ستاد مرکزی اربعین|کمیته فرهنگی، آموزشی

banner-img banner-img-en
logo

 ادبیات و پژوهش


عرفان حسینی و عرفان‌های کاذب

چاپ
در این نوشتار ضمن معرفی اجمالی عرفان‌های نو ظهور، با مقایسه آنها با عرفان حسینی، توانمندی و سرآمدی عرفان حسینی و از طرف دیگر پلیدی معنویت‌های نو پدید را آشکار می‌سازد

یحیی جهانگیری سهروردی*

انتَ المونسُ لهم حیثُ اوحشتهم العوالم؛[1]

تویی مونس ایشان، آن‌گاه که عوالم هستی، آنان را به وحشت می‏اندازد.

اشاره

اینک که فرصتی طلایی برای مبلغان رسالات الهی،[2] فراهم گشته تا تشنگان معرفت را از سرچشمه آموزه‌های عاشورایی سیراب گردانند، بجاست در بخشی از سخنرانی‌های خود، به انحرافات دینی روز نیز اشارتی کنند. از انحرافات فکری امروزین در کشور ما، پدیده ادیان جدید یا نو معنویت‌هاست.

در این نوشتار ضمن معرفی اجمالی عرفان‌های نو ظهور، با مقایسه آنها با عرفان حسینی، توانمندی و سرآمدی عرفان حسینی و از طرف دیگر پلیدی معنویت‌های نو پدید را آشکار می‌سازد.

در نيم‌قرن اخير 173 دين و طبق آماري ديگر نزديك به 200 دين در طول 25سال اخير در سراسر جهان تأسيس شده‌اند[3] در آماري که مراکز بین‌المللی داده‌اند، اکنون 700 فرقه در انگلستان، بين 50 تا 100 دین جدید در سوئيس و سوئد و بیش از هزار مورد در ايالات متحده امريکا به فعالیت مشغولند. عموم این ادیان دارای مشترکاتی با هم هستند از این‌رو، در علم الادیان به «جنبش‌های نوپدید دینی= NRMs»[4] نام گرفته‌اند.

آسیب‌های روانی و اجتماعی این ادیان، به حدی است که در برخی کشورها، صدها مؤسسه دولتی و مردمی برای برخورد با آنها به وجود آمده است، مثلاً در فرانسه، يک وزارت ضد این نوع مذاهب ايجاد شد. متاسفانه در کشور ما متولی خاصی برای برخورد با این جریانات انحرافی نیست. در حالی که در کشور ما حدود 5هزار سایت، چندین هزار کتاب به ترویج این نوع عرفان‌ها پرداخته و حدود هزار مرکز آموزش «يوگا» و انواع کلاس‌های تعلیم ریکی، سایکیک، انرژی درمانی، مدیتیشن و... فعال است. نماینده فرقه رام الله در ایران، ا.م. رام الله. به همراه دو خواهرش، که در 23 سالگی رهبر ی این جریان دینی را به عهده گرفته در حال عضو گیری است. او به حدی در خود را در بین پیروانش جای داده که آنها به وی لقب «اوتاره» یعنی سرور داده‌اند. این گروه در قالب چند مجله و کتاب و سایت به ترویج کیش انحرافی خود می‌پردازند.

هر از گاهی بر روی دیوارهای شهرهای بزرگ کشور مشاهده می‌شود که عدد 666 با اشکال مختلف نگاشته شده است. این عدد، نماد شیطان‌پرستان است که توسط گروه‌های «هوی متال»[5] وارد ایران اسلامی شده است. و یا پوشش‌های جوانان با آرم‌ها و نوشته‌های خاص، همه و همه در راستای تهاجم نرم دشمن با ابزار عرفان‌های وارداتی است. نظر به اینکه این نوع عرفان‌ها، روحیه ابتکار، تلاش و نوآوری را از هر جامعه‌ای می‌زداید، باید به مقابله پرداخت.

چرا این ادیان پدید آمدند؟

تأثير تمدن و تکنولوژي جديد بر دگرگوني و بهتر شدن وضع زندگي مادي بشر را هرگز نمی‌توان دور از نظر داشت، اما اين واقعيت تلخ را نيز نمی‌توان کتمان کرد که غفلت آدميان از اصلي‌ترين ساحت وجودي خود يعني روح ملکوتي و در نتيجه فروپاشي بنيادهاي اخلاق و معنويت در جهان معاصر، از پیامدهای دنیای ماشینی بوده است. امروزه تفکر سنت‌گرائی و بازگشت به گذشته، شعار برخی از اندیشمندانی است که در مهد دنیای ماشینی زندگی می‌کنند. در کانادا عده‌ای بنام «آمیش»[6] در خیابان‌های شهر ظاهر می‌شوند که آن‌قدر از این دنیای ماشینی خسته گشته‌اند که حتی از اتومبیل، برق، تلفن و... هم استفاده نمی‌کنند. اگر کسی به روش زندگی اینان را مشاهده نماید خیال می‌کند که از مدرنیته خبری ندارند.

ناتواني تمدن صنعتي در برآوردن نيازهاي معنوي و ارزشي انسان معاصر و در نتيجه ظهور بحران‌ها و بن بست‌هاي بغرنج در فضاي ذهن و زندگي آدميان سبب شده است تا بار ديگر دل‌هاي مضطرب، به دنبال وسيله اي گردد تا انسان دور افتاده از اصالت‌هاي خويش را از گرداب وحشتناک کنوني نجات داده و به ساحت امن سعادت رهنمون شود.

به دیگر تعبیر، دست‌آورد دنیای مدرن، آسایش صرف بود که آرامش را از انسان سلب کرد. اینک انسان به دنبال آرامش است. آمار فزاینده بحران‌های روانی، افسردگی، شکاکیت روانی و... همه در این راستا قابل تفسیر است.به عنوان مثال: آمار خودکشی در سراسر آمریکا از سال 1999 تا سال 2005 به طور مرتب سالانه هفت دهم درصد افزایش یافته است،[7] افرادی سودجو وقتی به این نیاز بشر دیدند، به دکان سازی معنوی با عنوان نو معنویت و یا ادیان جدید، پرداختند.

