ستاد مرکزی اربعین|کمیته فرهنگی، آموزشی

banner-img banner-img-en
logo

 ادبیات و پژوهش


مناسبت‌هاي محرم و صفر

چاپ
كربلا نزد خدا گرامي‌‌ترين سرزمين‌هاست. محل رفت و آمد فرشتگان، نزول بركت و مكان استجابت دعا است. کربلا مكاني است كه امام حسین علیه السلام آن را از اهل نينوا و غاضريّه به مبلغ شصت هزار درهم خريد و به خود آنان صدقه داد و شرط كرد كه زائران قبرش را راهنمايي نموده و از آنان پذيرايي كنند .......

محمّد مؤمنی

مناسبت‌های محرم

1. دوم محرم 61 ه‍.ق، ورود امام حسین علیه السلام به كربلا

كربلا نزد خدا گرامي‌‌ترين سرزمين‌هاست. محل رفت و آمد فرشتگان، نزول بركت و مكان استجابت دعا است. کربلا مكاني است كه امام حسین علیه السلام آن را از اهل نينوا و غاضريّه به مبلغ شصت هزار درهم خريد و به خود آنان صدقه داد و شرط كرد كه زائران قبرش را راهنمايي نموده و از آنان پذيرايي كنند. وقتي امام علي علیه السلام به این مکان رسيد، کمی درنگ نمود، سپس فرمود: اين جا سرزمين رنج و بلا است، سپس با انگشت خود اشاره كرد و جايگاه شتران و اسبان کاروان كربلا و نیز محل شهادت امام و یارانش را نشان دادند.[1]

امام حسین علیه السلام پس از آن‌که از بیعت با یزید اجتناب ورزيد، ناچار شد در آخرين روزهاي رجب سال 60 به همراه خانواده و بستگان خود از مکه خارج شود.

امام علیه السلام در ايام مناسك حج، ضمن انجام اعمال ماهیت فاسد يزيد را افشا کند. آن حضرت در هشتم ذي الحجه هنگامی که جان خود را در خطر ديد، براي حفظ حرمت حرم امن الهي و نيز اجابت خواستة كوفيان، حج خود را مبدل به عمره كرد و عازم كوفه شد. امام در بين راه با سپاه حر بن يزيد رياحي كه مأموريت داشت مانع ورود امام به كوفه شود، مواجه شد. امام به راه خود ادامه داد و در روز پنج شنبه دوم محرم سال 61 وارد كربلا شد و در اين‌جا بود كه  طبق دستور ابن زياد حر مانع پيش‌روي آن حضرت شد. سيد الشهدا علیه السلام پرسيد: نام اين سرزمين چيست؟ عرض كردند: غاضريّه. فرمود: نام ديگرش چيست؟ گفتند: شاطئي الفرات. فرمود: آيا نام ديگري نيز دارد جواب دادند: «كربلا» هم مي‌گويند. در اين هنگام امام فرمود: «اللهم اني أعوذ بك من الكرب والبلا؛ خدايا از اندوه و بلا به تو پناه مي‌برم.» سپس فرمود: اين‌جا محل فرود آمدن ماست. به خدا سوگند همين‌جا محل قبرهاي ماست.

عبدالله بن منصور می گوید به امام صادق علیه السلام گفتم: براي من از مقتل پسر رسول خدا صلی الله علیه و آله سخن بگويد. فرمود: پدرم به نقل از پدرش امام سجاد علیه السلام به من گفت: «... ثم سارَ حتّي نَزَلَ كربَلاءَ، فقال: اَیُّ موضِعٍ هذا؟ فقيلَ: هذا كربَلاءُ يابن رسولِ الله: فقال: هذا و اليه يوم كربٍ و بَلاءٍ و هذا الموضِعُ الذي يُهراقُ فيه دماؤنا و يُباحُ فيه حَريمُنا.[2]

2. چهارم محرم 61.ق، صدور فتواي شريح قاضي براي شهادت امام حسين علیه السلام.

شريح قاضي در اصل ساكن يمن بود كه به كوفه مهاجرت نمود.[3] او از تابعان بود[4] و در زمينه‌هاي مختلف در محضر امام علي علیه السلام و ابن مسعود به فراگيري دانش پرداخته است. با توجه به دانش و تجاربش در زمان خلفاي راشدين قاضي گرديد و به مدت 60 سال عهده‌دار اين منصب بود.[5]

شريح در زمان امام علي علیه السلام نيز مدتي قضاوت نمود و به دليل عملکرد نادرست در برخی امور، مورد سرزنش امام علیه السلام قرار گرفت.[6] وی در دوران يزيد به فرمان ابن زياد قاضي كوفه شد.

اما آن‌چه دربارة شريح مشهور شده فتواي او پيرامون قتل امام حسين علیه السلام است. وقتي از او دربارة كسي كه عليه خليفة رسمي مسلمانان شورش نمايد. سؤال شد، گفت: مبارزه و جهاد عليه او واجب است. ابن زياد از اين فتوا خوش‌حال و بدين طريق مردم را تشويق به كشتن امام نمود.

اما آن‌چه كه قطعي و مسلم است دستگاه يزيد براي اين‌كه بتواند به حیات خود ادامه دهد و از پشتوانة فكري و اعتقادي برخوردار شود، از شريح قاضي استمداد کرد[7] و امور را به نفع خود مديريت نمود. هم‌چنين با توجه به اين‌كه خواص در به وجود آوردن حادثه كربلا نقش مؤثري ايفا نمودند، بي‌ترديد شريح نيز از جملة آنان بوده و به خاطر عافيت‌طلبي و دنياطلبي و ترس از عبيدالله در برابر جبهة باطل سكوت اختيار كرد. نزد شيعيان به چهره‌اي نكوهيده تبديل و از او به عنوان فردي مذموم ياد مي‌شود.

