخورداری از نعمت‌های بزرگ امنیت و اخلاق و رفاه‌ را به امت اسلامی بازمی‌گرداند بازگشت به «اسلام ناب محمدی» است.

شاید بتوان نبود این عنصر مهم را علت ضعف جریان بیداری اسلامی در کشوهای مصر، تونس، لیبی دانست که متأسفانه یا دوباره به وضعیت پیش از بیداری بازگشتند یا دچار اضطراب سیاسی و اجتماعی‌اند. اگر جریان بیداری اسلامی، که در چند سال اخیر در کشورهای اسلامی شکل گرفت، از فرهنگ عاشورا و بنیان‌های فکری اربعین مایه گرفته بود، این گونه دچار ضعف نمی شد. تردیدی نیست اگر پیام سیدالشهدا(ع) و فرهنگ حسینی به امت اسلامی و مردم دنیا به درستی معرفی شود، عدالت‌خواهان و حقیقت‌طلبان عالم به پا خواهند خاست و جنبش‌‌های مقاوت از بین مستضعفان و آزادی‌خواهان جهان پا خواهد گرفت و سلطة مستکبران و مرتجعان را به زیر خواهند کشید.

5. رسانة امت اسلامی

سالیان سال است که در سطح بین المللی رسانه‌های غربی و امریکایی فعالیت‌ها و مخارج گسترده‌ای را صرف مخدوش کردن چهرة واقعی اسلام ناب محمدی می‌کنند و با اتخاذ سیاست‌های خبیثانه اسلام واقعی را تخریب‌ می‌کنند و در عوض با بزرگ‌کردن اسلام و هابی و حمایت از گروه‌های تفکیری در سوریه، افغانستان و عراق، تصویری غلط از اسلام ار منتشر می‌کنند و نه تنها ذهن انسان‌های غیرمسلمان را منحرف می‌کنند، بلکه جوانان مسلمان را نیز تحت تأثیر قرار می‌دند تا از هویت و فرهنگ اسلامی جدا شوند و به فرهنگ غربی روی آورند. مراسم اربعین فرصت مناسبی است تا تصور غلطی که رسانه‌های غربی و مرتجعان منطقه از اسلام و تیغ ارائه می‌دهند شکسته شود و تصویر صحیحی از امت اسلامی و تشیع به جهان مخابره کنند. فضای اربعین بستر مناسبی برای تعمیم و اشتراک عقاید و ارزش های حسینی است. حضور میلیونی زائران امام حسین(ع) در اربعین می‌تواند اسلام ناب محمدی را به درستی و جامعیت خود به جهانیان ارائه و از گسترش اسلام امریکایی ـ وهابی جلوگیری کند.

همچنین، حضور میلیونی مسلمانان در این مدت موجب ارتباطات چهره به چهره میان افراد از ملت‌های مختلف فراهم می‌شود. در این بستر، گفتگو و دیالوگ فرهنگی و اجتماعی میان نخبگان و مردم عراق، افغانستان، هند، پاکستان، کویت، مصر، لبنان، بحرین، یمن و ایران به خوبی فراهم است.

6. تبلور وحدت اسلامی و همزیستی مسالمت‌آمیز

در شرایط کنونی جهان، آنچه بیش از همه چیز امریکا و کشورهای سلطه‌گر را نگران می‌کند این است که امت اسلامی بر محور ارزش‌های اخلاقی و شعارهای عدالت‌طلبانه و حق‌خواهانه گرد هم آیند و در پرتو بیداری، اسلامی حقیقی اتخاذ کنند. برای آنها سخت است که مردم عراق، غزه، لبنان، سوریه، افغانستان، یمن، بحرین و مظلومان عربستان و انقلابیان مصر و ایران دور هم جمع شوند. از ابزار مهم و کارآمد قدرت‌های استکباری برای استعمار امت اسلامی و تضعیف فرهنگ و هویت آنان، دمیدن در آتش اختلافات میان مذاهب اسلامی و برجسته کردن شکاف‌های اجتماعی میان امت اسلامی است.