بشر امروز، نیازمند اطمینان قلب است. و این نه با معنویت‌های جدید، که در سایه آموزه‌های اسلامی و یاد خداست: Gالَّذينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُF همان كسانى كه ايمان آورده‏اند و دل‌هايشان به ياد خدا آرام مى‏گيرد. آگاه باش كه با ياد خدا دل‌ها آرامش مى‏يابد.[8]

آرامشی که از یاد خدا حاصل می‌شود، چنان مستحکم و ماندگار است که انسان را در بحران‌های گوناگون زندگی، حفظ می‌کند، و او را بسان کوهی استوار می‌کند که هیچ طوفانی او را از پای در نیاورد: «المومن کالجبل الراسخ لا تحرکه العواصف»

رهبر فرزانه انقلاب با درک این واقعیت، ضرورت تبیین و ترویج معنویت اسلامی را یک وظیفه دانسته‌اند. «پيام حيات‌بخش اسلام به دنياى غيرمسلمان به ويژه جوامع صنعتى تشنه معنويت و خسته از مكاتب شكست‏خورده مادى، جزء وظايف مى‏تواند باشد... گرايش به معنويت در بين آنها روزافزون است و هيچ آيين و مكتب فكرى، ظرفيت اسلام براى پاسخ‏گويى به نيازهاى روحى انسان عصر ما را ندارد.»[9]

از دیگر علل گرایش به معنویت و دین‌های جدید در غرب، سرخوردگی تاریخی آنها از دوره تاریک قرون وسطی است. آنها هنوز تفتیش عقاید، قصه گناه‌کار بودن فطری انسان، ظلم و ستم کلیسا را از یاد نبرده‌اند. مسیحیتی که دین معاد بود و بس. و از شیوه معیشت، حرفی برای گفتن نداشت. شیطان‌پرستی[10] به عنوان دینی نوپدید، به خاطر اجتناب از کلیسا به پیروانش پلاک یا نماد «صلیب وارونه»[11] را توصیه می‌کند که این نماد، حکایت از سرنگونی مسیحیت دارد و عمدتاً خواننده‌های راک انواع مختلف آن را به همراه دارند.

بی‌جهت نیست که در مقابل آموزه‌های اخروی صرف کلیسا، این ادیان، دنیوی صرف‌اند. کلیسا خیال کرد که با خدا یا فرزند خدا معرفی کردن عیسی علیه السلام، می‌تواند روح معنویت را در کالبد بشری بدمد غافل از آنکه در مقابل آن غلو، ادیان جدیدی علیه مسیحیت به پا خاستند که حتی بهشت را نه در آسمان که در زمین قرار دادند! فرانسیس بیکن در توصیف بشر جدید غربی می‌گوید:

بشر جدید، بشری است که ملکوت آن زمین و ابزار رسیدن به این ملکوت، علم جدید است. و ابزار رسیدن به این بهشت و ملکوت، علم و تکنولوژی است. ولی بشر قدیم ملکوت بهشت خود را در آسمان‌ها می‌دید. و معراج معنوی را بازار این عروج. مثلاً عده‌ای از پیروان دین «دروازه آسمان.»[12]

در 28 مارس 1997 در ايالت كاليفرنيا عده‌ای با پوشیدن لباس مشكي و تراشیدن سرشان، دست به خودکشی جمعی زندند. رهبرشان، «مارشال هيرف اپل‌وايت»[13] آنها را باورانده بود که ستاره دنباله‌داري به نام «هيل‌ باپ»[14] به وسيله يك سفينه فضايي به نام بشقاب پرنده،[15] آنها را به بهشت جاويدان خواهد برد. بالاخره همه بار سفر بسته و با خود پاسپورت و مقدار كمي دلار، نیز همراه بردند.[16] این معراج عرفان‌های مدرن و پست مدرن است! اینجا معنای جمله «رنه گنون» روشن می‌شود که گفت: جهان جدید باعث شد که عرفان‌های تقلبی در این جهان رشد پیدا کنند.

موج بازگشت به عرفان و معنويت يك موج بسيار محسوس در دنياي جديد است. از این رو، عده‌ای هزاره سوم را «عصر عرفان‌گرایی» می‌نامند.[17] به همین دلیل است که قرآن و کتاب مولانا در آمریکا پرفروش‌ترین کتاب می‌شود.[18]

جلسات پنهانی این ادیان در مناطقی از کشور، ظهور نمادهای این نوع معنویت‌ها در انواع پوشش‌ها و... ما را بر آن می‌دارد که با تبیین پلیدی‌های پشت صحنه عرفان‌های کاذب از یک سو و نیز تشریح قامت بلند عرفان عاشورایی، جوانان را از ابتلا به این بیماری، واکسینه نماییم تا بدانند که آرامش حقیقی در سایه‌سار معنویت حسینی است:

آب در کوزه و ما تشنه لبان می‌گردیم
 

 

یار در خانه و ما گرد جهان می‌گردیم
 

 

مقایسه عرفان حسینی و عرفان‌های کاذب

1- عرفان حسینی، اندیشه‌زا؛ عرفان‌های کاذب، اندیشه‌سوز:

روی آوردن قشر وسیعی از جامعه غرب به نوشیدنی‌های الکلی و مواد مخدر برای رهایی از اضطراب و تشویش از توصیه‌های ادیان جدید است که از عوارض آن سکر و تعطیلی عقل است. ولی در مکتب اسلام هر آرامشی، مطلوب و پسندیده نیست. آرامشی که با تعطیل عقل و تفکر همراه باشد، آرامشی غیرواقعی و زیانبار است. و این، یعنی فرود آمدن بشر از ارزش‌های انسانی به حد و اندازه یک موجود بی‌ارزش و غیرعاقل!

برای نمونه در غرب عالی‌ترین شیوه مراقبه عرفانی، مدیتیشن متعالی[19] است. در مديتيشن متعالي که به طور اختصاری از آن با (TM) یاد می‌شود، یکی از راه‌های تسکین درد‌های روحی و روانی، تکرار مکرر وردی به نام «مانترا» است از آنجاکه این اوراد به زبان سانسکریت می‌باشد، افراد بدون فهم معانی، به ذکر آن مشغول می‌شوند! عجیب‌تر اینجاست که مربيان اين روش معتقدند تکرار «مانترا» آن‌گاه مؤثر خواهد بود که بدون توجه به معناي دروني و عميق آن انتخاب شده باشد.[20] به زعم آنان، توجه به معناي دروني مانترا، باعث می‌شود که روند به خلسه‌ رفتن، یه کندی صورت گیرد!

در این روش، انسان، با خیره شدن به شعله‌ یک شمع یا تمرکز بر روی تنفس، می‌کوشد توجه خویش را از هرچیز دیگری منصرف سازد. با جلب تمام توجه به آن شعله یا کلمه، خلسه‌ای نسبی برای آن فرد حاصل می‌شود. در این هنگام است که او به همه مسائل موجود در ذهنش، مشغول نمی‌شود. قابل توجه اینکه در مبانی برخی دیگر از فرقه‌های معنویت‌گرا، حتی توصیه می‌شود که ذهن را تعطیل کنند.