3. نهم محرم 61.ق، تاسوعاي حسيني

در نهم محرم سال 61 ق. لشكر مجهزي به دستور ابن زياد و به فرماندهي شهر پا به سرزمين كربلا نهاد. او كه فرماندهي پيادگان لشگر دشمن را به عهده داشت، امان‌نامه‌اي از طرف عمر سعد براي حضرت ابوالفضل علیه السلام و برادرانش آورد تا از اين جهت که با آن‌ها از طرف مادر نسبت خويشاوندي داشته و از يك قبيله «بني‌كلاب» هستند، از سپاه امام علیه السلام جدا نمايد. لذا وقتي كه به نزديكي خيمه‌گاه امام رسيد با صداي بلند فرياد زد: خواهر زادگانم كجايند؟ امام كه منظور شمر را مي‌دانست به برادرش فرمود: جوابش را بدهيد. شمر گفت: اگر دست از ياري امام حسين علیه السلام برداريد، در امانيد.

قمربني‌هاشم علیه السلام پاسخ دندان شكني به او داد و شمر خشمناك به خيمه‌هاي خود بازگشت.

در چنين روزي عمرسعد براي اين‌كه فرمان ابن‌زياد را جامة عمل بپوشاند دستور حمله را صادر كرد. امام علیه السلام برادرش عباس علیه السلام را با تعدادي از ياران به نزد آنان فرستاد كه امشب را مهلت دهند تا مشغول نماز، قرائت قرآن و مناجات با پروردگار شوند. پس از گفت و شنودهاي زياد با تقاضاي امام علیه السلام موافقت شد. چون پاسي از شب گذشت براي اصحاب خويش سخن گفته و فرمود: بيعت خود را از عهدة آن‌ها برداشته و مي‌توانند به همراه خانواده خود به شهر و ديار خود بروند؛ اما ياران آن حضرت وفاداري خود را ابراز نمودند[8] و تا صبح جمعي به نماز، گروهي به تلاوت قرآن و برخي نيز به نگهباني خيمه‌ها پرداختند.

4. دهم محرم 61.ق، عاشوراي حسيني

صبح روز عاشورا  امام حسين علیه السلام صفوف لشكر خود را منظم كرده، فرماندهي قسمتي از سپاه را به زهير بن قين و فرماندهي بخش ديگر را به حبيب بن مظاهر واگذار نمود و پرچم را به برادرش عباس علیه السلام داد. سپس خود و افرادش در قلب سپاه آماده شدند.

امام علیه السلام در اين روز براي اتمام حجت چندين مرتبه خطبه خواند و دشمنان را پند و اندرز داد. ايشان چندين ملاقات با عمرسعد به صورت محرمانه انجام داد تا بدين وسيله او را از پیامدهای جنگ‌طلبي با فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله آگاه نمايد، ولي عمرسعد که نتوانست از حكومت ري چشم‌پوشي كند، ناگزير از آن حضرت روي برگرداند و به سپاه خود ملحق شد و با تيري كه پرتاب نمود جنگ آغاز نمود. عمرو بن كعب معروف به ابوثمامه صائدي در حین درگیری متوجه اول ظهر شد و براي اداي نماز حضور امام علیه السلام رسيد و امام علیه السلام در حق او دعا كرد و براي برگزاري نماز پيشنهاد آتش بس موقت نمودند كه از سوي دشمن پذيرفته نشد، لذا مجبور شدند نماز را زير تيرباران دشمن بخوانند و عده‌اي نيز در دفاع از امام علیه السلام سينه‌هاي خود را سپر قرار داده و به شهادت رسيدند. پيش از ظهر چنين روزي حر بن يزيد رياحي كه خود را بين دوزخ و بهشت مي‌ديد به نزد امام علیه السلام آمد و توبه كرد. آن‌گاه روانة نبرد شد و به شهادت رسيد.

ياران و اصحاب و سپس خاندان آن حضرت نيز به ترتيب روانه جنگ شده و هر كدام با نثار جان خویش، بهشت را خريدند. سيدالشهدا علیه السلام كه تنها مانده بود، با امام سجاد علیه السلام، زينب3 و بانوان حرم وداع كرد و در نبرد با جبهه باطل پس از رشادت فراوان بر اثر شدت جراحات به زمين افتاد و به شهادت رسید. پس از شهادت امام علیه السلام، عمرسعد دستور داد بر بدن شهدا به ويژه امام، اسب بتازند و بدين‌گونه پيكر مطهرش را پايمال كردند؛ آن‌گاه خيمه‌های اهل‌بيت امام را آتش زده و اموال آنان اعم از چادر، گوشواره و حتي عمامه، نعلين و انگشتر امام را ربودند. اين جنايت به حدي بود كه شهيد مطهري1 در توصيف ياران عمرسعد مي‌گويد: «اصحاب عمرسعد در شقاوت هم بر بدريّون ابوسفيان، و هم بر صفّينيّون معاويه، در شقاوت جلوتر بودند، به گونه‌اي كه گريه مي‌كردند و فرمان قتل مي‌دادند، اشك مي‌ريختند و گوشواره از گوش فرزندان حسين علیه السلام مي‌كشيدند، مي‌لرزيدند و آهنگ بريدن سر حسين علیه السلام را داشتند.»[9]

فاطمه دختر امام حسين علیه السلام مي‌گويد: «هر چه در خيمه‌ها بود به تاراج بردند تا آن‌جا كه چادرها را از دوش ما برداشتند.»[10]

در عصر عاشورا بعد از اين عمل ننگين به فرمان عمرسعد سر نازنين امام حسين علیه السلام به وسيله خولي بن يزيد اصبحي و حميد بن مسلم ازدي و بقية سرها توسط شمر بن ذي الجوشن و قيس بن اشعث و عمرو بن الحجاج بن كوفه، نزد عبيدالله بن زياد بردند.[11]