راه‌پیمایی اربعین فرصتی بسیار مناسب برای گردهمایی بزرگ مسلمین و اتحاد اسلامی است. اجتماع عظیم اربعین مربوط به کل اسلام و در راه اعتلای اسلام است و مخصوص شیعه نیست، چون شخصیت حسین (ع)، شخصیت جهانی با شعارهای جهانی است و این تجمع، که برآمده از محبت به امم حسین(ع) و ارزش‌های فطری است، در واقع تولید کننده یک وحدت بی‌نظیر در جهان اسلام است؛ وحدتی که می‌تواند گره بسیاری از مسائل را در جهان اسلام بگشاید. امام خمینی (ره) پس از بیان فلسفة بزرگداشت قیام و شهادت امام حسین (ع) و لعن و نفرین دشمنان آن حضرت و پیروان ظالم آنها در این عصر می‌نویسد:

همه باید بدانیم که آنچه موجب وحدت بین مسلمین است این مراسم سیاسی است که حافظ ملیت مسلمین به ویژه شیعیان ائمه اثنی عشر ـ علیهم صلوات الله و سلم‌ ـ است. (خمینی 1385، ج21: 400).

اربعین می‌تواند فاصله میان امت اسلامی را کم کند. به خصوص فاصله‌ای که حزب بعث عراق میان بخش وسیعی از جهان اسلام به وجود آورده و باعث شده بود مردم عراق از مردم ایران و سوریه و گروه‌های جهادی، همچون حزب الله لبنان، دور شوند. سوءاستفاده غرب و ارتجاع منطقه از این شکاف و گستگی ضررهای خسارت‌باری برای جهان اسلام در پی داشته است. ترمیم این فاصله و این جراحت بزرگ بسیار مهم و ضروری است. مراسم اربعین نشان داده است که مردم مسلمان، پس از جنگ تحمیلی حزب بعث بر ملت عراق و ملت ایران، توانسته‌اند امور اصلی را از فرعی تشخیص دهند و در کنار هم و با همبستگی اسلامی به اهداف بلند اسلامی بیندیشند.

7. نمایش قدرت و عظمت امت اسلامی

اجتماع اربعین حسینی بزرگ‌ترین اجتماع عالم در یک روز است که عظمت زیادی دارد. این اجتماع فرصت و موقعیتی است که می‌توان با نمایش دادن وحدت و اتحاد اسلامی، عظمت ناشی از اجتماع امت اسلامی را درک و احساس ضعف و تنهایی در برابر استعمار و استبداد را از خود دور کرد و در برابر تهدیدهای دشمنان هراسی به دل وارد نکرد. این اجتماع عظیم می‌تواند آوردگاهی برای بازسازی و ترمیم ضعف‌های فردی و اجتماعی مسلمین برای رسیدن به پیشرفت و اعتلای واقعی اسلامی باشد. این اجتماع میلیونی این پیام را نیز به همراه دارد که اگر سران استکبار و دست‌نشاندگان مرتجع و تفکیری‌ها بخواهند به مقدسات اسلامی و کیان اسلام و اهل بیت(ع) تعرضی بکنند، این محبان و عاشقان امام حسین(ع) هستند که با بسیج عمومی دریایی خروشان می‌شوند و ریشة ستم و ستمگران را از بین خواهد برد. بنابراین، هر اندازه که ارتباطات مسلمانان منسجم‌تر و کنش‌ آنها در مراسم‌هایی همچون اربعین حسینی و دیگر حوزه‌های اجتماعی فعالانه تر و مستمرتر باشد، سست بودن بنیان‌های فکری گروه‌های تروریستی وضعیف‌بودن قدرت و نفوذ آنها در جهان اسلام بیشتر نمایان می شود و همین امر باعث می شود ریسمان پیوند آنها با استکبار جهانی و مزدوران منطقه‌ای‌اش ضعیف تر شود.

جمع‌بندی

در اندیشة حکمای مسلمان، همبستگی اجتماعی وقتی حاصل می‌اید که افراد جامعه بر محور امری معین به اتفاق اتحاد و انس طبیعی دست یابند. باورها، ارزش‌ها و احساسات مشترک در بین افراد جامعه محبت و احساس تعلق متقابل ایجاد می‌کند. بر این اساس، جامعه فاضله‌ مجموعه‌ای مرکب از انسان‌هایی است که اجزای آن به سبب ایمان به باورها و ارزش‌های الهی و فطری با یکدیگر پیوند خورده، محبت، یکپارچگی و وحدتی تام یافته‌اند. بر این اساس، افراد جامعه انسانی همچون اعضای یک پیکر می‌شوند که چون بر روابط آنها محبت حاکم است، به هنگامة نیاز به یکدیگر وابسته‌اند و در امور اجتماعی به همگرایی و همکاری می‌پردازند. اگر این محبت و احساس تعلق به خوبی شکل گرفت،‌همبستگی اجتماعی شکل می‌گیرد و تقویت مش شود و عوامل تهدید‌زا را تضعیف می‌کند.