عدم توجه به معنای اوراد، کنار گذاردن عقل و ذهن، نفی تفکر است. ولی عرفان اسلامی با دعوت به تفکر و تدبر در حقایق، بازداشتن از خاطرات و خیالات باطل و بیهوده، قدرت اندیشه را در آدمی تقویت کرده و به کمال می‌رساند.

مثالی دیگر: یوگا دارای شش شاخه است یکی از این شاخه‌ها «کرمه یوگا» نام دارد که به اعتقاد مربیان این روش، فراموش کردن گدشته و آینده، به انسان آرامش را به ارمغان می‌آورد.[21]

از دیگر مدعیان معنویت نوپدید، اشو[22] می‌باشد. در عقل ستیزی این معنویت کافی است بدانید که او فیلسوفان را سگ[23] و علم و تکنولوژی جدید را ترس و تهدید معرفی می‌کند![24] او در تعالیم خود جنین می‌گوید: «نباید با ذهن مشورت کرد بلکه باید آن را به مرخصی فرستاد. چون نمی‌توان بدان اعتماد کرد. کسی که به تحلیل‌های ذهن گوش فرا دهد او حقیقت را به روی خود بسته است.[25] در جای دیگر می‌گوید: «عقل را فراموش کن! و بگذار عشق، مرکز تو، آماج تو باشد.»[26]

ولی در کلام حسین بن علی علیه السلام، اساساً عقل و نشست با اهل خرد، مایه قبولی اعمال در آستان خداوندگار است: «من دلائل علامات القبول، الجلوس الی اهل العقول».[27] سیر و سلوک عرفان اسلامی از آغاز با تفکر، همراه است. اندیشیدن، جزء جدانشدنی مراقبه در سلوک عرفان دینی است، زیرا مراقبه در فرهنگ عرفان دینی، ملازم ذکر است و ذکر، یعنی تامل در صفات جلال و جمال الهی. هم از این روست که قرآن کریم در بسیاری از آیات خویش به تفکر فرا می‌خواند و یادآوری و ذکر را بر بندگان تکلیف می‌کند. خداوند تعالی در قرآن کریم صاحبان خرد را کسانی معرفی می‌فرماید که خدا را به یاد آورند و در آفرینش او بیندیشند:

Gان فی خلق السموات و الارض و اختلاف الیل و النهار لایات لاولی الالباب الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و علی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السموات و الارضF؛

همانا در آفرینش آسمان‌ها و زمین و گردش شب و روز، نشانه‌هایی برای صاحبان مغز است، کسانی که خدا را در حال ایستاده و نشسته و خوابیده بر پهلو به یاد می‌آورند و در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند.[28]

در مکتب عرفانی امام حسین علیه السلام، نماز جایگاهی ویژه دارد چرا که محبوب سید الشهداست.[29] نماز علاوه بر آرامش به انسان، هوش‌مندی و معرفت می‌دهد. در قاموس روایی ما نماز مطلوب، آن است که نمازخوان بداند که چه می‌گوید و به اذکار و کلمات آن توجه کند و در معانی آن اندیشه ورزد. اما نماز به‌راستی فرصت تعالی آگاهی انسان از اندیشه تا شهود است؛ از ‌این‌رو نباید در حالت خستگی و خواب‌آلودگی به سوی نماز رفت؛ زیرا در این صورت نمی‌توان به معانی آن اندیشید و اسرار آن را مشاهده کرد.

طرح اندیشه‌سوزی ادیان جدید، در جذب پیرو نیز کاملاً مشهود است. این ادیان برای جذب اعضای جدید از روش شرکت‌های هرمی استفاده می‌کنند هر عضو، چند عضر دیگر را گرد می‌آورد. و برای متعصب ساختن عضو نسبت به کیش جدید، او را شستشوی مغزی[30] می‌دهند آنان را از خانواده جدا و در خانه‏های تیمی و مراکز خاص مستقر می‏کنند و تمام روابطشان را تحت کنترل درمی‏آورند تا اعضا باید بی‏چون و چرا از رهبری فرقه اطاعت بکنند!

ولی در عرفان حسینی، هرگونه تسلیم از روی معرفت و اختیار است. «انا هدیناه السبیل اما شاکراً و اما کفورا»[31] آن حضرت آن‌گاه که فرشتگان آسمان برای یاریش رخصت طلبیدند، اگر اذن می‌فرمود، حداقل از روی رعب، از قتلش دست می‌کشیدند ولی او اجازه نداد. چرا که در مرام ایشان ایمان، باید از معرفت برخیزد و بر دل نشیند.[32] به حق که در نهضت او نه تنها عقل در خانه تعطیلی ننشست بلکه به پویایی و شکوفایی رسید.[33]

2- عرفان حسینی، دغدغه‌مند؛ عرفان‌های کاذب، غفلت‌گرا:

غفلت و به تعبیر دقیق‌تر، اغفال و تغافل،[34] از شاخص‌های مهم ادیان جدید است. حال آنکه توجه به حال دیگر انسان‌ها از آموزه‌های اصیل مکتب حسینی است. به تعبیر پدر بزرگوارش: انسان‌ها یا برادر دینی تو اند و یا برادر خلقی تو.[35] اما اساس مدیتیشن، برای رسیدن به آرامش، این است که فرد در گام نخست، به هر آنچه در ذهنش می‌گذرد بی‌تفاوت باشد. عدم دغدغه‌مندی به مشکلات خود و دیگران، از اصول مدیتیشن است! و این بی خیالی را آرامش نام می‌دهند! این کجا و آموزه‌های بلند شیعی کجا! پیامبر اعظم6 می‌فرماید:

هرکس شب به سحر برساند و به امر مسلمین نیندیشد، او را نشاید که مسلمان نامید.[36]

در عرفان حسینی، باید دغدغه‌مند همه انسان‌ها بود. در این مکتب اگر احساس کردی که حر و یارانش علی‌رغم اینکه با تو دشمن‌اند ـ تشنه‌اند باید آب داد. در این مرام آرامش یعنی دغدغه‌مندی برای هدایت همه انسان‌ها حتی دشمن. امام حسین علیه السلام در آخرین لحظه‌های روز عاشورا باز از راهنمایی دست برنداشت. هر رجز او هر خطبه او، نشان از هدایت انسان دارد. معنویت عاشورای می‌گوید: نباید خانواده وهب را بدون هدایت رها کرد. نباید بخاطر آرامش خود و خانواده، مشکلات جامعه‌ای را که یزید خلیفه آن بود، به فراموشی سپرد.