5. دوازدهم محرم

5- 1. دوازدهم محرم 61.ق، دفن شهداي كربلا

عصر روز دوازدهم گروهی از بني‌اسد برای دفن شهدا به کربلا آمدند، ولي به دلیل ترس از عبيدالله بن زیاد قرار گذاشتند شب اقدام كنند، آن‌ها در مسیر منتهی به جاده كوفه يك نگهبان گذاشتند و وقتی می‌خواستند بدن شهدا را دفن نمایند، بدن امام حسين علیه السلام و ابوالفضل علیه السلام را به دليل قطعه قطعه بودن نتوانستند بردارند. آن‌ها بدن صحابي را از هاشمي تشخيص نمي‌دادند. متحيّر مانده بودند كه نگهبان خبر آورد كسي از كوفه مي‌آيد، آن‌ها به گمان اين‌كه مأمور عبيدالله است، مخفي شدند. ديدند يك نفر آمد و به داخل گودال قتلگاه رفت و در كنار بدن سيدالشهدا علیه السلام گريه كرد، او کسی جز امام سجاد علیه السلام نبود. امام خطاب به آن‌ها فرمود: شما چه كسي هستيد؟ گفتند: از طايفه بني‌اسد هستيم آمديم بدن‌ها را دفن كنيم، اما آن‌ها را نمي‌شناسيم. بني‌اسد با كمك امام بدن مطهر امام حسين علیه السلام و ديگر شهدا را شناسایی و دفن نمودند.[12]

اما سؤال اين است امام سجاد علیه السلام که در كوفه اسير عبيدالله بود، چگونه به كربلا آمد؟ جواب اين سؤال را مي‌توان با استفاده از احتجاج امام رضا علیه السلام با «واقفیه» دريافت نمود.

واقفيه گروهي بودند كه منكر امامت حضرت رضا علیه السلام بودند و در وقت شهادت موسي بن جعفر علیه السلام، علي بن موسي علیه السلام در مدينه بود و جنازة پدرش زير نظر هارون به خاك سپرده شد. آن‌ها مي‌گفتند: كه حضرت رضا علیه السلام اگر امام بود، بايد در دفن و كفن پدر شركت مي‌كرد و چون شركت نكرد، امام نيست. امام علیه السلام در جواب سؤال ابتدا پرسيد: متصدي دفن امام حسين علیه السلام چه كسي بود؟ امام بود يا ديگري؟ گفتند: علي بن حسين علیه السلام. فرمود: علي بن حسين علیه السلام كجا بود؟ او در كوفه اسير عبيدالله بود. عرض كردند: او مخفیانه خارج شد و متصدي امر پدر گرديد، سپس به کوفه برگشت. امام رضا علیه السلام فرمود: آن‌كه امام سجاد علیه السلام را توانا كرد كه به كربلا آيد و متصدي كار پدرش گردد. صاحب امامت را توانا مي‌كند كه به بغداد آيد و متصدي دفن پدر گردد، با آن‌كه در زندان و اسير هم نبوده است.[13]

5- 2. دوازدهم محرم 61.ق، ورود كاروان اسيران آل محمد صلی الله علیه و آله به كوفه

روز دوازدهم محرم در حالي كه مردم كوفه خود را براي تماشاي اسيران آماده كرده بودند، اسرا را وارد اين شهر[14] نمودند. آن‌گاه با همان حال اسارت و در پوشش نامناسب و تحقيرآميز وارد مجلس ابن زياد كردند.

در اين مجلس حضرت زينب3 و امام زين العابدين علیه السلام به افشاگري جنايت‌هاي ابن زياد و سپاهيان كوفه پرداختند و خشم و نفرت و انزجار مردم را نسبت به عبيدالله و سپاهيانش برانگیختند. عبيدالله كه آبروي خود را از دست رفته می‌دید و در موقعيت بسيار بدي قرار گرفته بود، پس از چند روز اقامت اسيران[15] در كوفه، آن‌ها را به شام فرستاد.

5‌-‌3. دوازدهم محرم سال 95.ق، شهادت امام زين العابدين علیه السلام

امام سجاد علیه السلام در سال 38.ق به دنيا آمد. آن حضرت دو سال از رهبري جدش امام علي علیه السلام، ده سال از دوران امامت عمويش امام مجتبي علیه السلام و مدت ده سال از عصر امامت پدرش امام حسين علیه السلام را درك كرد.

او كه در محرم سال 61.ق شاهد حوادث كربلا بود، پس از شهادت پدر به امامت رسيد و همراه با ديگر اسيران به كوفه و شام بردند. آن حضرت ضمن سرپرستي اسيران در كوران گرفتاري‌ها، در مجلس ابن زياد و يزيد به معرفي خود و اهل‌بيت علیهم السلام پرداخت و حكومت يزيد را رسوا كرد، آن‌گاه به مدينه بازگشت.[16]

در دورة امامت ايشان احكام اسلامي بازيچة دست زمامدارانی چون يزيد، عبدالله بن زبير، معاويه بن يزيد، مروان بن حكم، عبدالملك بن مروان و وليد بن عبدالملك قرار گرفت و تربيت ديني مردم تنزّل پيدا كرد و ارزش‌هاي جاهلي نيز مي‌رفت كه رنگ و بوي احيا به خود بگيرد، امام سجاد علیه السلام كه زمينه قيام را فراهم نمي‌ديد، مبارزات خود را در قالب زنده نگه داشتن ياد و خاطرة عاشورا به شيوه‌هايي چون گريه بر شهداي كربلا و نيز تبيين معارف اسلامي به روش دعا ابراز كرد. به گونه‌اي كه انتشار تعابیر زيباي امام در قالب دعا همه را به سوی خود جذب مي‌كرد و از اين طريق به شيعه حياتي دوباره داد و زمينه را براي فعاليت‌هاي آيندة امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام فراهم نمود.[17]

به هر حال آن امام عزيز را در سال 94 و يا 95.ق به شهادت رساندند. از آثار معروف امام كتاب شريف صحيفة سجاديه و رسالة حقوق مي‌باشد.

