logo logo
  • تاریخ انتشار:‌ 1393/09/09
  • بازدید:‌ 621
  • چاپ
زیارت، آفرینش انسان نورانی

زیارت، آفرینش انسان نورانی

انسان نورانی مصداق فضیلت‌هایی است که منادی آن است و چون در آشتی و همدلی با خویش و دیگری است، فراسوی سلطه طبیعت و تاریخ ایستاده است.

انسان نورانی مصداق فضیلت‌هایی است که منادی آن است و چون در آشتی و همدلی با خویش و دیگری است، فراسوی سلطه طبیعت و تاریخ ایستاده است. دارای وجدان بیدار و خرد فرزانه و فکر حکیمانه و عمل خلاّق است، گناه آگاه است، چون روی به سوی عصمت دارد، مرگ آگاه است؛ زیرا به ابدیت ایمان دارد. و همواره خود را در محضر خالق نور می‌یابد و سیر و مسلک خویش را بر هادیان نور، اولیای پاک و بی‌غش خالق نور بنا می­گذارد و همواره در این سلوک و طریقت برای رهایی از نسیان و غفلت، خود را نیازمند تذکر و تجدید عهد می‌یابد و برای این تجدید میثاق و ذکر حضور دایمی به محضر اولیا و باریافته‌گان به عالم قدس ربوبی می‌ر‌سد. در حضور آنان با یادآوری پیمان ازلی صبح الست، بر پایداری و وفای به عهد متعهد می‌شود. چون این درک حضور را داراست زائر است، چون در حضور اوست، آن هنگام که در حریم ملکوتی حرمی قرار می‌گیرد، پس زائر است. یا آنگاه که در آستانه و عتبه‌ای رفیع بار می‌یابد و افتخار تشرف پیدا می‌کند، زائر اوست. و حضور او در عتبه‌ها، بهره‌مندی از انوار الهی و فیض قدسی است؛ چنانچه میرداماد می‌نویسد:

آنگاه اجتماع نفوس و جان‌های زائران که به انوار الهی و روشنایی ملکوتی منوّر و روشن است، فواید فراوانی برای آن وجود دارد. همان‌گونه که آیه‌های شفاف در انتقال اشعه و پرتوهای روشنایی در یکدیگر می‌تابند و از این تعامل اشراقات نورانی به مراتب بیشتر می‌شود. به گونه‌ای که چشمان ضعیف قدرت دیدن آن را ندارند.[1]

سهم آب و گل کوزه تن هریک از آدمیان در این نشئه حضور ناسوتی و تجربه و تقدیر تاریخی در ارض هبوط، یک تولد و یک مرگ بیش نیست. لکن ولادت و خلقتی است که بی­نکاح اتفاق می‌افتد.‌ به عبارتی دیگر، آفرینش انسان روحانی جدید است، یعنی خلق انسان معنوی و نورانی و به تعبیر قرآن «کلمة الله». به همین دلیل در قرآن ولادت حضرت عیسی7 چونان آفرینش‌ «آدم» تعبیر شده است، یعنی خلق حقیقت وجود یا به تعبیر مولانا ولادت ثانی آدمی:

 

زاده‌ی ثانی است احمد در جهان
 

 

صد قیامت بود او اندر عیان[2]
 

 

 

این حقیقت روحانی وجود آدمی فراسوی زمان، تاریخ، مذکر و مؤنث بودن و واقعیت آب و گل و کوزه تن ناسوتی او ایستاده است. زایش همین حقیقت وجود آدمی است که خلق انسان جدید را در پی خواهد داشت. انسان نورانی، آفرینش روحانی حقیقت وجود است. هستی وانهاده و قطره متصل به اقیانوس مبدأ فیض است. با طلوع خورشید جان علوی از افق وجود، طرح عالم و آدم نوافکنده و عهدی نو نیز در تاریخ افتتاح می‌شود. انسان نورانی حقیقت آدمی است حقیقتی که نیروی احیاگری معجزه‌آسایی دارد. کلمة الله، مؤید به فیض روح القدس، جبرئیل امین وجود و در نهایت متصل به مبدأ فیض است؛ به‌تعبیر حافظ:

 

فیض روح‌القدس ار باز مدد فرماید
 

 

دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می‌کرد[3]
 

 

 