عرفان خدامحور، از خلق و جامعه غافل نیست. عرفانی که درد خدا دارد از درد خلق داشتن برحذر نیست و در آن هم سیر از خلق به سوی خالق و هم سیر از خالق به سوی خلق هست[37] بشنوید سحن عارفی شاگر در مکتب عرفان حسین را که می‌گوید:

ادعای عرفان با بی‏اعتنایی به انسان‌ها، مساوی ادعای عرفان با بی‏اعتنایی به خداوند ذوالجلال است.[38]

جای بسی تأسف است که عرفان مخصوصا موقعی که اصطلاح تصوف به آن پوشیده می‏شود، تنها برای برکنار ساختن فرد از جامعه استخدام می‏شود. گویی فرد موقعی به مقام والای عرفان نایل می‏گردد که از دیگر انسان‌ها قهر کرده و به تنهایی عازم کوی ربوبی گشته باشد...[39]

این همه دردمندی به آلام انسان کجا و اصل تغافل از درد انسان برای رسیدن به آرامش مادی کجا! او آبروی خود را برای نجات بشر از غفلت و گمراهی، فدا نمود: «و بذل مهجته فيك ، ليستنقذ عبادك من الجهالة و حيرة الضلالة»[40] به تعبیر شهید مطهری، منظور از جهالت در اینجا، بی سوادی و نادانی نیست بلکه فراموش‌کاری و غفلت است.[41]

موضع دردناک‌تر از تغافل اینکه، برخی از این ادیان، کشتن افراد دیگر را به بهانه دست‌یابی به شادی تجویز می‌کنند! در تازه‌ترین خبر، يك گروه شيطان‌پرست در مسکو، چهار نوجوان را ربوده، و كشتند و قسمت‌هايي از بدن آنها را خوردند. قربانيان سه دختر و يك پسر نوجوان بين 16 تا 17 سال بودند كه هر كدام با 666 ضربه چاقو (عدد مقدس شیطان‌پرستان) از پاي درآمده بودند. شیطان‌پرستان را قرباني شيطان می‌كنند تا از خشم شيطان در امان بمانند![42]

امام حسین علیه السلام در دعای عرفه می‏فرمایند:

الهی علمْتُ باختلافِ الاثارِ و تنقّلات الاطوار انَّ مرادکَ منّی ان تتعرَّف الیَّ فی کلَّ شی‏ءِ حتی لا اجهلَک فی شی‏ءِ؛

بار الها با دگرگونی‏های روزگار دانستم که خواسته تو از من این است که در همه چیز تو را ببینم و بشناسم و در هیچ چیز از تو غافل و جاهل نباشم.

گاندی، این ارزش‌ها را در عرفان حسین بن علی علیه السلام دید، که وی را الگوی خود گزید نه رهبران عرفان‌های جدید هند را، آیا مایه تأسف نیست که به سبب عدم معرفی عرفان عاشورایی، اینک این جوان ما باشد که از دالائی لاما[43]، سای بابا[44] و اشو، درس معنویت یاد گیرد!

3- عرفان حسینی، پویا و حماسه‌ساز؛ عرفان‌های کاذب، تخدیری:

هنوز صدای سید حسن نصرالله که مایه پیروزی جنگ 33 روزه را عاشورا اعلان کرد در گوشمان طنین‌انداز است. پیروزی نهضت اسلامی ایران و جنگ هشت ساله همه وامدار حادثه طف است. خاطرات رزمندگان و نیز بیانات امام و رهبری سندی محکم بر این ادعاست. رهبر فقید انقلاب با درک این واقعیت بود که فرمود:

ما هرچه داریم از محرم و صفر است.

خلاصه اینکه عرفان عاشورایی، با حماسه همراه است.

عرفان مخلصانه و راستین، بستر رویش و پیدایش جهاد مصلحانه و شهادت‏طلبی است. و جهاد مصلحانه میوه‏ای است که تنها بر تنه تنومند عرفان مخلصانه می‏روید. عارف هر آنچه را مانع و حاجب تجلّی و تذکر اسماء خداوند تبارک و تعالی باشد، ناخوشایند می‏دارد و به جهاد با آن می‏پردازد. در سایه سار این مکتب است که چمران، هم دانشمند و هم مبازری کم نظیر می‌شود.

ولی در عرفان‌های جدید فرد با استعمال داروهای روان‌گردان مثل: پیوت و مسکالین و اسید لیزرژیک، اشباحی می‏بینند بدون اینکه روح سلوک کرده، عروج یافته و ریاضیت کشیده باشد.

عرفان اسلامی عرفانی پویاست و انسان را به مقابله با ظلم و ناملایمتی‌ها فرا می‌خواند ولی معنویت‌های نوپدید، روحیه انفعالی را توصیه می‌کند. جیمز هویت می‌نویسد:

ایجاد تغییر در خودمان خیلی راحت‌تر و عملی تر از آن است که برای تغییرات و تحولات اساسی و بنیانی در محیط کوشش کنیم.

این نوع رویکرد، تحول خواه و نوآور نمی‌تواند باشد.

به زعم نگارنده، این عرفان‌ها، ساخته ایادی استکباری است؛ چرا که غافل سازی مخاطب و نیز ایجاد روحیه راضی بودن به وضع موجود و عدم تحول خواهی در مردم، بهترین اهرم برای سلطه بر ملت‌ها می‌باشد. از این روست که بیشتر رهبران این ادیان، با صهیوینست‌ها تعامل و رفت آمد دارند. اینکه دالایی لاما برترین نشان افتخار آمریکا را طی مراسمی در کنگره دریافت می‌کند و برنده جایزه صلح نوبل می‌شود و بیش از 50 دکترای افتخاری می‌گیرد، همه در این راستا قابل تفسیر است. آیا عرفان کاستاندا که تلقین می‌کند با خوردن گیاه مخدری به نام «پیوت» همه چیز را خوب می‌بینی و هیچ بدی را در دنیا نخواهی دید، در راستای زایل کردن حس «تبری» نیست. ولی در مکتب امام حسین علیه السلام، تنها «سلم لمن سالمکم» کافی نیست بلکه باید «حرب لمن حاربکم» هم بود.

شاید بی‌ربط نباشد که «اشو» از گاندی رهبر مبارزه با استعمار چنان نفرت دارد که حتی یک کار او را تحسین نمی‌کند.[45] از آن طرف چهار سال در آمریکا تربیت دینی و علمی می‌بیند!

عرفان اسلامی با سیاست عجین است. در مکتب عرفانی امام حسین علیه السلام است که عارفی سیاست‌مدار و سیاست‌مداری عارف چون امام خمینی تربیت می‌شود. دشمن از این نوع عرفان که موقعیت او را به خطر می‌اندازد در هراس است، لذا به جوانان ما، عرفان‌های نوپدید را به عنوان کالای جای‌گزین در بسته‌های جذاب معرفی می‌کند.