مناسبت‌هاي ماه صفر

1. اول صفر

1-1. اول صفر 61.ق، ورود اسيران آل محمد صلی الله علیه و آله به شام

عبيدالله بن زیاد وقتي كه خواست اسيران را از كوفه روانه شام[18] نمايد. فرمان داد سرهاي شهدا را بالاي نيزه قرار داده، اسيران را سوار شتران بي‌جهاز نموده و امام زين العابدين علیه السلام را در غل و زنجير کرده و دست‌هايش را بر گردنش بستند و بدين صورت آنان را با جنايت‌كاراني مانند: شمر و خولي همراه كرد.

اسيران منازل زيادي بين عراق و شام ـ كه معروف به چهل منزل شده ـ طي كردند تا روز اول صفر سال 61.ق وارد دمشق شدند. پيش از ورود ام‌كلثوم از شمر خواست آنان را از دروازه‌اي كه تماشاگر كمتري وجود دارد، حركت دهند ولي آن ملعون برخلاف پيشنهاد ام‌كلثوم آن‌ها را از شلوغ‌ترين ورودي دمشق عبور داد.

وضعيت دمشق طوري بود كه اين روز را عيد اعلان كرده و به جشن و پايكوبي پرداخته به گونه‌اي كه گروهي با دف برخي با طبل و بعضي نيز رقص‌كنان از اسيران استقبال كردند. سپس آن‌ها را روانة زندان نمودند.

حارث بن كعب از فاطمه دختر امام حسين علیه السلام دربارة اوضاع اسرا در زندان مي‌گويد: «زندان چنان بود كه آنان را از گرما و سرما نگاه نمي‌داشت تا آن‌جا كه صورت‌هاي آنان پوست انداخت.»[19]

بعد از مدتي آن بزرگ‌واران را وارد مجلس يزيد كردند و در اين مجلس بود كه حضرت زينب3 و امام سجاد علیه السلام و ديگر افراد خانواده امام حسين علیه السلام با يزيد به مناظره و مشاجره پرداخته و فسادهاي يزيد را برملا كردند. آنان عقيده جبرگرايي يزيديان را به شدت زير سؤال برده[20] و در ايام اسارت و مجالس گوناگون آثار چهل سال تبليغات مسموم كننده كوفيان و شاميان را از بين بردند و چهرة ناپاک حكومت اموي را به خوبي معرفي و افكار خفته مردم شام را بيدار نمودند.[21] از این رو يزيد که احساس خطر کرده بود، ناچار شد اسرا را با احترام و عزت به مدينه منوره بفرستد.

1- 2. اول صفر 37.ق، آغاز جنگ صفين

حضرت علي علیه السلام در ابتدای خلافت خویش، عاملان خليفة مقتول به ويژه معاويه را خلع و بركنار كرد، سپس نامه‌اي براي فراخواني بيعت از معاويه به شام فرستاد. معاويه تن به فرمان امام نداد و طي نامه‌اي به عمروعاص كه در فلسطين بود. از او درخواست كرد كه براي مشورت نزد او برود. بعد از آمدن عمرو عاص، معاويه با مشورت او بيعت با امام را رد کرد کرد و مردم را به جنگ با آن حضرت براي خون‌خواهي عثمان ترغيب نمايند، هم‌چنين معاويه مردم را به مسجد فراخواند و آنان را تشويق به قيام بر ضد امام علي علیه السلام كرد. شاميان متأثر از شايعات، با معاويه بيعت كردند و خود را آمادة جنگ با امام كردند[22] و از شام خارج شدند.

پیروان معاویه به دليل اين‌كه از حق عدول كرده و منحرف شده بودند، به قاسطین معروف شدند.[23]

امام نيز با سپاهي از كوفه خارج شد و در 22 محرم سال 37 در سرزمين صفين با سپاه شام رو به رو شد.[24] روز چهارشنبه اول صفر سال 37 جنگ سختي به وقوع پيوست. به طوري كه زياد بن نصر حارثي مي‌گويد: سه روز و سه شب جنگ به طول انجاميد. نيزه‌ها شكست و تمام شد و سلاحي باقي نماند ناچار به رخسار هم خاك مي‌پاشيديم و با دندان‌ها تن يكديگر را گاز گرفته و مجروح مي‌كرديم.[25]

جنگ مي‌رفت كه با پيروزي سپاه اسلام همراه گردد. معاويه دستور داد قرآن‌ها را بر نيزه گذاشتند و بدين وسيله بين سربازان امام اختلاف شد. امام ضمن نكوهش فريب خوردگان[26] ناچار شد تن به حكميّت دهد. پس از اين ماجرا تعدادي از ياران امام او را به خاطر قبول حكميت سرزنش نموده و بر ضد آن حضرت خروج کرده و زمينه را براي جنگ نهروان آماده كردند.

2. دوم صفر 121.ق، شهادت زيد بن علي بن الحسين علیه السلام

زيد بن علي برادر امام محمد باقر علیه السلام است. او مردي زاهد، شجاع و دانشمند بود و او پس از برادرش امام باقر علیه السلام از همه فرزندان امام سجاد علیه السلام افضل است، امام رضا علیه السلام او را عالم آل محمد صلی الله علیه و آله لقب داد و امام صادق علیه السلام نيز او را شهيد خواند، او در سال 120.ق در حكومت هشام بن عبدالملك مروان به امر معروف و نهي از منكر پرداخت و به خون‌خواهي امام حسين علیه السلام قيام كرد.[27] هشام كه از قيام او به وحشت افتاده بود به يوسف بن عمرو، امير كوفه دستور داد با سپاهي به زيد حمله و آتش قيام را خاموش نمايد. بدين وسيله بين طرفين جنگ سختي به وقوع پيوست، در حين نبرد تيري بر پيشاني او خورد و به شهادت رسيد. ياران او جسدش را در بستر نهري به خاك سپرده و آب روي آن جاري كردند تا مأموران هشام آن را پيدا نكنند، ولي اين جريان به وسيله جاسوسي به امير كوفه اطلاع داده شد. يوسف بن عمر جسد او را بيرون آورد سر او را از تن جدا كرد و بدنش را تا چهار سال به دار آويخت، آن‌گاه پايين آورده و آتش زدند.[28] سرش را نيز به شام براي هشام بن عبدالملك فرستاد و هشام آن را بر سر در كاخ خويش آويخت.[29]