انسان نورانی یا کامل، جان بی‌سایه است، چون همه تارهای هستی او در پرتو خورشید جان علوی روشن شده است. فعل و اراده او نیز متصل به فعل و اراده حق است. به بیان قرآن: «ما رمیت اذا رمیت ولکن الله رمی...»[4] ولی احیاگر جان‌های مرده است؛ چنانچه مولانا  می‌گوید:

 

هین که اسرافیل وقت‌اند اولیا
جان‌های مرده اندر گور تن
 

 

مرده را زیشان حیات است و حیا
برجهد ز آوازشان اندر کفن[5]
 

 

همین احیاگری اولیای الهی و به ویژه حضرات معصومین: است که خداوند در قرآن، پیامبرگرامی اسلام٩ را مستغفر گناهکاران و خاطیان و به عبارتی کم‌فروغ شدگان و بی‌بهرگان از نور هدایت معرفی می‌کند و او را «سراج منیر» می‌نامد. وجودهای نورانی که فوق زمان و تاریخ و احیاگران حیاتند، پس از مرگ، نیستی در آنان به فیض روح‌القدس و آن جان جانان راه ندارد. چنانچه قرآن کریم در وصف شهدا نیز آنان را زندگان جاوید می‌شمرد. انبیا و ائمه:که معلمان شهدا و احیاگران نورانیت هستی‌اند، همواره حی و مرزوق عندالله هستند. لذا باریابی به محضر آنان، بهره‌گیری از تلألو نورانیت آنان است که منشأ حیات و نورانیت جان آدمی است.

در عصر جدید با افول حیات دینی و غروب تجربه‌های اشراقی و غیبت انسان نورانی و تهی­شدن فرهنگ و زندگی انسان از سنت و میراث حیات معنوی، تجربه‌های عمیق و زنده انسان نیز از امر قدسی و الوهیت از کانون فرهنگ و زندگی جامعه‌ها و جمعیت‌ها به پیرامون رانده شد. اما واقعیت این است که امر قدسی نیز چونان زیبایی چیزی نیست که بتوان ریشه‌های آن را از ساحت وجود آدمی و فرهنگ و زندگی انسان‌ها برای همیشه برکند. همة تلاش‌ها و جنجال‌ها از دور کردن انسان‌ها از کانون‌ها و سنت‌ها و آیین‌های نورانی و قدسی نتوانست از توجه انسان سرگردان و رهاشده در برهوت مدنیت مدرن او را از حضور زائرانه‌اش در آستان‌های رفیع و حریم‌های قدسی اولیای الهی بی‌نیاز و جدا سازد و به صراحت می‌توان گفت ـ با توجه به شواهد و قراین مسلم ـ  توجه بنیادین و عمیق و شدیدتر از کشش‌های دیگر عرصه‌های زیبایی، امروز بیش از هر زمان، این حضور قدسی تجلی می‌یابد و به تجربه درمی‌آید. با همه جلوه‌هایی که برای آثار و خشت و گل‌‌ها و ابنیه و دفینه‌ها در موزه‌ها و بوستان‌ها و امکنه بسیار مجلل و پرشکوه و پر زرق برق پیامبران عصر مدرنیته برای جایگزینی اماکن مقدسه ساده و بی‌آلایش، ولی نورانی به کمک سوداگران دست و پا کردند، هرگز نتوانستند کانون توجه مردم را هنوز از جان‌های پاک حتی اگر از اندک نورانیتی بهره‌مند باشند، از حریم‌های قدسی و آستان‌های نورانی، به دیگر سو بازگردانند. این نیاز درونی ‌ و سنت الهی است که همواره انسان‌ها برای اتصال به خالق نور به آن نور نور و نور فوق نور به اماکن نورانی به عنوان تجدید عهد و تقویت شعاع نورانی وجود نیازمندند، لذا زیارت یعنی آفرینش انسان نورانی فراتر از ماده و زمان. نه در جا ماندن و نظاره‌گر تاریخ و دفینه و کتیبه و صحیفه ماندن.

 


1. میرداماد، قبسات، ص 456.

2. مثنوی معنوی، دفتر ششم ، ص 1080 ، بیت 750.

3. دیوان حافظ، دکتر رشید عیوضی و اکبر بهروز، ص 141.

4. انفال، 17.

5. مثنوی معنوی، دفتر اول، ص 95.

مطالب مشابه