مهم‌ترین پیام ادیان جدید، تحمل‌پذیر کردن استیلا و استثمار سلطه‌گران سرمایه‌دار جهانی است. اما نماز، قیام و حرکت است. قیام نماز به معنای آمادگی برای قیام الله و حرکت برای حق است. در نظر عارفان مسلمان، قیام نماز نمادی از قیام عبد به حق و توحید عملی است.

آرامش و رضایت‌مندی، خوب است و بخشی از تعالیم معنوی اسلام را تشکیل می‌دهد، اما نه به قیمت از دست رفتن عزت انسانی و نه به بهای پذیرش ستم و سلطه دنیا‌مداران. معنویت حسینی علیه السلام، هرگونه آرامش روان را در سایة عزت مطلوب می‌شمارد. بنابرین، این عرفان حسینی است که قیام می‌سازد نه عرفان سکولار. عارف حسینی، با سکوت در برابر فسادگران و سکون در مقابل ستمگران نمی‏سازد، بلکه برمی‏خیزد و می‏ستیزد تا غروب و غربت و غبار را با جهاد اصغر و اکبر خویش، از چهره حقیقت بزداید.

4- عرفان حسینی، مبتنی بر عقل و وحی؛ عرفان‌های کاذب، مشجون از سحر و خرافه:

طي چند دهة اخير سحر و جادو كه از سوي كليساهاي سنتي تحريم شده بود، مجدداً مورد اقبال قرار گرفته است[46] جالب است بدانید که علی‌رغم ادعای عقلانیت در غرب، ساحران حتی در مسائل سیاسی و ورزشی نیز نظر می‌دهند! برای نمونه «عرفان تولتک» بیش از آنکه عرفان باشد، به سحر، رؤیابینی و استفاده از گیاهان و داروهای توهم‌زا اعتقاد دارد. و یا «كارلوس كاستاندا»[47] از شاخص‌ترين مبلغان عرفان ساحري محسوب می‌شود. او معتقد است با خوردن گیاهانی مثل «تاتوره»، «پیوت»[48] و قارچ توهم‌زا، یه حقایق دست یافت.

سحر و جادو، بر اساس گواهي آيات الهي و اوليا و تجربه، تأثيراتي در عالم خارج دارد، اما به دليل آثار سوء و ويرانگري که مي‌توند در زندگي افراد ايجاد کند، استفاده از اين فن و ابزار، بر اساس دستورهای ديني، ممنوع است.[49]

چرا در غرب که مدعی تمدن و عقلانیت است، جادو، خرافه و شیطان این همه جایگاه پیدا می‌کند؟ جواب این سوال به آموزه‌های منحرف مسیجیت برمی‌گردد. شیطان در مسیحیتِ تحریف شده دارای قدرتی بی‌مانند است. او خیرخواه انسان است، زیرا سبب شده انسان از میوه جاودانگی و دانایی و خرد بخورد. همه این تحریفات و پندار‌های باطل است که برای ابلیس عظمت و حتی قداست به ارمغان آورده است. از این‌رو شیطان در غرب موجودی، قابل پرسش انسان و دارای نیروی غیبی یاریگر شناخته شده است. از این‌رو در غرب، برای شفا خواهی و کسی نیروهای باطنی، به شیطان متوسل می‌شوند! امروزه شیطان‌پرستی، از مکاتب فعال در حوزه موسیقی، دین و فرهنگ در غرب است.

5- عرفان حسینی، حاوی لذت‌های معنوی؛ عرفان‌های کاذب، حاوی لذ‌های مادی

از آنجا که دین مسیحیت، انسان را به خاطر گناه آدم، ذاتاً گناه‌کار می‌دانست، در مقابل آن تفریط، افراطی به پا خاست به نام اومانیسم. این مکتب نه تنها انسان را گناه‌کار ندانست بلکه حکومت خدا بر بشر را نیز طرد کرد. و هر گونه خوبی و بدی را با معیار منافع انسانی می‌سنجید. او مانیست‌ها معقتد بودند: حق آن چیزی است که به نفع انسان باشد و هر چه بر نفع انسان نباشد، باطل است! از از آن روی لذت و آرامش تنها با محور انسان قابل تفسر است آن هم انسان مادی! لذا یکی از ابزار‌های رسیدن به آرامش، را لذت جنسی معرفی می‌کنند. مثلا شیطان‌پرستان نمادی دارند که (Ankh) نامیده می‌شود. این نماد، سمبل شهوت‌رانی و باروری است. امروزه علامت «فمنیسم»،[50] برداشت شده از این نماد شیطان‌پرستان است. و یا در مکتب عرفانی اشو، معرفت از عشق پدید می‌آید و «سکس، بزرگ‌ترین مدیتیشن است، ... عشق از آمیزش جنسی زاییده می‌شود»[51] آیا باید حسرت نخورد که جوان ایرانی اسلامی دنباله‌رو «اشو» باشد کسی که آن قدر به فساد اخلاقی مبتلا شد که در سال 1985 او را از آمریکا هم
اخراج کردند.[52]

از آنجا که این ادیان، معادی را در پس خود نمی‌بینند و همه بهشت و و ارزش‌ها را با نگاه مادی، در این کرة خاکی جست‌وجو می‌کنند، لذا هرگونه آرامش و لذت نیز منتهی به این دنیا هست و بس. تنها رگه بسیار ضعیف از معاد، باور به قانون سمساره است که برگرفته از آئین هندو است. سمساره عبارتست از تناسخ. به باور آنها، ارواح دوباره در قالب جسمی دیگر به این جهان می‌آیند. و معاد یعنی برگشت به همین کره خاکی در قالب جسمی دیگر. لذا ترویج همجنس‌بازی، تغییر جنسیت برای لذات‌جویی کامل! از مفاد این ادیان می‌باشد.

ولی «وهب» شب اول ازدواج خود را در کربلا سپری می‌کند تا مبادا چراغ هدایت انسان و کشتی نجات بشریت[53] بی ناصر بماند.

در مکتب امام حسین علیه السلام، شادی هم رنگی معنوی دارد. بریر شب عاشورا شادمان بود و می‌خندید.[54] ولی در این ادیان شادی با قرص‌های روان‌گردان و موسیقی‌های مبتذل همراه با پارتی‌های مختلط است. در عرفان حسینی، حتی گریه هم شادمانی می‌آورد، به فرموده پيامبر، چشمى كه در عزاى حسين بگريد، در قیامت خندان و شادمان است‏ «كل عين باكية يوم القيامة الا عين بكت علی مصاب الحسين فانها ضاحكة‏ مستبشرة بنعيم الجنة‏»[55] هر چشمی در روز قیامت، گریان است؛ غیر از چشمی که بر مصیبت‌های امام حسین علیه السلام گریسته است که او شاداب و خندان به نعمت‌های بهشتی است. آری این شادی حقیقی است که با یاد حسین علیه السلام بر چهره امام معصوم علیهم السلام نیز چهره می‌افکند. محمد بن جعفر قرشى از ابى عماره منشد نقل كرده كه وى گفت:

هرگز ذكر نشد حسين بن على علیه السلام نزد ابى عبدالله جعفر بن محمد علیه السلام در روزى كه در آن روز آن جناب تا شب متبسم و خندان ديده شوند.[56]

لذت در عرفان حسینی، با مناجات همراه است ولی در عرفان‌های جدید با موسیقی‌های تند و مبتذل.