3- سوم صفر 57.ق، ولادت امام باقر علیه السلام

امام محمد باقر علیه السلام در سوم سال 57 ق متولد شد. مادر آن حضرت فاطمه دختر امام حسن مجتبي علیه السلام است. لقب ايشان به سبب دانش بيكران باقر يا باقرالعلوم بوده است. به او از اين جهت باقر مي‌گويند كه علم را مي‌شكافت و اصل آن را مي‌شناخت و فرعش را استنباط مي‌كرد و در علم تبحر داشت.[30]

4- پنجم صفر 61.ق، شهادت حضرت رقيه

دختر سه ساله حضرت سيدالشهدا حضرت رقيه در سفر كربلا همراه اسراي اهل‌بيت علیهم السلام بود در شام شبي پدر را در خواب مي‌بيند و پس از بيدار شدن با گريه فراوان و بي‌تابي سراغ پدر را می‌گیرد. خبر به يزيد رسيد، دستور داد سر مطهر امام علیه السلام را نزد او بردند. رقيه با ديدن سر پدر بسيار ناراحت شد و درد و دل‌هاي خود را بازگو كرد تا اين كه بر اثر شدت ناراحتي از دنيا رفت.

5. هفتم صفر، 128.ق ولادت امام موسي كاظم علیه السلام

ابوالحسن موسي بن جعفر علیه السلام در «ابوا» منزلي ميان كوفه و مدينه به روز يكشنبه هفتم صفر سال 128 ق متولد شد. به جهت كثرت زهد وعبادتش به عبد صالح معروف و به جهت حلم و فرو خوردن خشم و نیز صبر و تحمل مشقات و آلام زمانه مشهور به كاظم گرديد. آن حضرت به كنيه‌هاي ابو ابراهيم و ابو علي نيز معروف بوده است. مادر آن حضرت، حميده كنيزي از اهل بربر (مغرب) يا از اهل اندلس (اسپانيا) بوده است.[31]

6 ـ نهم صفر

6 ـ 2. نهم صفر 37.ق، شهادت عمار بن ياسر

کنیه عمار ابوالقيظان است و پيامبر صلی الله علیه و آله به او لقب «الطيب المطيب: پاكيزه پاك سرشت» داد.[32] ياسر اهل يمن بود كه بعدها به مكه آمد[33] و در آن‌جا با سميه ازدواج كرد و ثمره ازدواج آن دو تولد عمار بود كه حدود 44 سال قبل از بعثت در مكه به دنيا آمد. عمار به همراه خانواده خود در سال پنجم بعثت نزد پيامبر صلی الله علیه و آله آمده و مسلمان شدند.[34] وقتي اسلام آوردن آن‌ها آشكار شد. تحت شكنجه مشركان قرار گرفتند، به گونه‌اي كه پدر و مادر عمار در سن پيري به شهادت رسيده و نام خود را به عنوان نخستين شهداي اسلام به ثبت رساندند.

عمار پس از رحلت پيامبر صلی الله علیه و آله نسبت به جريان سقيفه اعتراض كرد و از اولين كساني بود كه با امام علي علیه السلام بيعت كرد. بينش و درايت او به حدي بود كه امام علي علیه السلام بعد از اين كه به خلافت رسيد وي را مشاور خود قرار داده و در امور مختلف با او مشورت مي‌كرد.

او در زمان عمر بن خطاب به مدت دو سال حاكم كوفه شد و سپس بنا به دلايلي بر كنار گرديد. هم‌چنين ايشان در جنگ‌هاي جمل و صفين به ياري امام شتافت و در جنگ صفين به شهادت رسيد.[35]

6-1. نهم صفر 39.ق، جنگ نهروان

برخي از ياران امام علي علیه السلام در جنگ صفين بعد از اين كه امام را وادار به پذيرش حكميت كردند، از كار خود پشيمان شده و در راه بازگشت از كوفه لب به اعتراض گشوده و خواستار نقض عهدنامه شدند كه با مخالفت امام رو به رو شدند. لذا در برابر آن حضرت موضع گرفته و زبان به جسارت و تكفير باز كرده و شعار «لاحكم الا الله» سر دادند.[36]

امام وقتي كه شعار خوارج (مارقين)[37] را شنيد فرمود: «کلمه حقٍ يُرادُ بِها باطلٌ[38]؛ سخن حقي است كه از آن اراده باطل شده است». اين گروه كساني هستند كه پيروان امام را كافر و مرتد مي‌دانستند و اگر به يكي از شيعيان علي علیه السلام دست مي‌يافتند، وي را به بدترين وجهي مي‌كشتند، به طوري كه عبدالله بن خباب را با همسرش كه باردار بود سر بريدند و شكم همسرش را شكافتند. مردم از اين وضع به ستوه آمده و به علي علیه السلام كه سرگرم تجهيز سپاه بود تا دوباره به نبرد با معاويه برود، گفتند شما اول شر اين‌ها را دفع كنيد سپس به جنگ دشمن اصلي برويم. امام موافقت كرد و در سرزمينی به نام نهروان[39] به جنگ با آنان پرداخت و در اين نبرد پيروز شد. از ويژگي‌هاي خوارج اين بود كه به ظواهر تمسك كرده و با «ضرب القرآن بعضه ببعض» برداشت‌هاي افراطي مي‌كردند.[40]

اين گروه پس از شكست در جنگ نهروان براي تداوم تفكر انحرافي خود همان‌گونه كه امام علي علیه السلام پيش‌بيني كرده بودند،[41] به تدريج مكتب خاصي تأسيس كردند و در مسائل اعتقادي اظهار نظر كردند.