اجتماع عظیم عاشقان حسینی در اربعین و راهپیمایی بزرگ چند‌روزه در ایام منتهی به اربعین، شکوه همبستگی اسلامی و وفاق اجتماعی امت اسلامی است که بر پایة محبت و عشق به امام حسین(ع) و ارزش‌های فطری همچون عدالت‌خواهی، ظلم‌ستیزی و حق طلبی شکل گرفته است. این اجتماع میلیونی مردم به عشق امام حسین(ع) خروش و رستاخیز مسلمانان علیه ستمگری ،‌استکبار و تحجر و قدرت‌نمایی ایمان فطری در برابر کفر وشرارت و تروریسم است. زیارت اربعین و پیاده‌روی زینب‌گونه به مثابة اعلام پیام و تجدید عهد با سیدالشهدا (ع) و شهیدان کربلا و برافراشتن پرچم لبیک یا حسین (ع) و موجب زنده‌نگاه داشتن واقعة کربلا و انتقال پیام آن به عمق وجدان‌های بیدار انسانی است. این موج عظیم انسانی صحنه‌ای از شکوه همبستگی و انسجام امت اسلامی با محوریت محبت و عشق به خوبی‌هاست و می‌تواند الهام‌بخش آزادی‌خواهان جهان و تقویت بیداری اسلامی و نهضت فراگیر جهانی علیه ظلم و استبداد و بی‌عدالتی باشد. مراسم اربعین نمونة رهایی از تعلقات و تمرین مشق ایثار و گذشت و سایر اصول اخلاقی و ارزش های فطری است. مراسم اربعین کلیت فرهنگی است که در درون خود تکثر فرهنگی را به رسمت میشناسد و افراد مختلف را با هر خرده‌فرهنگ و لهجه دور هم، ذیل پرچم واحد فطرت و ارزش‌های الهی، جمع می‌کند.

بنابراین، اگر مراسم اربعین به درستی شناخته شود و ابعاد جهانی و بین المللی آن به ظهور برسد، می‌تواند حرکتی به سمت تحقق ارزش های الهی و رسانة پیام هدایت زیر پرچم سفینه النجاه عالم یعنی امام حسین(ع) باشد. گردهمایی بزرگ مردم در اربعین حسینی نه یک حادثه و رویداد زودگذر، بلکه یک تفکر و فرهنگ است که ریشه و شاخة آن از متن اسلام ناب محمدی(ص) برخاسته اس و ثمر آن همبستگی امت اسلامی در برابر تهدیدهای دشمنان خارجی و منقه‌ای و رویش جوانه‌های امید در قلب‌های مستضعفان جهان خواهد بود.

در یک تحلیل نهایی، می‌توان گفت با فرهنگ‌سازی مراسم پیاده روی اربعین حسینی به منزلة یک حرکت عقلانی و خودجوش در رستاری احیای ارزش‌های فطری و زنده نگه داشتن مکتب عدالت‌خواهانة امام حسین(ع) ، همبستگی اجتماعی در امت اسلامی تقویت و بیداری اسلامی از عمق و استحکام بیشتری برخوردار می‌شود. در نتیجه، شناخت بهتری از نهضت امام حسین(ع) به جهان مخابره خواهد شد که هم در امتداد گسترش ارزش‌های فطری و نشر معارف و فرهنگ اسلام است و هم به افشای سیاست‌های استکباری، ظالمانه و ضد انسانی امریکا و هم پیمانانش در منطقة غرب آسیا خواهد انجامید.

 

 

 

 

 

[1] . محقق و پژوهشگر، دانش‌آموختة خارج فقه و اصول حوزة علمیه قم.



منابع: پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی مدنیت، عقلانیت، معنویت در بستر اربعین به اهتمام مسعود معینی پور انتشارات سوره مهر(وابسته به حوزه هنری) چاپ اول 1394
ارسال کننده: مدیر پورتال
 عضویت در کانال آموزش و فرهنگ اربعین

چاپ

برچسب ها اربعین حسینی - معارف اسلامی - سیدمهدی موسوی -

نظرات


ارسال نظر


Arbaeentitr

 فعالیت ها و برنامه ها

 احادیث

 ادعیه و زیارات