در عرفان حسینی، کرامت انسانی زن، در سایه عفاف تامین می‌شود. امام حسین علیه السلام و زینب کبری و دودمان رسالت، چه با زبان چه با عمل خویش، یادآور این گوهر ناب گشتند. حسین بن علی علیه السلام به خواهران خویش و به دخترش، فاطمه، توصیه فرمود که اگر من کشته شوم، گریبان چاک نزنید، صورت مخراشید.[57] امام سجاد علیه السلام نیز تا می‌توانست، مراقب حفظ شئون آن بانوان بود. در کوفه به ابن زیاد گفت:

مرد مسلمان و پاکدامنی را همراه این زنان بفرست، اگر اهل تقوایی![58]

به نقل شیخ مفید، پس از کشته شدن امام حسین علیه السلام وقتی گذر عمر سعد، به زنان و دختران امام شهدا افتاد، زنان بر سر او فریاد زدند و گریستند و از او خواستند که آنچه را از آنان غارت شده به آنان باز گردانند، تا به وسیله آنان خود را بپوشانند.[59] به نقل سید بن طاووس، شب عاشورا امام حسین علیه السلام در گفت‌‌وگو با خانواده‌اش آنان را به حجاب و عفاف و خویشتن‌داری توصیه کرد.[60] دختران و خواهران امام، مواظب بودند تا حریم عفاف و حجاب اهل‌بیت پیامبر تا آنجا که می‌شود، حفظ و رعایت شوم.
ام کلثوم به مامور بردن اسیران گفت:

وقتی ما را وارد شهر دمشق می‌کنید از دری وارد کنید که تماشاچی کمتری داشته باشد. و از آنان درخواست کرد که سرهای شهدا را از میان کجاوه‌های اهل‌بیت فاصله بدهند تا نگاه مردم به آنها باشد و حرم رسول‌‌الله را تماشا نکنند.[61]

از اعتراض‌های شدید حضرت زینب3 به یزید، این بود که:

ای یزید! آیا از عدالت است که کنیزان خود را در حرمسرا پوشیده نگاه داشته‌ای و دختران پیامبر را به صورت اسیر شهر به شهر می‌گردانی، حجاب آنها را هتک کرده، چهره‌هایشان را در معرض دید همگان قرار داده‌ای که دور و نزدیک به صورت آنان نگاه می‌کنند؟![62]

با آن‌که زیردست دشمن بودند و داغدار و مصیبت‌زده از منزلی به منزلی و از شهری به شهری و از درباری به درباری آنان را می‌بردند، با نهایت دقت، به حفظ‌ شان و مرتبه یک زن پاکدامن و متعهد مراقبت داشتند.

ابن شهر آشوب، شعری را از امام نقل می‌کند که در آن امام لذت‌های ناپایدار دنیا را ناپایدار و فریفته شدن به آن را ساده لوجی و کم عقلی می‌شمارد.[63]

یا اهل لذه الدنیا! لا بقاءَ لها
 

 

إنّ إغتراراً بظلٍ ضائلٍ، حمقٌ
 

 

6- عرفان حسینی، خدامحور؛ عرفان‌های کاذب، غیرالهی

خدا در عرفان امام حسین علیه السلام موج می‌زند. دعای عرفه آن حضرت، با حمد خداوند می‌آغازد:

الحمدلله الذی لیس لقضائه دافعٌ و لا لعطائه مانعٌ و لا کصنعه صنعُ صانعٍ و هو الجوادُ الواسع فطر اجناس البدایع و اتقَنَ بحکمتِهِ الصنایع...؛

سپاس خدایی را که کسی بر حکمتش غلبه ندارد و بخشش او را باز ندارد. هیچ سازنده‏ای چون او نسازد و هر آینه اوست بخشاینده‏ای گشاده دست، که گونه‏های بسیار آفرید و همه را به دانایی خویش مستحکم نمود.

او چنان رنگ خدا را در زندگی می‌دید که هر بلایی از طرف او را به آغوش می‌کشید. حضرت زمانی که اراده فرمودند از مکّه به سمت عراق خارج شوند، خطبه‏ای خواندند که ضمن آن اشتیاق خود به شهادت و افتخارآمیز دانستن آن را بیان نمودند:

رضی الله رضانا اهل البیت، نصبر علی بلائه و یوفیّنا اجور الصابرین.[64]

خلوص آن حضرت و همواره در پی کسب رضایت الهی بودن، تکیه داشتن بر خدا و امید بستن به نصرت و عنایت او در تمامی لحظات حادثه عاشورا متجلّی است. در خطبه‏ای که شب عاشورا در جمع اصحاب خویش ایراد نمودند، حمد را در حال سرّا و ضرّا از آن خداوند دانستند. حتی در تقدیر از اصحاب خویش، نفرمودند که شما باوفایید، بلکه به خداوند عرض کردند: خدایا، من بهتر و باوفاتر از اصحاب خویش سراغ ندارم:

الّلهمَّ انّی لا اعرفُ اهل‏بیتٍ ابرُّ ولا ازکی و لا اطهر من اهل بیتی و لا اصحابا خیرٌ من اصحابی.[65]

صبح عاشورا با دیدن حمله سپاه دشمن، اول با خدای خویش مناجات می‏کند:

اللّهمَّ انتَ ثقتی فی کلِّ کربٍ و انتَ رجائی فی کلِّ شدةٍ و انتَ لی فی کلِّ شدةٍ و انتَ فی کلِّ امر نزَلَ به ثقةٌ و عدةٌ، کم من همٍّ یضعف فیه الفؤادُ و تقِلُّ فیه الحیلةُ و یخذلُ فیه الصدیق و یشمتُ فیه العدو، انزلته بک و شکوتَه الیکَ، رغبةً منّی الیکَ عمَّن سواکَ ففرّحبةَ عنّی و کشفتَه و انتَ ولیُّ کلِّ نعمةٍ و صاحب کل حسنةٍ و منتهی کلِّ رغبةٍ؛[66]

خدایا در هر گرفتاری تو تکیه‏گاه منی و در هر شدت، تو امید منی و در هرچه برایم پیش آید، تو تکیه‏گاه و نیرو و ساز و برگ منی. چه بسا اندوهی که دل را سست و انسان را درمانده می‏سازد. دوست، انسان را وامی‏گذارد و دشمن، زبان شماتت می‏گشاید. من همه را با تو در میان گذاشته و به تو شکایت کرده‏ام؛ به خاطر عشقی که به تو دارم، نه به جز تو؛ توهم آن اندوه را برطرف ساخته‏ای. پس تو ولیّ هر نعمت و صاحب هر نیکی و نهایت هر خواسته‏ای.