7. بيستم صفر 61.ق، اربعين حسيني

در اين روز زيارت حضرت سيدالشهدا علیه السلام و اقامه عزا براي آن حضرت از اختصاصات فرهنگ شيعه دانسته شده است؛ به گونه‌اي كه براي هيچ يك از ساير معصومين علیهم السلام حتي براي رسول خدا صلی الله علیه و آله اين مسئله (برگزاري مراسم اربعين) وجود نداشته است و نظر آنان نيز بر انحصار اربعين براي حضرت ابا عبدالله الحسين علیه السلام بوده است.[42] و زيارت اربعين را از نشانه‌هاي مؤمن معرفي كرده‌اند.

در اربعين امام حسين علیه السلام در سال 61 ق دو اتفاق مهم رخ داد:

الف. هنگامي كه خبر شهادت ابي عبدالله الحسين علیه السلام در بلاد اسلامي پخش شد. جابر انصاري و جماعتي از بني‌هاشم از مدينة منوره راهي كربلا شدند و به عزاداري پرداختند.

ب. اسراي كربلا از شام به مدينه مراجعت كردند.

در مسئلة نخست اتفاق نظر وجود دارد، ولي در حادثه دوم قول مشهور آن است كه اسيران پس از بازگشت از شام به مدينه وارد كربلا شده و با جابر قبر مطهر سيد الشهدا علیه السلام را زيارت كردند.

مرحوم علامه قاضي طباطبائي كتاب مفصلي دربارة اربعين امام نوشته است و با تتبع در كتب تاريخي و مقاتل سعي نموده ثابت نمايد كه اسراي اهل‌بيت علیهم السلام در اربعينِ اولِ سال 61 به كربلا آمده‌اند همان طور كه خود در ابتداي كتاب به آن اذعان كرده است.[43]

برخي نيز مي‌گويند اسيران آل محمد صلی الله علیه و آله در اربعین از شام به سوی مدينه حركت كردند. آن‌چه مسلم است نخستين زيارت امام حسين‌ علیه السلام توسط جابر بن عبدالله انصاري رخ داده و از آن پس ائمه اطهار از هر فرصتي براي رواج زيارت امام حسين علیه السلام بهره مي‌گرفتند و آن روز را (بيستم صفر) كه نخستين زيارت در آن انجام شده به عنوان روزي كه زيارت امام حسين علیه السلام در آن مستحب است اعلام نموده‌اند.[44]

به هر حال با توجه به منابع كهن اعتبار قول بازگشت اسرا از شام به مدينه، بيش از سخني است كه بازگشت اسرا از شام را به كربلا تعيين كرده است.[45] به طوري كه سيد بن طاووس در تأييد این مطلب مي‌گويد: «اگر گفته شود كه خاندان امام حسين علیه السلام در روز اربعين شهادت سيد الشهدا، در برگشت از شام به كربلا رسيدند، اين گفتار نمي‌تواند با ايام دراز مدت اسارت آنان در كوفه و شام و طي راه طولاني رفت و برگشت مابين دو سرزمين در مدت كوتاه چهل روز سازگاري داشته باشد.»[46]

28 صفر، 50.ق، شهادت امام حسن مجتبي علیه السلام

امام حسن علیه السلام در پانزدهم ماه مبارك رمضان سال سوم هجري در مدينه به دنيا آمد، آن حضرت هفت سال اول زندگي را در كنار پيامبر گذراند و پس از آن به مدت سي سال همراه پدرش علي علیه السلام بود، پس از شهادت پدر در سال چهل هجري به مدت ده سال امامت امت را به عهده گرفت.[47]

از مهم‌ترين حوادث سياسي دوران آن بزرگ‌وار صلح با معاويه است؛ پس از بيعت مردم با امام حسن مجتبي علیه السلام نامه‌هايي ميان آن حضرت و معاويه رد و بدل شد و سرانجام هر دو طرف تصمیم به جنگ گرفتند. پس از آغاز جنگ، عبيدالله بن عباس از فرماندهان ارشد سپاه امام فريب مال و منال معاويه را خورد و با دریافت مبلغ يك ميليون درهم به سپاه معاويه پيوست. با توجه به اين مسئله و دلايلي كه در تاريخ نقل شده است. امام مجتبي علیه السلام در تنگنا قرار گرفت و ناچار گرديد با معاويه پيمان صلح بندد. اين صلح نامه در تاريخ 25 ربيع الاول سال 41 هجري قمري امضا شد و عده‌اي از شخصيت‌هاي دو طرف به عنوان شهود، آن را امضا نمودند.[48]

در روزهاي آخر عمر معاويه، او كه مي‌خواست براي يزيد از امام بيعت بگيرد، وجود امام حسن علیه السلام را مانع بزرگي مي‌دانست لذا با ترتيب دادن توطئه‌اي امام را به دست همسرش جعده دختر اشعث بن قيس كه به او وعدة همسري با پسرش يزيد را داده بود، مسموم و به شهادت رساند.

پس از شهادت امام، عايشه به همراه مروان از دفن امام در نزديك قبر پيامبر جلوگیری کرد.[49] به طوري كه جسد مطهرش را تيرباران نمودند و آن بزرگ‌وار را ناگزیر در بقيع دفن کردند.

در خواب رفت و آب طلب كرد و ناله كرد
 

 

طشت را به خون جگر، باغ لاله كرد
 

 

8-2. 28 صفر 11.ق، رحلت رسول گرامي اسلام صلی الله علیه و آله

در هنگام بیماری پيامبر گرامي اسلام که منجر به وفات حضرت گردید، برخی از صحابه براي عيادت به منزل ايشان آمدند. پيامبر صلی الله علیه و آله فرمود: كاغذ و قلمي براي من بياوريد تا براي شما چيزي بنويسم كه گمراه نشويد، در اين هنگام خليفه دوم ممانعت كرده و گفت: كتاب خدا براي ما كافي است.[50]

به هر حال اختلاف حضار در مجلس باعث شد پيامبر صلی الله علیه و آله از نوشتن نامه منصرف گردد ولي ناچار شد مقصود خود را با رفتن به مسجد و به طور شفاهي ابلاغ نمايد. ايشان با آن حال بيماري به مسجد رفته و فرمود: من ميان شما دو چيز گرانبها مي‌گذارم يكي قرآن و ديگري همان عترت من است.[51] پس از اين جريان پيامبر صلی الله علیه و آله بر اثر بيماري در نيمروز دوشنبه 28 ماه صفر وفات يافت. امام علي علیه السلام بر او نماز خواند و جسد مطهرش را در همان حجره‌اي كه در گذشته بود به خاك سپرد.[52]

9. آخر صفر سال 203.ق، شهادت امام رضا علیه السلام

امام رضا علیه السلام طي امامت بيست ساله خود، ده سال آن را با خلافت هارون الرشيد‌ و پنج سال با خلافت محمد امين و پنج سال آخر را معاصر با خلافت عبدالله مأمون بود.[53] در دوره هارون الرشيد امام به دليل نگراني هارون از عواقب قتل امام موسي كاظم علیه السلام، دوران آزادتري داشت. در دوران خلافت امين نيز به دليل اختلافات داخلي و مناقشات امين و مأمون فرصت خوبي براي فعاليت‌هاي امام فراهم شده بود.[54] اما هم زمان با خلافت مأمون امام به دستور مأمون از مدينه به مرو منتقل شد[55] و بعد از مدتي با تهديد به مرگ ولایت‌عهدی بر ايشان تحميل گرديد. امام كه مي‌دانست هدف مأمون از پیشنهاد ولايت عهدي مشروعيت بخشيدن به خلافت خود،‌ محدود كردن و كنترل فعاليت‌هاي امام و كاستن مقام و منزل آن حضرت است، شرط نمود كسي را عزل نكند، رسم و سنتي را برنیندازد، وضع موجود را دگرگون نسازد و فقط از دور مشاور باشد.[56] با پذيرش شرايط امام، روز دوشنبه هفتم ماه رمضان سال 201 ق منشور ولايت‌عهدي به خط مأمون نوشته شد. اما مأمون كه از آوردن امام به خراسان و تحميل ولايت‌عهدي به اهداف خود نرسيده بود، با توطئه‌اي تصميم به قتل آن حضرت گرفت.

اباصلت در پاسخ كسي كه گفت: چگونه مأمون راضي به قتل امام رضا علیه السلام شد؟ گفت: مأمون بدين جهت امام رضا علیه السلام را به ولایت‌عهدی برگزید که به مردم نشان دهد آن حضرت رغبت به دنيا دارد تا از چشم مردم بيفتد اما وقتي عالمان و متكلمان مذاهب مختلف را دعوت کرد تا به وسيلة آنان امام را از نظر علمي محكوم نمايد و از اين رهگذر نقص آن حضرت ميان عامه مردم ثابت شود، ولي امام با هيچ عالم يهودي و نصراني و... روبرو نمي‌شد جز آن كه بر او برتري مي‌يافت و مردم مي‌گفتند آن حضرت شايسته‌تر از مأمون براي تصدي خلافت است... بدين ترتيب بود كه مأمون دست به مسموم ساختن امام زد و او را به شهادت رساند.[57]

 

 

[1]. ر.ک: کریم زمانی جعفری، واقعه صفين در تاريخ، ترجمه واقعه صفين، ص 92.

[2]. محمد صحتی سردرودی، مقتل الحسين علیه السلام به روايت شيخ صدوق، ص 136.

[3]. علی‌اکبر خدایی، شريح قاضي، ‌ص 17.

[4]. ابن اثیر، اسدالغابه، ج 2، ص 394؛ شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج 14، ص 29.

[5]. سیدمصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، ج 6، ص 482.

[6]. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتي، نامه 3، ص 480.

[7]. حماسه حسيني، ج 1، ص 360.

[8]. رسول جعفریان، حيات فكري و سياسي امامان شيعه، ص 214.

[9]. مرتضی مطهری، حماسه حسيني، ج 3، ص 57.

[10]. محمد صحتی سردرودی، مقتل الحسين علیه السلام به روايت شيخ صدوق، ص 195.

[11]. محمدباقر کمره‌ای، در كربلا چه گذشت (ترجمه نفس المهموم)، ص 343.

[12]. محمد رحمتي شهررضا، مقتل فلسفي، ص 80-82، چاپ اول، قم، انتشارات مشهور، 1380 ش.

[13]. ر.ک: در كربلا چه گذشت (ترجمه نفس المهموم)، ص 351، عباس قمي، مترجم: محمدباقر كمره‌اي، چاپ 21 قم، انتشارات مسجد جمكران، 1384.

[14]. سعد بن ابي وقاص نظريه ناسازگاري آب و هواي مدائن براي عرب‌ها (برحسب دستور خليفه) مسلمانان و خليفه را مأمور كرد تا جايي مناسب براي سپاه بيابند پس اين دو جايگاه «كوفه» را نزديك به «حيره» باستاني ايران مناسب ديدند و در سال 17 ق بنا كردند.

[15]. در اقامت اسرا در كوفه اختلاف است. مشهور 3 روز، برخي 7 روز و بعضي نيز 100 روز نوشته‌اند.

[16]. مهدی پیشوایی، سيره پيشوايان، ص 234.

[17]. رسول جعفریان، حيات فكري و سياسي امام شيعه، ص 261-265.

[18]. در آن زمان به سرزمين‌هاي سوريه، لبنان، فلسطين، اردن و اطراف آن شام يا شامات مي‌گفتند.