در آخرین لحظات قبل از شهادت، نیز باز خدا را در همه احواش حضور می‌دهد:

اللَّهمَّ متعالی المکان، عظیمُ الجبروت... ادعوکَ محتاجا و ارغبُ الیکَ فقیرا و افرغُ الیکَ خائفا و ابکی الیک مکروبا و استعین بک ضعیفا و اتوکَّلُ علیکَ کافیا.[67]

در نیایش عرفه‌اش چنان خدا را ندا می‌زند که گویی جز خدا نمی‌بیند:

... انتَ الذی هدَیت. انت الذی عصمتَ. انت الذی سترتَ. انت الذی غفرتَ. انت الذی اقلتَ.

عرفان‌های مدرن و پست مدرن، بدون اعتقاد به خدا و شریعت، می‌خواهد به انسان معاصر، نشاط و آرامش را ارمغان دهند! هایدگر در تفسیر این جمله نیچه که گفت: [العیاذ بالله] خدا در غرب مرده است. می‌گوید منظور این است که در زندگی عادی مردم رنگ خدایی نیست. چون بهشت این بشر، همین کره خاکی است. همه آرزوهای خود را در این صحنه می‌بیند و ابزار رسیدن به این بهشت را هم در اختیار دارد. ابزار رسیدن به این بهشت، علم و تکنولوژی است؛ از این رو، خدا در زندگی بشر غایب می‌شود. هدف این فرقه‏های عرفانی هم، دست‌یابی به آرامش روانی[68] دربرابر اضطراب‏هاست و اصلا، خدا، دین و معاد برای آنها مطرح نیست.

اگر محور خدا باشد، هرگونه اعتراض نیز با منطق و البته بدون کشتن افراد بی گناه و هرج و مرج، انجام می‌گیرد لذا حسین بن علی علیه السلام در همان آغاز حرکت تصریح کرد که «إنی لم أخرج أشرا و لا بطرا»؛ من برای شورش و طغیان، قیام نکرده‌ام.

ولی هرج و مرج از موضوعات پررنگ در جنبش‌های نوپدید دینی است. بدین جهت است که برخورد با این فرقه‌ها در برخی کشور‌ها به طور جدی تعقیب می‌شود. از علامت شیطان‌پرستان حرف A انگلیسی است که از اول کلمه (Anarchy) به معنای هرج و مرج، گرفته شده است. این نماد جوانان را به تخریب همه قوانین و ارزش‌ها توصیه می‌کند. گروه‌های هوی‌متال، از این علامت بیشتر استفاده می‌کنند.

در نهضت امام حسین علیه السلام تلفیق عقل، عشق، خرد، محبت، ادراک، اشراق، دِماغ و دِل را به خوبی می‏توان یافت و با تأملی دوباره در آغاز و انجام آن قیام، رگه‏های متعدد و نمونه‏های متکثر بر اثبات این مدعا وجود دارد.

به فرموده قرآن، آرامش تنها در آستان ایمان واقعی است:

Gإِنَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتي‏ كُنْتُمْ تُوعَدُونَF؛

در حقيقت، كسانى كه گفتند: پروردگار ما خداست، سپس ايستادگى كردند، فرشتگان بر آنان فرود مى‏آيند و مى‏گويند: هان! بيم مداريد و غمين مباشيد، و به بهشتى كه وعده يافته بوديد شاد باشيد.[69]

Gإِنَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَF؛

محقّقاً كسانى كه گفتند: پروردگار ما خداست؛ سپس ايستادگى كردند، بيمى بر آنان نيست و غمگين نخواهند شد.[70]

جوان پیرو این معنویت‌ها نمی‌تواند خلاق، پویا، مخترع و افتخار آفرین باشد. او آرامش ندارد بلکه انفعال روانی دارد

 

 

 

* دبیر تحریریه ادیان جدید مجله هفت اقلیم، پژوهشگر بخش ادیان جدید پژوهشکده باقرالعلوم و بخش نو معنویت‌های معاونت تبلیغ حوزه.

[1]. فرازی از دعای عرفه.

[2]. اشاره به آیه39 سوره احزاب.

[3]. یحیی جهانگیری، مقاله «دین هیونزگیت»، مجله هفت اقلیم، ش1، ص9.

[4]. New Religious Movements.

[5]. هوی متال(Heavy Metal) یکی از انواع موسیقی راک است که به عنوان یک سبک تعریف شده موسیقی در دهه ۱۹۷۰ پا به عرصه گذاشت.

[6]. Amish.

[7]. شبکه خبر، 30 مهر 1387.

[8]. رعد، آیه28.

[9]. ر.ک: به سایت مقام معظم رهبری www.leader.ir

[10]. Satanism.

[11]. Upside down Cross.

[12]. Heavens Gate.

[13] - Marshall Herff Applewhite.

[14] - Hale-Bop.

[15]. UFO.

[16]. یحیی جهانگیری، مقاله «دین دروازه آسمان»، سایت پژوهشکده علمی کاربردی باقرالعلوم www.pajoohe.com

[17]. علی‌اکبر افراسیاب‌پور، مقاله «عرفان‌ستیزی در دوران عرفان‌گرایی»، مجله حافظ، نیمه اول بهمن 1384، ش 23، ص21.

[18]. روزنامه کیهان، پنجشنبه 24 آبان 1386، ش18950.

[19]. Transcendental Meditation.

[20]. هارولد اچ بلوفيلد، تي ام، دانش هوشياري خلاق، ترجمه فرخ سيف بهزاد، تهران: نشر خاتون،1376 ، ص‌48.

[21]. سوامی، شیواناندا، جاپا یوگا، ص86.

[22]. اشو در 11 سپامبر1931 در روستای کوچووادا در هند متولد شد. او در سال 1974 «کمون بین االمللی اشو» را در هند تاسیس کرد. هر روز پذیرای هزاران نفر از سرار دنیا برای یافتن آرامش و معنویت بدان‌جا می‌روند. او مدعی معنویت جدید بوده و تقریبا همه آثارش در ایران ترجمه شده است. رابطه جنسی، از مسائل اساسی در آیین اوست. وی در سال 1985 به خاطر فساد اخلاقی از آمریکا اخراج شد.