[19]. محمد صحتی سردرودی، مقتل الحسين به روايت شيخ صدوق، ص 208.

[20]. مرتضی مطهری، حماسه حسيني، ج 1، ص 365.

[21]. مهدی پیشوایی، سيره پيشوايان، ص 186.

[22]. کریم زمانی جعفری، واقعه صفين در تاريخ (ترجمه واقعه صفين)، ص 38-57.

[23]. سیدمصطفی حسینی دشتی، معارف و معاريف، ج 8، ص 140.

[24]. همان، ج 6، ص 703.

[25]. واقعه صفين در تاريخ، ترجمه واقعه صفين، ص 194؛ فيض الاعلام ، ص 324.

[26]. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتي، خطبه 71، ص 121.

[27]. مصطفی حسیني دشتي، معارف و معاريف، ج 6، ص 124، چ سوم، تهران، موسسه فرهنگي آرايه، 1379.

[28]. مهدی پيشوايي، سيره پيشوايان، ص 407، چاپ هفدهم، قم، انتشارات توحيد، 1384 ش.

[29]. سیدمحمدصادق موسوي گرمارودي، فرهنگ عاشورا، چاپ اول، تهران، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1384 ش.

[30]. احمد صدر حاج سيدجوادي، دايره المعارف تشيع، ج 2، ص 356، چاپ اول، تهران، نشر شهيد سعيد محبي، سال 1381.

[31]. دايره المعارف تشيع، ج 2، ص 362.

[32]. سیدمصطفی حسینی دشتی، معارف و معاريف، ج 7، ص 493.

[33]. دايره المعارف تشيع، ج 11، ص 460.

[34]. همان.

[35]. شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج 10، ص 107.

[36]. نهج البلاغه، (ترجمه محمد دشتي)، ص 89.

[37]. بيرون شدگان از دين و سنت را گويند اين لقب درباره خوارج شهرت يافت.

[38]. نهج البلاغه، (ترجمه محمد دشتي) خطبه 40، ص 93.

[39]. نام دامنه رودخانه‌اي در نزديكي كوفه، كنار صحراي حروراد.

[40]. رسول جعفریان، حيات فكري و سياسي امامان شيعه، ص 104.

[41]. نهج البلاغه، (ترجمه محمد دشتي)، خطبه 60، ص 111.

[42]. محمدحسین حسینی طهرانی، اربعين در فرهنگ شيعه، ص 75، قم، انتشارات عرش اندیشه1384ش.

[43]. محمدعلی قاضی طباطبائی، تحقيق درباره اول اربعين حضرت سيد الشهدا، چاپ اول، تهران، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي 1383 ش.

[44]. رسول جعفریان، تأملي در نهضت عاشورا، ص 218، چاپ اول، قم، نشر، مورخ 1386.

[45]. همان.

[46]. سیدتقی واردی، روز شمار تاريخ اسلام، ج 2، ص 57، چاپ اول، قم، دارالثقلين، 1380 ش. به نقل از لهوف ابن طاووس، ص 128.

[47]. مهدی پیشوایی، سيره پيشوايان، ص 88.

[48]. سیدمحمدصادق موسوی گرمارودی، فرهنگ عاشورا، ص 103، چاپ اول، 1384 ش.

[49]. رسول جعفریان، حيات فكري و سياسي امام شيعه، ص 168.

[50]. جعفر سبحاني، فروغ ابديت، چاپ دهم،‌ قم، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، 1374، ج 2، ص 493.

[51]. همان، ص 499.

[52]. همان، ص 509.

[53]. مهدی پيشوايي، سيره پيشوايان، ص 467، چاپ هفدهم، قم، انتشارات توحيد، 1384 ش.

[54]. همان.

[55]. رسول جعفريان، حيات فكري و سياسي امامان شيعه، ص 426، چاپ دهم، قم، انتشارات انصاريان، 1386ش.

[56]. همان، ص 440.

[57]. همان، ص 443؛ به نقل از عيون اخبارالرضا، ج 2، ص 241.



منابع: ره توشه محرم
ارسال کننده: مدیر پورتال
 عضویت در کانال آموزش و فرهنگ اربعین

چاپ

برچسب ها محرم - صفر - مناسبت

مطالب مشابه


1
اربعین عطش‎‎های پرپر
کاروان خاطرات، بازگشته است از جایی که چهل روز گذشته است از ماتم‎های سرخ، از عطش‎های پرپر شده است
 1395/04/27
2
پژوهشی در اربعین حسینی(علیه السلام)
محسن رنجبر. حضور اهل بیت(علیهم السلام) در اولین اربعین شهادت امام حسین(علیه السلام) بر سر مزار آن حضرت در کربلا از مسائلی است که در قرون اخیر برخی محققان شیعه درباره آن تشکیک کرده اند. در مقابل، برخی دیگر از اندیشمندان، درصدد رد این تشکیک و اثبات اربعین اول شده اند. این نوشتار ابتدا به دلایل منکران اربعین اول پرداخته و در ادامه به پاسخ گویی آن ها می پردازد، سپس با استفاده از قراین و شواهد دیگر، دیدگاه موافقان اربعین اول را تأیید می کند.
 1395/04/27
3
تحقیقی در باره اربعین حسینی
مسئله اربعین سید الشهداء(علیه السلام) و این که آیا خاندان آن حضرت پس از رهایی از اسارت یزید قصد عزیمت به کربلا را داشته و نیز آیا توانسته اند در آن روز به زیارت آن مضجع شریف نایل آیند و مرقد مطهرش را زیارت کنند، از جمله مسائلی است که از دیرباز صاحب نظران در باره آن اختلاف نظر داشته و هریک با استشهاد به ادله تاریخی برای اثبات یا نفی آن تلاش کرده اند
 1395/04/27

نظرات


ارسال نظر


Arbaeentitr

 فعالیت ها و برنامه ها

 احادیث

 ادعیه و زیارات