[23]. اشو، راز بزرگ، ترجمه روان کهریز، ص249.

[24]. محمدتقی فعالی، آفتاب و سایه‌ها، نجم‌الهدی، چ چهارم، ص126.

[25] راز بزرگ، ص54.

[26]. اشو، الماس‌های اشو، ترجمه مرجان فرجی، ص67.

[27]. گروه حدیث پژوهشکده باقرالعلوم، فرهنگ سخنان امام حسین علیه السلام، ص815.

[28]. آل‌عمران، آیه191.

[29]. «فهو يعلم اني كنت احب الصلاه له»، جوادي آملي، حكمت عبادات، ص‌232.

[30]. brain wash.

[31]. انسان، آیه3.

[32]. چنانکه قرآن می‌فرماید: Gلما یدخل الایمان فی قلوبهمF.

[33]. تعبیری از حکیم فرزانه آیة الله جوادی آملی.

[34]. یعنی تعمداً خود را به غفلت و نادانی زدن.

[35]. «اما اخ لك في الدين او نظير لك في الخلق» نهج البلاغه، نامه 53.

[36]. «من اصبح و لم يهتم بامور المسلمين فليس منهم‏» كافى، ج‏2،ص‏163.

[37]. محمدجواد رودگر، مقاله «همگرایی عقل و عشق در نهضت حسینی»، دو ماهنامه رواق اندیشه، همگرایی عقل و عشق در نهضت حسینی، ش16، ص73.

[38]. علامه محمدتقی جعفری، عرفان الله، ص‌84.

[39]. همان، ص‌112.

[40]. فرازی از زیارت اربعین ابی عبدالله الحسین علیه السلام.

[41]. استاد مطهری، حماسه حسينى، ج‌3، ص‌47.

[42]. روزنامه آفتاب يزد، 24/7/1387،  ش2473 ،ص‌4. 

[43]. رهبر معنوی بوداییان تبت.

[44]. اسم اصلی‌اش، سوامی ساتیا سای بابا است، او از مدعیان جدید عرفانی در هند است که در نوامبر 1926 در هند متولد شد. او با انجام سحر و جادو، پیروان زیادی را جمع کرده است.

[45]. آفتاب و سایه‌ها، ص‌137.

[46]. سیدحسین نصر، مقاله «دين در غــرب جديد»، مجله مدارا، شهریور 1387، ش2.

[47]. کارلوس کاستاندا در سال 1935 در برزیل به دنیا آمد.

[48]. گیاهی که به اعتقاد کاستاندا با خوردن آن انسان همه هستی را خوب می‌بیند بدی در آن راه ندارد.

[49]. در قرآن آيات متعددي راجع به سحر داريم. سوره طه آيات 76 ـ 57 و نيز سوره اعراف آيه 116؛ يونس، آیه81 و آيات ديگر.

[50]. فمینیسم، مکتبی است در غرب که در ایران هم طرفدارانی دارد، این مکتب از تساوی حقوق زن و مرد دفاع می‌کند.

[51]. اشو، الماس‌های اشو، ترجمه مرجان فرجی، ص‌240 و316.

[52]. آفتاب‌ها و سایه‌ها، ص137.

[53]. ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة.

[54]. بحارالانوار، ج‌45، ص‌2.

[55]. همان، ج‌44، ص‌293.

[56]. حدثنى محمد بن جعفر القرشى ، عن محمد بن الحسين بن ابى الخطاب ، عن الحسن بن على ، عن ابن ابى عمير، عن على بن المغيرة عن ابى عمارة المنشد قال : ما ذكر الحسين بن على علیه السلام عند ابى عبدالله جعفر ابن محمد علیه السلام فى يوم قط فرئى ابوعبدالله علیه السلام فى ذلك اليوم متبسما قط الى الليل.

[57]. موسوعة کلمات الامام الحسین، ص‌406.

[58]. تاریخ طبری، ج‌4، ص‌350.

[59]. شیخ مفید، ارشاد، ج‌2، ص‌113.

[60]. الملهوف علی قتلی الطفوف، ص‌142.

[61]. همان، ص‌181.

[62]. همان، ص‌218.

[63]. گروه حدیث پژوهشکده باقرالعلوم، فرهنگ جامع سخنان امام حسین علیه السلام، ص928، به نقل از: المناقب، ج4، ص69.

[64]. بحارالانوار، ج44، ص‌366.

[65]. معهد تحقیقات باقرالعلوم، موسوعة کلمات الامام الحسین، ص‌395.

[66]. بحارالانوار، ج‌45، ص‌4.

[67]. موسوعة کلمات الامام‏الحسین، ص‌509.

[68]. Tranquility.

[69]. فصلت، آیه30.

[70]. احقاف، آیه13.



منابع: ره توشه محرم
ارسال کننده: مدیر پورتال
 عضویت در کانال آموزش و فرهنگ اربعین

چاپ

برچسب ها عرفان - امام حسین

مطالب مشابه


1
اربعین عطش‎‎های پرپر
کاروان خاطرات، بازگشته است از جایی که چهل روز گذشته است از ماتم‎های سرخ، از عطش‎های پرپر شده است
 1395/04/27
2
پژوهشی در اربعین حسینی(علیه السلام)
محسن رنجبر. حضور اهل بیت(علیهم السلام) در اولین اربعین شهادت امام حسین(علیه السلام) بر سر مزار آن حضرت در کربلا از مسائلی است که در قرون اخیر برخی محققان شیعه درباره آن تشکیک کرده اند. در مقابل، برخی دیگر از اندیشمندان، درصدد رد این تشکیک و اثبات اربعین اول شده اند. این نوشتار ابتدا به دلایل منکران اربعین اول پرداخته و در ادامه به پاسخ گویی آن ها می پردازد، سپس با استفاده از قراین و شواهد دیگر، دیدگاه موافقان اربعین اول را تأیید می کند.
 1395/04/27
3
تحقیقی در باره اربعین حسینی
مسئله اربعین سید الشهداء(علیه السلام) و این که آیا خاندان آن حضرت پس از رهایی از اسارت یزید قصد عزیمت به کربلا را داشته و نیز آیا توانسته اند در آن روز به زیارت آن مضجع شریف نایل آیند و مرقد مطهرش را زیارت کنند، از جمله مسائلی است که از دیرباز صاحب نظران در باره آن اختلاف نظر داشته و هریک با استشهاد به ادله تاریخی برای اثبات یا نفی آن تلاش کرده اند
 1395/04/27

نظرات


ارسال نظر


Arbaeentitr

 فعالیت ها و برنامه ها

 احادیث

 ادعیه و زیارات